پوستر فیلم ۳۲ هفته

کاراکترهای پرداخت‌نشده

۳۲ هفته
32Weeks
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

«هانا» در خانه خواب است که تماسی تلفنی او را آشفته می‌کند. به او اطلاع داده می‌شود که «کول» شبِ قبل تصادف کرده و حالا در بیمارستان بستری است. هانا برای کمک به دوستی که در گذشته هم‌اتاقی‌اش بوده، بلافاصله به بیمارستان می‌رود. حال جسمی کول خوب است، اما حافظه‌ی او دچار مشکل شده و او سی‌ودوهفته‌ی اخیر خود را گم کرده و به‌خاطر نمی‌آورد.
فیلم «جعبه‌ی سیاه»؛ محصول ۲۰۲۰، داستان نولان مردی‌ست که بعد از یک تصادف و مرگ همسرش در آن تصادف دچار مشکلات حافظه شده و گذشته‌اش را به‌درستی به‌خاطر نمی‌آورد. او در مسیر یافتن حافظه‌اش با دکتری مرموز که خاطرات افراد را می‌تواند دستکاری کند، آشنا می‌شود. فیلم مسیرش را با جزئیات خوبی به بیننده نشان می‌دهد و با اینکه حتی فیلمی علمی و تخیلی محسوب می‌شود، اما همین جزئیات مهم توانسته درک بیننده را از موقعیت نولان بیشتر هم کند. اما فیلم «۳۲ هفته» بزرگ‌ترین مشکل‌اش این است که جزئیات برای‌اش اهمیت ندارند و به راحتی می‌توان ابهامات داستانی را در آن دید.
پلات کلی این فیلم مشخص است. کول سعی می‌کند برای یافتن گذشته‌اش با دوستان خود ارتباط برقرار کند، اما در این راه هیچ‌کس با او صادق نیست. نه هانا به عنوان دوست به او کمک خاصی می‌کند و نه «سایمون» و «وارن»، دو شخصی که انگار در این مدت سی‌ودو هفته با او رابطه‌‌های بسیاری داشته‌اند. در این میان او با فلش‌بک‌های کوتاهی آهسته‌آهسته گذشته‌اش را به یاد می‌آورد. روایت داستان تا اواخرش خوب به نظر می‌آید، اما زمانی که گره داستانی باز می‌شود، تازه باگ‌های داستان مشخص می‌شود و بیننده در ذهن خود می‌پرسد، چرا در آن سکانس این اتفاق رخ داد یا آن اتفاق رخ نداد. به مانند اینکه چرا در همان ابتدای داستان کول به مهمترین نکته‌ی ممکن درباره‌ی چطور به بیمارستان رسیدن، توجه نکرده یا به چگونه تصادف کردن یا کجا تصادف کردن و سوالات دیگر مهمی از این دست. چرا که اگر در همان ابتدا به دنبال این سرنخ‌ها در زمان تصادف می‌گشت، بهتر و زودتر می‌توانست راز تصادف را بفهمد. این همان توجهی‌ست که نویسنده در داستان نداشته و کاراکترهای خود را سطحی و بدون اهمیت نوشته است.
از سوی دیگر شخصیت کول دچار ابهام بسیار است. مشخص نیست، او چرا هیچ‌کس را ندارد و از پدر و مادر و حتی آشنایان‌اش کسی به سراغ‌اش نمی‌آیند. حتی منبع درآمد او نیز تنها حدس زده می‌شود که باید تدریس ویولن باشد. درواقع شخصیت کول از پایه پرداخت درستی نشده است. این اتفاق درباره‌ی مابقی شخصیت‌ها هم رخ‌داده و بیننده هیچ‌کدام از این شخصیت‌ها را نمی‌شناسد. در این میان موسیقی و تصاویر تنها دلایلی هستند که می‌توانند دیدن این فیلم را کمی قابل‌قبول کنند.