هیجان و اضطراب ساده
مردی جوان به هوش میآید و خود را در صندوقعقب ماشینی حبسشده مییابد، درحالی که دهاناش با چسب بسته شده و تمام بدناش در پلاستیک پوشیده شده است. او در کنار خود هم دختری جوان را که شمایلاش بسیار آشناست، میبیند. کمی بعد دختر هم هوشیاری خود را به دست میآورد.
اواسط سال ۲۰۲۱ بود که فیلمی با نام «اکسیژن» را مرور کردیم. در این فیلم دختری جوان درون تابوتمانندی از خواب برمیخیزد و هیچ تصوری از جایی که قرار دارد یا شخصیتی که است، ندارد. او هیچ چیز نمیداند، حتی خودش را هم نمیشناسد. در این فیلم ترس واژهی اصلی روایت است و قرار است در مدت زمان فیلم ما با تمام وجود خفقان و ترس را مشاهده کنیم. این فیلم روایتی از هستی و نیستی و عاشقانهای زیبا است که میتواند هدف نهایی زندگی را هم به خوبی تصویر کند.
فیلم «دو قبر در بیابان» نیز با چنین ایدهای آغاز میشود. ترس و خفقان را میتوان در سکانسهای ابتدایی آن به خوبی مشاهده کرد. مردی جوان که به طرز وحشتناکی در مکانی محبوس شده باید تلاش کند خود را از آنجا رها کند. اما این مرد در کنار خود یک زن را میبیند. وجود همین زن بعد از مدت زمانی اندک میتواند آن ترس ابتدایی را کاهش دهد. دختر جوان فیلم «اکسیژن» هیچ کس را در کنار خود ندارد. همین تنهایی ظاهری و عدم تعامل با فردی مانند خود به خودیخود میتواند میزان ترس روایت را بیش کند. فیلم «دو قبر در بیابان» اما یک فیلم هیجانانگیز است و قرار نیست جز در همان سکانسهای ابتدایی ما ترس را به معنای درستاش درک کنیم. همین اتفاق است که بعد از زمانی اندک توقع ما را از فیلم کم میکند. این فیلم قرار است یک فیلم هیجانانگیز ساده باشد که در مسیر خود با داشتن منطق روایی ما را با خود همراه کند. فیلمی که مانند فیلم اکسیژن معنایی اصیل ندارد و در جستوجوی زدن حرفهای خاصی نیست. این فیلم یک روایت سرگرمکننده است که میتواند مخاطب را برای ساعتی با هیجان و اضطراب نسبی همراه خود کند، همین و بس.
بیشتر اتفاقات این فیلم در همان صندوقعقب ماشین رخ میدهد به همین دلیل برای القای حسِ فیلم کارگردان باید نسبت دوربین و قاب آن آگاهی داشته باشد. «بنجامین گوآلابره»، کارگردان این فیلم، از سال ۲۰۱۳ ساخت فیلمهای کوتاه را آغاز کرده است. در این میان یک فیلم مستند را هم کارگردانی کرده تا در سال ۲۰۲۰ اولین فیلم بلند خود را بسازد. همین تجربه در ساخت فیلم کوتاه باعث شده دقت نظر او در ساخت فیلم بلندش کاملاً مشهود باشد. قاب دوربین گوآلابره در صندوقعقب چنان است که هرگز تکراری نمیشود و میتواند آن حس خفقان و تنگنای موجود را هم به خوبی نشان دهد. گوآلابره با دید حرفهای خود در آینده میتواند در ژانر دلهره هم فیلمهای خوبی را بسازد. باید منتظر بود و دید این کارگردان نوپا چگونه میتواند آیندهی خود را رقم بزند و مخاطبان بیشتری را دنبالروی خود کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.