پوستر فیلم ۲۴ ساعت ناقابل

تهوع جنایی

۲۴ ساعت ناقابل
24Little Hours
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

فیلم درباره مردی‌ست که تازه از زندان بیرون آمده است. و می‌خواهد انتقام خواهر مرده‌اش را بگیرد. خواهری که دقیقاً هم مشخص نمی‌شود چرا و چگونه مرده است. سکانس ابتدایی فیلم آخرین لحظات این بیست و چهار ساعتی که قرار است این مرد به انتقام‌جویی بپردازد را نشان می‌دهد. بعد از آن دوربین به اتاق بازجویی پلیس می‌رود. یک زن پلیس مسئول این پرونده است. از دیروز صبح و طی ۲۴ ساعت عده‌ی زیادی کشته شده‌اند و این پلیس باید شواهد و مدارک را در کنار هم قرار دهد. در تمام این مدت پلیس در اتاق نشسته و بدون خارج شدن از آن سعی دارد در صحبت با شاهدان، معمای این قتل‌ها را حل کند! هر کدام از شاهدان آنچه دیده را تعریف می‌کند. و فیلم آنچه آنها تعریف می‌کنند را نشان می‌دهد.
فیلمی که از همان ابتدا شما را به یاد فیلم‌های «گای ریچی» می‌اندازد. فیلم انگلیسی‌ست و تمام سعی خود را کرده است نسخه‌ای مبتذل از فیلم‌های گای ریچی را هم بسازد و موفق هم شده‌ است. کادربندی فیلم و تدوین فیلم، حتی طریقه‌ی گرفتن تفنگ توسط بازیگران آن همه کاملاً شبیه به فیلم‌های ریچی‌ست. فیلم «قاپ‌زنی» و یا حتی آخرین فیلم او «جنتلمن» را هم به‌یاد در ذهن داشته باشید کافی‌ست. قرار است در این فیلم، اما برعکس فیلم قاپ‌زنی، انسان‌های خوب برای گرفتن انتقام دست به همان خشونتی بزنند که در فیلم قاپ‌زنی مشاهده می‌کنیم. فیلم برای بزرگ کردن شخصیت‌هایش کارهای عجیبی می‌کند. به جای شخصیت‌پردازی، آنها را با قیافه و اداهای سینمایی می‌بینیم. مرد جوانی که می‌خواهد انتقام بگیرد، تا انتهای فیلم اسم‌اش هم ذکر نمی‌شود؛ با هیکلی تنومند و چشمانی که برای نشان دادن نهایت ناراحتی و خشم از حدقه بیرون زده‌اند و زیرچشمی اطرافیان را نگاه می‌کند. طریقه‌ی تفنگ دست گرفتن و راه رفتنش هم خود گویاست. یا شخصیت دیگری که فقط او را با خشمی که کاملاً مصنوعی‌ست و همواره در حال ناسزا گفتن است -مانند یکی از شخصیت‌های اصلی فیلم قاپ‌زنی.
علاوه بر بزرگ‌نمایی‌های مصنوعی، سکانس‌های مصنوعی و احمقانه هم در تمام فیلم مشاهده می‌شود: در ابتدای داستان این برادر انتقام‌جو و بی‌نام، بی‌پروا در ملأ عام به یک رستوران وارد می‌شود و یک مرد تنومند را می‌کشد و از آنجا خارج می‌شود. اما در اواسط داستان او و دوستان دیگراش که می‌خواهند در این راه کمک‌اش کنند، شات‌گان به دست گرفته، لباس ضدگلوله پوشیده، ماسک‌های زیبا با هیبت شیطانی را به چهره زده و می‌روند تا چند پسر جوان را در خیابان با چاقو بکشند. بله، در نهایت هم پسر جوان را در گوشه‌ای محاصره کرده و خشمگین‌ترین‌شان، آن مرد را با چاقو می‌کشد. سکانسی که جز خنده کار دیگری در برابرش نمی‌توان کرد. مشخص است وجود همین سکانس فقط برای نشان دادن همین چهار مرد ماسک‌زده با شات‌گان است. به قول امروزی‌ترها، انسان‌هایی خفن که با اسلوموشن در برابر دوربین راه می‌روند و یک تصویر زیبای اکشن ایجاد می‌کنند. از پلیس‌های داستان هم اگر بخواهیم حرف بزنیم، باید گفت غیرقابل وصف است. هر زمان مسئول پرونده با کسی صحبت می‌کند که قرار است در دانستن پروسه‌ی قتل‌ها به او کمک کند به ناگاه رئیس پلیس سر می‌رسد و شخص را از اتاق بیرون برده و سپس زن را محکوم می‌کند به انجام ندادن درست کارش. واضح‌تر از این نیز چیزی وجود دارد؟ در نهایت هم رئیس پلیس در قتل خواهر آن مرد سهیم بوده است. فیلمی بی‌نهایت مبتذل که ژست‌های سینمایی را هم با تهوع‌آورترین شکل ممکن استفاده کرده است و بیننده‌ی این ژانر را مبهوت کار خود خواهد کرد.