پوستر فیلم دختر قرن بیستمی

تراژدی عشق در بزنگاه جوانی

دختر قرن بیستمی
20th Century Girl
محصول ۲۰۲۲ – کره‌ی جنوبی
ژانر ملودرام
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در تصویر کردن یک روایت ملودرام و با‌توجه به تولید آثار بسیار زیاد در این ژانرو پرطرفدار بودن آن، روایتی موفق است که بتواند یک زندگی را تصویر کند. بسیاری از ملودرام‌ها روی رخدادهای بریده‌بریده از زندگی کاراکترها ساخته می‌شوند و به‌همین سبب به آن‌ها ملودرام‌های آبکی می‌گوییم. در این نوع ملودرام کارگردان سعی دارد تا جایی که می‌تواند از مخاطب تراوش احساس و بغض و اشک گدایی کند. شاید نمونه‌های بسیاری از آن را در آثار سینمای بالیوود دیده باشید. اما ملودرام‌های کره‌ای چند دسته هستند. برخی از این ملودرام‌ها فقط برای سنین نوجوانی ساخته می‌شوند و مشخص است کدام مخاطب را هدف قرار داده‌اند. برخی دیگر در همین دسته‌‌ی ملودرام‌های آبکی ساخته می‌شوند. اما دسته‌ی دیگری از این ملودرام‌ها وجود دارد که کاملاً روی زندگی کاراکترها استوار است. مخاطب در پرده‌ی اول و دوم با شور زندگی و در پرده‌ی سوم با نوعی خمودگی مواجه است. ترکیب این احساسات بار عاطفی روایت را می‌سازد.
این فیلم روایت زندگی دختری با نام «بو-را» است که در سال ۱۹۹۹ به‌یک‌باره راه چندساله‌ی بلوغ را طی می‌کند. اما ساختار روایت در سال ۲۰۱۹ می‌گذرد؛ زمانی که «بو-را» دوران جوانی را طی می‌کند. او برای کمک به پدر خود به مغازه‌ی کرایه‌ی فیلم‌های ویدیویی خانوادگی سر می‌زند و پدر نامه‌ای را به او می‌دهد. این نامه در اصل دعوت‌نامه‌ای‌ست از سوی فردی با نام «جوزف» برای بازدید از یک نمایشگاه. پس از این افتتاحیه به سال ۱۹۹۹ می‌رویم که قرار است «بو-را»ی نوجوان دچار آن تحول مورد نظر کارگردان شود.
آن‌چه که در بخش اول فیلم به‌وضوح دیده می‌شود شور زندگی در بو-را و خانواده‌ی اوست. این نوع موقعیت‌های کمدی در آثار سینمای کره‌ی جنوبی آن‌قدر باورپذیر هستند که مخاطب را در جای‌جای فیلم وادار به لبخند می‌کند. در این فیلم نیز شرایط همین گونه است و شور بو-را و نحوه‌ی تعامل او با دنیای پیرامون باعث ایجاد چنین موقعیتی می‌شود. شخصیت‌پردازی بو-را در این فیلم نمایانگر دختری نوجوان با همان شیطنت‌های برآمده از سادگی اوست. کارگردان سعی دارد با محوریت قرار دادن کاراکتر بو-را یک مثلث عشقی را میان او، دوست صمیمی‌اش «یئون-دو» و پسری با نام «وون-هو» ایجاد کند. باید گفت که کارگردان در ایجاد این مثلث موفق عمل کرده است. مهم‌ترین عامل این موفقیت او شخصیت‌پردازی خوب کاراکتر نوجوانی مانند بو-راست. اما کارگردان در شخصیت‌پردازی کاراکترهای مکمل بسیار خلاصه عمل می‌کند. این خلاصه‌نگری در دنیای اطراف بو-را باعث تغییر در ضربآهنگ فیلم می‌شود. تغییر در ضربآهنگ باعث به‌هم‌ریختگی پرده‌ی سوم می‌شود. شاید کارگردان می‌توانست به‌جای آن بریده‌های نامفهوم زندگی پسر جوان در نیوزیلند کمی بیشتر وارد خط ممتد زندگی‌اش شود. در هر حال ملودرام کارگردانی که اولین تجربه‌‌ی بلند داستانی خود را در سینما ارائه می‌دهد نشان از فیلم‌سازی دارد که سینما و روایت‌های‌اش را می‌فهمد و حتی می‌تواند مخاطب سینما را در برابر درام‌هایی مستحکم‌تر از دل جامعه‌‌ی کره قرار دهد. باید دید خانم «بنگ وو-ری» در ادامه‌ی مسیر فیلم سازی خود کدام ژانر را ادامه خواهد داد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟