کارگردانی که پس از ده سال همچنان نه تن و نه سینما را میشناسد
لاورنس فاهادو نزدیک به دو دهه است که در سینمای فیلیپین فعالیت دارد. او طی این دو دهه فعالیت وارد هر ژانری شده و از ژانر اکشن تا درامهای خیابانی آثاری را روی پرده برده است. فاهادو را نه میتوان کارگردان خوبی نامید، نه متوسط و نه حتی ضعیف. او در سینمای فیلیپین از روایتهای کلیشهی سینمای جهان در قالب مردمان فیلیپینی تغذیه میکند. پرداخت او آنقدرها احمقانه نیست و از آن سو آنقدرها هم سینمایی نیست. فاهادو پکیج سینمایی خود را تا جایی که میتواند شیک تحویل مخاطب میدهد. او در سال ۲۰۱۱ یک اثر اروتیک با نام «معاملهی دو سر برد» را روی پرده برد. فاهادو در این اثر سعی داشت مقولهی تن، میل جنسی، خیانت و وسوسه را بهتصویر بکشد. اما قابهای او بیشتر شبیه قابهای آثار سافتپورن بود تا یک اثر اروتیک. در هر حال او فیلم دومی هم با همین نام ساخته و بهعنوان جدیدترین اثر خود روی پرده برده است.
فاهادو در فیلم جدید خود سعی دارد بهنوعی برای کشور زادگاهاش تبلیغات گردشگری هم داشته باشد. بههمین سبب لوکیشن خود را جزیرهای مرجانی و زیبا انتخاب کرده است. پیتر و وایولت برای عکاسی مدلینگ به این جزیره آمدهاند. از آن سو دوست دختر سابق پیتر، «اولیویا»، نیز در این جزیره بهسر میبرد. فاهادو همهی تلاش خود را برای بهتصویر کشیدن تناقضهایی چون تعهد و خیانت، لذت و بیمیلی و حتی امید و ناامیدی تصویر کند. اما باز هم در دام فیلم اول گرفتار میشود. کاراکترهای او در این فیلم نیز تبدیل به چند بازیگر فیلمهای هرزهنگاری میشوند و روایتاش نیز چیزی از آن روایتها کم ندارد. فاهادو بسیار تلاش کرده که رابطهی جنسی را جز در چند سکانس تصویر نکند. اما تلاش او زمانی نتیجه میدهد که روایتی در کار باشد. فاهادو بسیار به سینمای کمدی-ابزورد علاقهمند است. اما شخصیتپردازی او برای کاراکتری چون پیتر آنقدر دچار خلأ شخصیتی است که نتوان این کاراکتر را شبیه هیچکدام از کاراکترهای سینمایی دانست.
این فیلم مانند همزاد اولاش جز یک سافتپورن سادهی فیلیپینی چیزی نیست. در این روایت نه کاراکترهای فرعی وجود دارند و نه حتی آن مثلث عشقی و جنسی یک اثر اروتیک شکل میگیرد. فاهادو حتی در انتخاب قابهای خود نیز شبیه یک کارگردان فیلمهای هرزهنگاری عمل کرده است. اگر اکنون از او بپرسیم که هدفاش در بستن یک مدیومشات از عریانی دو زن و اصرار به تکرار آن چیست، شاید پاسخی نداشته باشد. در آثار اروتیک مهمترین شعار «کمترین، بیشترین است» است. کارگردانهای آثار اروتیک بهخوبی آناتومی بدن انسان را میشناسند و قابهای خود را متناسب با تمام خمیدگیها و خطهای بدن انسان میبندند. شاید آقای فاهادو بهتر است در میان همان دنیای درام و دلهره و هیجانانگیز خود سیر کند. بیشک در آثار قبلی قابهایی از او دیدهایم که تماشای این فاجعهی تصویری را از چنین کارگردانی دور از انتظار بدانیم.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.