از دل این فیلم فرنچایز بیرون نخواهد آمد
فرم و قاببندی برخی آثار سینمای مستقل واقعاً فریبدهنده هستند. در پردهی اول چنین آثاری شاهد طرح پرسش یا مسئلهی کارگردان هستیم و سپس در پردهی دوم دنیای فیلم عوض میشود. آقای «دنی مدن» در جدیدترین اثر خود در همین مسیر فریب گام برمیدارد. اگر فیلمهای ۱۳ دوربین و ۱۴ دوربین را مشاهده کرده باشید، با کلیت این روایت آشنایی مختصری خواهید داشت. یک صاحبخانهی روانی در آپارتمانهایی که اجاره میداد، دوربین کار گذاشته بود و از طریق آن به بازی خون و شهوت خود میپرداخت. حال آقای مدن در فیلم خود سعی دارد وارد این روایت شود. او زوج «کم» و «اسکای» را بهعنوان خریداران جدید این خانه به مخاطب نشان میدهد. شخصیتپردازی اسکای به اینگونه است که گویی از همان ابتدا معتاد گذشتهی این خانه شده و اتفاقاً از طریق یکی از پلتفرمهای آنلاین مستندی را راجع به این فرد و قربانیاناش مشاهده میکند. از آنسو «کم» همچون مردی مطمئن که این قضایا برای او جز بازی نیستند خود را درگیر تماشای مستند و وسواس فکری اسکای نمیکند. آقای مدن تا به همین لحظه کاملاً از طریق بازی با صدای محیط، دوربینی که حرکاتاش در صحنه کاملاً بر اساس ضربآهنگ اثر است و در نهایت شخصیتپردازی خوب کاراکترها در باغ سبزی را در سینمای مستقل به ما نشان میدهد.
اما ماجرا از آنجایی تبدیل به سقوطی بدون توقف میشود که آقای مدن کم را وارد بازی اینهمانی با آثار بهجامانده از مرد صاحبخانه میکند. گویی کارگردان از این نقطه بهبعد هیچ هدفی را دنبال نمیکند. گویی آقای مدن نه اصول روانکاوی را میدانسته و نه برای دچار منطق کردن این رخدادها از یک متخصص مشاوره گرفته است. او بدون اینکه لحظهای تردید داشته باشد کم را به درون زیرزمینی میفرستد که مخاطب را بیشتر بهیاد اروتیکهای سینمای گروه ب میاندازد. در پردهی دوم این کسالت اروتیک و بازی شهوانی آنقدر ادامهدار است که گاه تصور میکنیم کارگردان در حال خریدن زمان است و فقط میخواهد به پردهی سوم برسد. به نقش «کارولین» دقت کنید؛ خواهر «اسکای» و فردی که قرار است با این زوج مدتی را در این خانه زندگی کند. کارولین در پردهی دوم تبدیل به یک روح سرگردان میشود که کارگردان او را فراموش کرده و قرار است در یک صحنه از پردهی سوم ظاهر شود. آقای مدن با دست خود روایتاش را از اوج به قعر چاه بیمنطقی پرتاب میکند. این کارگردان جوان بهراحتی میتوانست از دل این روایت دلهرهای روانکاوانه و حتی جنسیتی بیرون بیاورد. اما این اتفاق نمیافتد و تنها چیزی که در پایان از این فیلم باقی میماند همان درامیست که در پردهی اول شکل میگیرد.
آقای مدن در این دو سال اثر دیگری را هم روی پرده برده که در روزهای آینده حتماً به آن نیز خواهیم پرداخت. اما این کارگردان سینمای مستقل ایالات متحده اگر میخواهد در این سینما زیست کند باید همانند پردهی اول این فیلم مخاطب را درگیر روایت کند و تا انتهای فیلم نیز دست از سر روایت برندارد. مدن در پردهی اول این فیلم نشان داد که کارگردان بااستعدادی است، اما در پردهی دوم و سوم از او چیزی جز فیلمسازی که اثر را رها میکند نمیبینیم. در سینما گاه ورود به ژانرهای مختلف حکم آزمونوخطا دارند، اما این آزمونوخطاها در سینمای مستقل باید مخاطب را در کادر سینمای تجربی نگاه دارند و از آن پائینتر نروند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.