پوستر فیلم ۱۲ مرد خشمگین

تقاطع اخلاقی در روایت لنزها

۱۲ مرد خشمگین
12 Angry Men
محصول ۱۹۵۷ – ایالات متحده
ژانر درام
امتیاز ۴
نویسنده مصطفی ملکی

دیروز بود که فیلم جدید آقای «کلینت ایستوود» برای مخاطب فارسی‌زبان منتشر شد. با توجه به درون‌مایه‌ی اثر آقای ایستوود، بهتر آن دیدیم که ابتدا وارد فیلم اول آقای «سیدنی لومت» در سال ۱۹۵۷ شویم. سیدنی لومت در اولین گام خود در سینمای بلند داستانی که به همت سرمایه‌گذاری بازیگری شناخته‌شده چون «هنری فوندا» روی پرده رفت مخاطب را درگیر درامی در حصار دیوارهای اتاق رأی‌گیری اعضای هیئت منصفه می‌کند.

داستان فیلم در باب ۱۲ نفر از مردمان عادی شهر است که پشت درهای بسته باید در قامت اعضای هیئت منصفه رأی به اعدام یا بی‌گناهی پسری ۱۸ ساله دهند. آقای لومت ابتدا با تیلت به بالا ما را با فضای بیرونی دادگاه مواجه می‌کند و در یک برش و با تیلت رو به پایین به درون دادگاه رفته و از طریق همین روایت بصری کل به جزء به جلسه‌ی دادگاه وارد می‌شود. مخاطب برای اولین و آخرین بار قاضی و متهم را در این قاب مشاهده می‌کند؛ قاضی‌ای که گویی هیچ تمایلی به ادامه‌ی ماجرا ندارد و با آن کسالتی که در جمله‌بندی‌های‌اش موج می‌زند از هیئت منصفه درخواست می‌کند به درون اتاق رأی‌گیری بروند و بر اساس مفهوم تردید منطقی و شواهد موجود رأی خود را در باب اتهام این تازه‌جوان ارائه دهند. آقای لومت هنگامی که دوربین را روی چهره‌ی متهم ثابت نگاه می‌دارد با سوپرایمپوزیشن مخاطب را به درون اتاقی که قرار است کل روایت در آن شکل بگیرد هدایت می‌کند.

در این اتاق تنها با ۱۲ مرد از رده‌های اجتماعی مختلف روبه‌رو هستیم. آن‌ها قرار است بر سر جان یک انسان تصمیم بگیرند و در نهایت هر کدام به زندگی عادی خود بازگردند. در ۵ دقیقه‌ی ابتدایی گفت‌و‌گو و تا پیش از رأی‌گیری ابتدایی هیئت منصفه‌ی شماره‌ی ۸ از آن‌ها می‌خواهد که بر اساس پیش‌قضاوت ذهنی خود رأی‌گیری نکنند و کمی هم با شک به شواهد بنگرند. این همان بذر اخلاقی مد نظر کارگردان است که قرار است نهال روایت از آن رشد کند. این شک اخلاقی منجر به بازنگری کلی پرونده از سوی همه‌ی اعضاء می‌شود و مرحله‌به‌مرحله و طی رأی‌گیری‌های متناوب آراء تغییر می‌کنند. موتیف کلامی در بین همه‌ی این دیالوگ‌ها همان تردید منطقی است. از طریق همین تردید منطقی است که کارگردان نقد خود را به سیستم قضایی وارد می‌کند. آقای لومت بدون آنکه تمرکزی روی یک بازیگر خاص داشته باشد، از طریق گروه بازیگری مخاطب را درگیر زندگی‌هایی می‌کند که همچون یک پیشینه‌ی محکم ذهنی حضار را وادار به پیش‌قضاوت می‌کند. اما زمانی که بذر تردید منطقی در ذهن آن‌ها کاشته می‌شود، برای لحظاتی هم که شده از آن پوسته‌ی خشک بیرون می‌آیند و منطق را جایگزین پیش‌قضاوت می‌کنند. هدف آقای لومت هم همین است.

اما فیلم آقای لومت در روایت ساده و اخلاقی خود معجزه‌ی دیگری نیز در فرم بصری ارائه می‌دهد. فیلم آقای لومت در دسته‌ی آثار کلاسیک ارائه می‌شود. اما پرده‌بندی روایت او را تغییر لنزها و فاصله‌ی کانونی، تدوین و برش‌ها و در نهایت جاگذاری دوربین و زاویه‌ی آن تعیین می‌کند. او در بخش ابتدایی روایت مخاطب را با قاب‌هایی مواجه می‌کند که دوربین با کمی ارتفاق از زاویه‌دید چشم‌ها کاراکترها را می‌نگرد. در بخش دوم دوربین هم‌سطح چشم‌ها می‌شود و در نهایت در بخش سوم که موعد نتیجه‌گیری نهایی است مخاطب با دوربینی مواجه می‌شود که در بیشتر اوقات از سطح چشم‌ها پایین‌تر است و هم‌زمان با برش‌هایی مواجه هستیم که های‌انگل و لو‌-انگل وضعیت روحی آن لحظه‌ی کاراکترها را تعیین می‌کنند. آقای لومت در طول روایت از طریق لنز وایت و کم و زیاد کردن فاصله‌ی کانونی مخاطب را درگیر نقاط بحران اخلاقی بین کاراکترها می‌کند. در فضای کوچکی که فیلم درون آن جریان دارد این انتخاب‌ها باعث گیرایی بیشتر اثر می‌شوند. لنز واید در این اثر بهترین انتخاب برای گرفتن قاب‌هایی است که ۱۲ نفر پراکنده در برخی از نقاط روایت پوشش داده شوند.

فیلم «۱۲ مرد خشمگین» را می‌توان راهنمایی ساده برای درک بهتر سینما نامید. در این اثر به‌راحتی می‌توان اعجاز سینماتوگرافی را شاهد بود که چگونه از یک نمایش‌نامه‌ مخاطب را به درون سینما پرتاب می‌کند. آنچه در این اثر بیش از هر چیزی ذهن را درگیر می‌کند انتخاب‌های هوشمندانه‌ی کارگردان در برش‌ها و انتخاب زاویه‌ی دوربین و لنز است که باعث می‌شود تک‌تک این ۱۲ نفر در برهه‌هایی از روایت تنها کاراکتر اصلی شوند و در مقابل اکت جمعی آن‌ها نیز از نظر دور نشود؛ اتفاقی که شاید در تئاتر هیچ امکانی برای بروز نداشته باشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟