پوستر فیلم ده روز با پدر

فیلمی که خودش هم نمی‌خواست عمیق باشد

ده روز با پدر
10Days with Dad
10Jours Sans Maman
محصول 2020
امتیاز ۱
نویسنده سارا

«آنتونی» در یک فروشگاه بزرگ مدیر است. او با «ایزابل»، همسرش، و چهار فرزندش زندگی خوبی دارد. در واقع آنتونی با وجود همسری چون ایزابل آرامش را در خانه علی‌رغم داشتن چهار فرزند نوجوان و کودک احساس می‌کند. ایزابل که زمانی وکیل بوده حتی شغل‌اش را رها کرده تا بتواند مادر و همسری خوب و مهربان برای خانواده‌اش باشد. ایزابل که حس می‌کند مدت‌هاست زمانی را به خود اختصاص نداده تصمیم می‌گیرد به مسافرتی ده روزه رود. این مسافرت تمام بار زندگی را بر دوش آنتونی قرار می‌دهد و تازه در این شرایط است که آنتونی درک می‌کند ایزابل چه کار سختی را بر دوش داشته است.
سا‌ل‌هاست زنان برای داشتن کوچک‌ترین حقوق خود مبارزه می‌کنند. از داشتن املاک برای خود تا گرفتن حق رای و در ادامه داشتن شغل یا گرفتن حضانت فرزند یا حتی حق مالکیت بر بدن خود. تمامی این حقوق از روز اول برای مردان بوده است. چرا؟ شاید هیچ‌کس نداند. اما اینکه هنوز در قرن جدید زنان برای داشتن تمامی این حقوق باید از مردان اجازه بگیرند جای بسی تعجب است. چرا باید حقوق عادی یک زن را مردان تأیین و تأیید کنند؟ حداقل ما برای مواجهه با این پرسش جای دوری نباید برویم. در مملکت ما زنان هیچ حقی برای خود ندارند. قانوناً تمام حقوق زنان متعلق به مردان است. یعنی اگر مردی اجازه دهد زنی می‌تواند سر کار برود یا حتی از خانه‌اش خارج شود. این احمقانه نیست؟ تصور سنتی مردان درباره‌ی زنان هنوز هم در جامعه‌ی ما وجود دارد و همین تصورات است که مانع پیشرفت ما و کشورمان شده است. زمانی کشوری می‌تواند پیشرفت کند که تمام شهروندان‌اش از حقوقی برابر برخوردار باشند.
فیلم «ده روز با پدر» قصد دارد در سطحی ابتدایی یک خانواده را نشان دهد که چگونه نادیده گرفته شدن احساسات مادر خانواده منجر به شکست درونی او و در ادامه شکست خانواده می‌شود. این فیلم اما برخلاف نامی که در زبان فرانسوی برای آن انتخاب شده است، ده روز بدون مادر، و از نبود مادر حرف می‌زند با نام‌ انگلیسی‌اش، ده روز با پدر، بیشتر قرابت دارد. زیرا این فیلم قرار نیست نبود مادر و اثراتی که به صورت روانی می‌تواند بر اعضای خانواده بگذارد را نشان دهد. این فیلم قرار است از قهرمانی‌های پدر بگوید و در انتها با چند واژه‌ی نمایشی مادر را نماد فداکاری‌ها نشان دهد. درواقع اینکه نام داستان برای مادر باشد و خود فیلم هم شعار دهد که خواهان نشان دادن مادر است، اما در درون روایت‌اش حتی زحمت پرداخت درست به احساسات مادر را هم ندهد، باعث می‌شود این فیلم نتواند مورد پسند واقع شود. قطعاً اگر از همان ابتدا تکلیف روایت روشن بود و ما می‌دانستیم قرار است پدر را مرکز اصلی داستان ببینیم این‌چنین خرده‌ای هم به آن نمی‌گرفتیم. همه می‌دانیم زمانی یک خانواده می‌تواند موفق باشد که هم پدر و هم مادر در سطحی برابر وظایف خود را نسبت به خانواده انجام دهند.
فیلم «ده روز با پدر» بدون پرداخت درست به احساسات شخصیت‌های خود و نشان دادن عمق داستان کاملاً سطحی اتفاقات را پیش می‌برد و به همان طنزهای ساده و موتیف‌های رفتاری تکراری شخصیت‌ها بسنده می‌کند. این فیلم یک داستان کمدی سطحی از اتفاقاتی است که می‌تواند در نبود مادر رخ دهد. مانند نرسیدن کودکان به مدرسه در زمان مناسب یا نداشتن صبحانه یا نهار برای اعضای خانواده یا باز شدن لوله‌ی ماشین‌لباسشویی و پر آب شدن خانه. اتفاقاتی که برای پدر در محل کارش می‌افتد هم حرف جدیدی برای زدن ندارند. به همین دلیل این فیلم تنها می‌تواند یک کمدی سرگرم‌کننده باشد که برای ساعتی ما را از فضای پیرامونی‌مان دور کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟