پوستر فیلم ۱۰۷ مادر

امید هیچ معجزی به مرده نیست، زنده باش!

۱۰۷ مادر
107Mothers
محصول ۲۰۲۲ - اسلواکی
ژانر درام
امتیاز ۳.۵
نویسنده اردیبهشت

همواره سال‌های نخست تولد کودک برای مادر از جمله دوران حائز توجه و نیازمند مراقبت است. نظارت و پرستاری لحظه‌به‌لحظه از بچه‌ها در این مدت از وظایف و البته رغبت قلبی مادران به‌حساب می‌آید. حال اگر زادروز و سال‌های اولیه‌ی عمر کودکان در محبس سپری شود چه دگرگونی ذهنی و روانی برای مادران به ارمغان خواهد آورد!؟ پیش‌تر آثاری با پرداخت به مسائل زندانیان بر پرده‌ی نقره‌ای به‌نمایش درآمده است. این‌بار اما اثری دلپذیر و لطیف را در فضایی سرد و خشن، از زاویه‌ی نگاه «پیتر کِرِکِس»، کارگردان اسلواک، شاهد هستیم. فیلمی که بیش از هرچیز با روایت مستندنمای‌اش به بررسی زندان زنان از سنین مختلف پرداخته است؛ روایت ۱۰۷ زن محبوس در زندان خلیج اُدِسا واقع در اوکراین. مادرانی که به جرم قتل غالباً همسران‌اشان یا معشوقه‌ی همسران در بند هستند و عنصر مشترک برای ارتکاب عمل‌اشان هم حسادت است.

سکانس‌های آغازین فیلم با نمایش زایمان طبیعی زندانی و مادران باردار که مورد معاینه قرار می‌گیرند نوید اثری زنانه و بیشتر مادرانه را به مخاطب می‌دهد. در این میان مصاحبه‌هایی با زندانیان درباره‌ی نحوه و دلیل قتل انجام می‌شود. زنانی که کسی باور نخواهد کرد که قتلی را مرتکب شده باشند. هرکدام جدا ازین مکان می‌توانستند زنانی نجیب و باوقار و همسرانی رئوف باشند و بار سنگین قضاوت را از سوی افراد خارج از زندان بر دوش نکشند. آن‌ها باید برای کسب آزادی مشروط رأی دادگاه را به‌نفع خود پیش ببرند و ازاین‌سو چالشی برای ابراز ندامت در درون‌اشان شکل می‌گیرد. یافتن قیّم تا زمان گذراندن حبس راه‌حلی دیگر است که در غیر‌این‌صورت با جشن تولد سه‌سالگی کودکان جدایی بین مادر و فرزند رقم می‌خورد و کودک به یتیم‌خانه سپرده می‌شود.

در نماهای اولیه زاویه‌ی دوربین دو زن را بیش‌ازحد برای مخاطب پررنگ می‌کند که افشای این امر نگاه متفاوت و نافذ هر دو کاراکتر است. از سویی «لِسیا» زنی آرام با چشمانی محزون و چهره‌ای مغموم که می‌بایست ۷ سال از جوانی خود را در حبس بگذراند و در دیگر سوی «ایرینا»، نگهبان زندان با نگاه موقرش، زنی قوی‌جثه و در عین حال مهربان. شخصیتی که نمی‌تواند نسبت‌به وظیفه‌ی خود و زندانیان بی‌تفاوت باشد. برگزاری کلاس‌های آموزشی گفتمان‌محور و درخواست او از زنان برای نوشتن نامه‌هایی به قربانیان و دیالوگ‌های ردوبدل‌شده میان او و زنان در بند از بخش‌های جالب است که گاهی با زبانی طنز ماجرا را روایت می‌کنند. شخصیت دیگر را «نادیا» شکل می‌دهد؛ زنی که با درایت منحصربه‌فردش از بند رهانیده می‌شود و علی‌رغم همنشینی‌اش با لسیا توصیه‌های‌اش برای رهایی او کارساز نیست. در نهایت کاراکتر مؤثر دیگر مادر ایرینا است. وی با کلام انتقادی‌اش او را به فکر وا می‌دارد، اما ایرینا دختری نیست که به‌ سبک زندگی دلخواه مادر تن دهد. مادر در دیدار با ایرینا به «اُپرِت خفاش» اثر «یوهان اشتراوسِ» پسر اشاره می‌کند و دختر را به‌سمت داشتن زندگی‌ای زنانه، تلاش برای جذب مردان و داشتن فرزند به‌سبب تشکیل زندگی مرسوم سوق می‌دهد؛ غافل از اینکه ایرینا زندگی در زندان و معاشرت با زندانیان را مطابق سلیقه‌‌ی خود می‌داند و تن به خواسته‌ی مادر نمی‌دهد. او با شنود مکالمات بین زندانیان و ملاقات‌کنندگان و از طرف دیگر خواندن نامه‌های ارسالی از سوی همسران آنها، به‌نوعی زندگی عاطفی و عاشقانه‌ی خود را در پس گفت‌وگوها و نوشته‌ها سپری می‌کند. جاذبه‌ای وصف‌ناپذیر از سمت ایرینا به لسیا باعث شده تا او لسیا را متقاعد کند که تلاش خود را بر مدارا با مادر و خواهرش برای سرپرستی پسرش استوار نماید.

تمام نکات و نماهای جذاب را باید مرهون فیلمنامه‌ی به‌نسبت قوی برپایه‌ی واقع‌گرایی داستان و صدالبته فیلمبرداری جذاب «مارتین کولار» دانست. تعادل بین زندگی واقعی و ماجرا، خلق نماهای دراماتیک، برآشفتگی ذهنی برخی زندانیان به‌خاطر تردید در کسب آزادی مشروط و جدایی از فرزندان، وجود فرزندان پسر در محیطی کاملاً زنانه، بروز جرقه‌های شادی ناشی از دیدار با فرزند، چه حین شیردهی و چه در زمان بازی با آنان، همگی به‌مدد نوع نگاه کارگردان و فیلمبردار به ماجراست که توانسته اثری دارای جذابیت‌های عاطفی و دیداری فراوان را به مخاطب عرضه کند. با این‌وجود برخی کاستی‌ها بابت پرداخت هرچه بهتر به موضوع و پایان‌بندی معلق را نباید نادیده گرفت. این فیلم موفق به دریافت جایزه‌ی بهترین فیلم جشنواره ونیز در بخش افق شد. این اثر همانند خواندن یک کتاب، فریاد مادران را به‌‌آهستگی و به دور از گوش‌خراش بودن و هیاهوی بیش‌ازحد به سمع بیننده می‌رساند و او را تا انتها به‌دنبال خود می‌کشاند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟