شاید «گرگینه» شدن و تبدیل شدن آدمی به گرگ، آرزوی خیلی از افراد باشد. اما اینکه نصفونیمه گرگ شوی قطعاً کابوسی بیش نیست. «فِردی» که در شب تولد ۱۳سالگیاش باید گرگمردشدناش را جشن بگیرد، با تبدیل شدن به سگی کوچک تمام آرزوهایی که از بچگی برایشان روزشماری کرده بود را از دست میدهد و مورد تمسخر دیگر اعضای خانوادهی گرگیاش قرار میگیرد و با ناراحتی خانه را ترک میکند.
او که سالها پیش پدرش را گم کرده، تنها مادربزرگش را دارد که از رفتناش ناراحت میشود و برای پیداکردن «فردی» دستبهکار میشود.
فردی که فکر میکند بدترین اتفاق برایش افتاده، با خارج شدن از خانه و ورود به خیابانها، به دنیای سگان ولگرد وارد شده و تازه تمام اتفاقات وحشتناکی که قرار است برایش رخ دهد آغاز میشوند.
در فیلم از لحاظ بصری اتفاق خاصی رخ نمیدهد و مانند همهی انیمیشنهای دیگر دارای تصاویر تا حدودی زیبا و معمولیست. داستان فیلم هم جذابیتهایی کموبیش دارد، اما آن هم خلاقیت خاصی را در بر نمیگیرد. داستان دربارهی تقابل بدیست با خوبی و پیروزی نهایی هم با خوبیست و «فردی» به عنوان نماد خوبی حتی اگر کوچک و نحیف است، پیروزیاش حتمیست.
انیمیشنی سرگرمکننده برای کودکان که میتواند آموزنده هم باشد. داستانی کاملاً معمولی و روایتی معمولیتر.