پوستر فیلم ۱۰ زندگی

امان از ضدقهرمان‌های بی‌جهت

۱۰ زندگی
10 Lives
محصول ۲۰۲۴- بریتانیا، ایالات متحده، چین، کانادا، فرانسه
رده‌ی سنی ۷+
امتیاز ۱
نویسنده سارا

«بکت»، این گربه‌ی چاق و تنبل که تا کنون حتی یک خانه هم برای خود نداشته، بعد از اینکه توسط «رز» به خانه آورده شد دیگر وارد بهشتی شد که هرگز دل‌اش نمی‌خواست از آن خارج شود. ورود «لری» دوستی که قرار بود در تحقیقات رز بر روی زنبورها به او کمک کند، اما همه‌چیز را بهم زد. لری به گربه‌ها آلرژی داشت و در نتیجه بکت کم‌کم از خانه اخراج شد و به بیرون رانده شد. بکت اما در یکی از انتقام‌هایی که می‌خواست از لری بگیرد زیر چرخ ماشین گیر کرد و مرد. او بعد از مردن وارد برزخی شد که بهشت و جهنم را میان همه‌ی موجودات تقسیم می‌کرد. بکت اما این شانس را بدست آورد که ده جان جدید اما در شمایل‌های مختلف دریافت کند تا بتواند از فرصت زندگی بار دیگر استفاده کند.

«کریس جنکینز» بعد از سال‌ها کار کردن در عرصه‌ی سینما و انیمیشن در سال ۲۰۱۸، زمانی که در پایان دهه‌ی پنجاه زندگی‌اش بود، اولین فیلم انیمیشنی خود را ساخت. روایتی که در آن اردک‌ها باید زندگی‌ای متفاوت را تجربه می‌کردند. آقای جنکینز در سال ۲۰۲۴ با دومین تجربه‌ی انیمیشن‌سازی خود وارد این دنیای وسیع شد تا بتواند شاید مخاطبانی را جذب خود کند. او گربه‌ای چاق و تنبل را شخصیت اصلی روایت خود کرد و بدون معطلی رز را وارد زندگی‌اش کرد. هنوز چیزی از روایت نگذشته که مشخص می‌شود پروفسوری که رز با او کار می‌کند ضدقهرمانی است که می‌خواهد دنیا را در دست بگیرد. لری وارد می‌شود و بکت می‌میرد. تمام این اتفاقات در بیست دقیقه‌‌ی پرده‌ی اول روایت رخ می‌دهد و به نظر می‌رسد روند داستان بسیار سریع است. شاید بهتر بود رابطه‌ی رز و بکت و احترام و دوست داشتنی که میان این دو در مدت کوتاهی ایجاد شده بود بیشتر پرداخته می‌شد. پرداخت کامل رابطه‌ی این دو نفر در ادامه تلاش بکت برای بودن در کنار رز را بهتر هم نشان می‌داد. اما خلاقیت آقای جنکینز در خلق دنیایی که می‌شد در آن از هر بار زندگی درس عبرتی گرفت تا بار دیگر در زندگی‌ای جدید بهتر عمل کرد ستودنی و نشان‌دهنده‌ی هوش بالای این کارگردان و نویسنده‌ است. حتی آقای جنکینز می‌توانست با مرگ بکت و زنده شدن دوباره‌ی او توجه بیشتری به کاراکترها و موجودات جدیدی که بکت به آنها تبدیل شده بود داشته باشد و بکت را آنقدر زود دچار مرگ‌های مختلف و پی‌درپی نکند. درواقع مخاطب هدف این روایت که کودکان کم‌سن‌وسال هستند با این ضرب‌آهنگ بالا نمی‌توانند با مخاطب چنان که باید وارد رابطه شوند و مدام باید با بزرگسالان خود دچار مکالمه شوند تا شاید بفهمند این همه کاراکتر چگونه و چطور بکت هستند و چرا این قدر زود می‌میرند.

اما بزرگ‌ترین ایراد این روایت را باید در شخصیت ضدقهرمان آن و داستانی که پیرامون این فرد می‌گذرد جست‌وجو کرد. شخصیتی که هیچ پرداختی ندارد و در بسیاری از روایت‌های انیمیشنی دیگر هم وجود دارد تا فقط دلیلی احمقانه برای قهرمان کردن شخصیت اصلی به کارگردان بدهد. ضدقهرمانی که همواره اطراف‌اش را چند فرد احمق محاصره کرده‌اند که هیچ کار درستی انجام نمی‌دهند و اما بار دیگر ضدقهرمان از آنها استفاده می‌کند. آقای جنکینز با ایجاد یک خرده روایت مضحک و تکراری به مخاطب اجازه‌ی لذت بردن از این پیرنگ پر از ایده را نمی‌دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟