حتی ۴ ساعت هم برای رسیدن به یک قصهی متمرکز کافی نبود
تعدد شخصیتها و پیرنگهای فرعی در داستانهای ابرقهرمانی تبدیل به معزلی شده که حتی خود فیلمسازانی که در این حوزه و در استودیوهای بزرگ هالیوودی مشغول هدایت تارزانبازیهای بازیگرانشان هستند هم از ابتر بودن داستانهایشان دچار آشفتگی شدهاند. حال دو سال پس از نسخهی سینمایی که روی پردهها رفت، زک اسنایدر تصمیم گرفته تا با نسخهی خود و در قالب ۴ ساعت، لیگ عدالت را به یک سرانجام برساند. اما سری فیلمهای مارول و دیسی از شروع قرن بیستویک ثابت کردهاند که زمان زیاد برای یک اثر هم نمیتواند تضمینی برای یک روایت محکم و دارای چارچوب باشد.
زن شگفتانگیز، بتمن، آکوامن، فلش، ویکتور استون و سوپرمن قصد دارند در نبردی نابرابر با ارتشی کیهانی، زمین را مانند همیشه از سقوط نجات دهند. پادآرامان شهر «گاتهام» مثل همیشه محل رشد و اتحاد این ابرقهرمانان است. اما نکتهای که اسنایدر در لیگ عدالت روی آن تأکید زیادی داشته، همان واژهی «اتحاد» است. البته چون کارگردان مانند دگر فیلمسازان این دنیای غیرواقعی از ردهی سنی مخاطب خود آگاه است و میداند که نوجوانان بین ۱۳ تا ۱۹ سال تماشاگران اصلی این فیلم هستند، سعی کرده در دیالوگهایی کودکانه که بین بتمن و پرنسس دایانا ردوبدل میشود، این واژه را مدام تکرار کند و داد بزند که توجه کنید این فیلم در مورد اتحاد نیروی خیر علیه شر است. اما آیا این نوع سینما با هزینههای گزاف جلوههای ویژه چیزی هم برای توهین نکردن به شعور مخاطب خود باقی میگذارد؟ اگر از یک سو سینمای ایدئولوژیزدهی بعضی کشورها را تخطئه میکنیم و اصلاً وقت خود را صرف تماشای یک فریم از آن نمیکنیم، از آن سو نباید سینمای دیسی و مارول را جز مجموع فرنچایزهای احمقانه برای تزریق نوعی تلقین ذهنی دانست؟
زک اسنایدر در پردهی آخر فیلم خود حتی زحمت کاری خلاقانه را هم به خود نداده است و در دیالوگ بین بتمن و جوکرِ رنگ و رو رفتهی خود بخش اعظمی از دیالوگهای «شوالیهی تاریکی» کریستوفر نولان را تکرار میکند و گویا دوست دارد در آن فضای پوچی و ابزورد گام بردارد. اما ایراد اساسیای که به فیلم میتوان گرفت، این است که در طی این چهار ساعت چیزی با نام سینمای قصهگو وجود ندارد. دائم در حال گذر پارهای از آتلانتیس به گاتهام و آمازون هستیم و این رفتوآمدهای آسانسوری دچار هیچ تمرکزی نیستند و چهار ساعت مخاطب را در زنجیرهی ناقص خود گرفتار میکنند. سینمای ابرقهرمانی اگر بتواند از این رویکرد بچگانهی خود دوری کند و کاراکترهای خود را باتوجه به بودجهی هنگفتی که دارد و از آن سو گیشهی بزرگی که در کل جهان در اختیار دارد، دچار عمقی از جنس کاراکتر بتمن و جوکر نولان کند، شاید آیندهای امیدوارکننده را بتوان برای آن در نظر گرفت؛ شاید و فقط شاید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.