پوستر فیلم شیطان، زیرِ زمین

— خاله‌بازی‌های دلهره‌آور

شیطان، زیرِ زمین
The Devil Below
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

اکثر قریب‌به‌اتفاق مخاطبان ژانر دلهره، قبل از تماشای یک اثر در این ژانر، کمی در باب داستان فیلم دچار تخیل می‌شوند. بعضی از پلات‌هارا که مطالعه می‌کنند، یا زمانی‌که افتتاحیه‌ی فیلم‌را مشاهده می‌کنند، بی‌صبرانه منتظر دیدن حوادثی هستند که برخی از آنهارا در تخیل خود مشاهده کرده‌اند. اوضاع و احوال این فیلم هم جز این نیست؛ پلات جذاب، و مهم‌تر از آن جمله‌ی کلیدی یکی از کاراکترها در ابتدای فیلم که در مورد تلاش برای شنیدن صدای جهنم از سوی انسان است، او را با تمام تمرکز به‌ادامه‌ی تماشای فیلم مشتاق می‌کند. اما فیلم تمام این عناصررا مانند یک سراب یا دام برای مخاطب خود پهن کرده است.
آنچه در پرده‌ی دوم فیلم مشاهده می‌کنیم، چیزی جز یک بازی کودکانه از سوی کارگردان نیست. شاید بودجه‌ی کم فیلم باعث شده تا مخاطب نتواند این موجودات شیطانی‌را به‌صورت متمرکز در صفحه‌ی نمایش مشاهده کند. اما همان تک‌پلان‌هایی که از این موجودات روی صفحه می‌بینیم، به‌یاد گربه‌ی مدرسه‌ی موش‌ها می‌افتیم. اینکه بردلی پارکر، جدای از کارگردانی، یک متخصص جلوه‌های ویژه‌ی تصویری است نیز با دیدن این تصاویر زیر سوال می‌رود.
یک گروه تحقیقاتی برای تحقیق در مورد شهرستان کوچکی که در دهه‌ی ۱۹۸۰ ناپدید شده و دیگر اثری از آن نیست، راهی آن منطقه می‌شوند. درون‌مایه‌ای که کارگردان سعی کرده در ذهن ما فرو کند، از همان مونولوگ کاراکتر «شان» نشأت می‌گیرد که می‌گوید: «در دهه‌ی ۱۹۸۰، شوروی سابق سعی کرد گودالی را به‌سوی مرکز زمین حفر کند. بعد از شکستن دریل، آنها با کار گذاشتن میکروفون در انتهای این گودال صداهایی عجیب را شنیدند که حدس می‌زنند صداهایی از اعماق جهنم باشد. ایالات متحده نیز در ادامه‌ چنین گودالی را حفر کرد تا این صداها را راستی‌آزمایی کند.» اینکه یک داستان ماوراء‌الطبیعه در نقل‌قول‌های افراد دچار هویتی فیزیکی می‌شود، جای سوال دارد. اما تا همین جا هم برای درون‌مایه قرار دادن آن برای ساخت یک اثر در ژانر دلهره، سوژه‌ی جذابی است. اما مخاطب آنچه در این فیلم مشاهده می‌کند بیشتر شبیه خاله‌بازی‌های دوران کودکی است. فیلم سعی کرده با جامپ‌اسکرهای بی‌ربط و تعلیق‌های تقریباً طولانی، حس ترس‌را به مخاطب خود القا کند. این حقه‌های کلیشه‌ی ژانر دلهره در همان ابتدا و با کمک موسیقی یا سکوتی که در صحنه حکم‌فرماست جذابیت دارند. اما در ادامه‌‌ی فیلم همه‌چیز رنگی کودکانه به خود می‌گیرد. کارگردان حتی سعی نکرده برای این موجودات ناشناخته یک پیرنگ فرعی درست کند. به‌جای این کار، هر بار از سوی یک کاراکتر تعریفی نامشخص‌را از آنها می‌بینیم. کارگردان مشخص نمی‌کند با چه روایتی سروکار داریم و داستان عقیم باقی می‌ماند. حتی در بعضی سکانس‌ها، کارگردان سعی کرده کمی به هیولاهای فیلم «یک مکان ساکت» نزدیک شود و آنها‌را به‌ صدا حساس نشان دهد. اما در ادامه روی همین اصل خود نیز خط می‌کشد و آنهارا یک گروه بیگانه‌‌ی فضایی از نسل‌های بعدی نشان می‌دهد. این کلاف در‌هم‌پیچیده نزدیک به ۹۰ دقیقه دور خود می‌پیچد و در نهایت نه کارگردان متوجه می‌شود چه چیزی‌را روایت کرده و نه مخاطب تجربه‌ی دیدن یک اثر دلهره‌آوررا در خود احساس می‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟