پوستر فیلم کولِکتیو | نام کلاب شبانه‌ای که آتش‌سوزی در آن رخ داد

رسالت ژورنالیسم

کولِکتیو | نام کلاب شبانه‌ای که آتش‌سوزی در آن رخ داد
Colectiv
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۴
نویسنده مصطفی ملکی

اکثر قریب‌به‌اتفاق ما با بخشی از دنیای مستند آشنایی داریم که پس از وقوع یک حادثه، کارگردان و تیم‌اش به‌دنبال بازنمایی حادثه از زبان بازماندگان یا شاهدان آن ماجرا هستند. زمانی که یک مستند هم‌زمان و در حین وقوع اتفاقات دکمه‌ی ضبط خود را روشن کند و به ثبت وقایع بپردازد کاری‌ست که تقریباً در دنیای مستندسازی بسیار سخت است. اما اینکه برخلاف روند معمول کانال، به‌سراغ یک اثر مستند رفته‌ایم را باید از کارگردان اثر، الکسااندر نانائو، پرسید که چگونه توانسته روند مستند یک حادثه را در چارچوب یک روایت قرص و محکم به‌نمایش بگذارد. شخصیت‌ها، در عین اینکه خودشان هستند، اما هر کدام کاراکتری مشخص در روند قصه‌ی حقیقی کارگردان به‌شمار می‌روند.
در ۳۰ام اکتبر سال ۲۰۱۵ و در جریان یک کنسرت در کلاب شبانه‌ی «کولکتیو» در شهر بخارست رومانی، ۲۷ نفر طی یک آتش‌سوزی جان خود را از دست دادند. اما این شروع یک تراژدی بود. بعد از چند ماه، ۳۷ نفر دیگر از مصدومان حادثه که با سوختگی‌های بعضاً سطحی راهی بیمارستان شده بودند نیز جان خود را از دست دادند. «کاتالین تولونتان» که سردبیر یک روزنامه‌ی ورزشی در بخارست بود، با کمک اعضای تحریریه‌‌ی خود و با کلیدواژه‌ی اهمال در رسیدگی به بیماران بخش عفونی در بیمارستان‌های بخارست، شروع به یک تحقیق در این مورد کرد. آنچه که پیش آمد و آنچه که نتیجه را رقم زد، در نتیجه‌ی تلاش بی‌وقفه‌ی این گروه بود. تعدادی ژورنالیست با دانستن رسالت خبرنگاری و برای یافتن حقیقت ماجرا، دست به یک تحقیق گسترده زدند و بدون ترس از مافیای حکومتی توانستند حقیقت ماجرا را مقابل دیدگان مردم قرار دهند.
تفاوت عمده‌ای که این مستند با دیگر همتایان خود دارد، حضور دوربین الکساندر نانائو در اتفاقات زنده‌ای است که اجزاء این فیلم را می‌سازند. مخاطب از دقیقه‌ی ۲۰ به‌بعد دیگر حس نمی‌کند که پای یک اثر مستند نشسته است، بلکه در حال تماشای یک روایت از واقعه‌ای مستند است که گام‌به‌گام با روشن شدن بخش‌های تاریک ماجرا همراه آن است. شاید به‌همین سبب است که این فیلم در بخش جوایز آکادمی در دو رشته‌ی بهترین فیلم خارجی‌زبان و بهترین مستند نامزد دریافت جایزه شده است.
با نگاهی گذرا به دیگر آثار الکساندر نانائو، می‌توان دریافت که او کارگردانی با صبر و حوصله است و برای پرداخت به سوژه‌ی خود نیازی به عجله ندارد؛ چه این سوژه یک هنرمند خیابان‌گرد باشد، چه گروهی خبرنگار متعهد به حرفه‌ی خود. رویه‌های تاریکی از حکومت مافیایی در کشور رومانی را می‌توان در این فیلم مشاهده کرد که برای مردمان بعضی کشورها نمونه‌های آشنایی به‌حساب می‌آیند. شاید مخاطبی در اروپای غربی با دیدن این حقایق انگشت‌به‌دهان بماند. اما مخاطبی که اسیر پروپاگاندای رسانه‌ای برای لاپوشانی افتضاحاتی از این دست است، شاید با دیدن این وقایع جز پوزخند و احساس همدردی با مردمان رومانی واکنشی نشان ندهد. یکی از رنج‌آورترین صحنه‌های این فیلم آنجاست که شهردار بخارست در گفت‌و‌گوی تلویزیونی و در اعتراض به سیاست جدید وزیر بهداشت، مبنی بر انتقال بخش پیوند ریه از بخارست به وین، چنین می‌گوید: «آیا دیگران نمی‌گویند که اینها نمی‌توانند در کشور خود پیوند ریه انجام دهند؟ آیا این برای ما و کشور ما یک ننگ نیست؟» و این رنج در سایه‌ی پروپاگاندای رسانه‌ای چنین حکومت‌هایی همچنان بر مردمان‌شان تحمیل می‌شود.