پوستر فیلم دوستم داشته باش، دوستم نداشته باش

یک عاشقانه‌ی نوجوانانه

دوستم داشته باش، دوستم نداشته باش
Love Me, Love Me Not
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

خانواده «آکاری» به تازگی وارد محله‌ای جدید شده‌اند و او به همراه برادر دوقلوی کوچک‌تر خود؛ «ریو» به مدرسه جدید آمده‌اند. در همان روزهای ابتدایی آکاری با «یونا» دوست می‌شود و با دیدن دوستِ دوران کودکی یونا؛ «کازو» از او خوش‌اش می‌آید. رفته‌رفته کازو نیز عاشق آکاری می‌شود. از سوی دیگر یونا با دیدن ریو عاشق او می‌شود چراکه ریو شباهت عجیبی به شاهزاده‌ی کتاب مورد علاقه او دارد. اما اتفاقات به این سادگی نیست و زمانی که یونا می‌فهمد آکاری دروغ گفته و ریو درواقع برادرش نیست بلکه پدرومادرشان با یکدیگر ازدواج کرده‌اند و حتی ریو عاشق آکاری‌ست همه چیز بهم می‌ریزد.
فیلم «دوستم داشته باش، دوستم نداشته باش» یک داستان نوجوانانه طولانی‌ست که در مدت ۱۲۵دقیقه‌ی خود سعی کرده تمام وجوه شخصیت‌های‌اش را به بیننده‌ نشان دهد و البته که سعی‌اش جواب داده و بیننده به خوبی می‌تواند با داستان و با شخصیت‌های آن همراه شده و اتفاقات را درک کند. فیلم چهار شخصیت اصلی دارد و تمام این چهار نفر با هم در ارتباط بوده و زندگی‌شان متأثر از زندگی دیگری‌ست. چهار نوجوان دبیرستانی که با تمام محدودیت‌هایی که از سوی خانواده‌هاشان دارند باید خود را با این مشکلات تطبیق داده و سعی کنند خانواده را هم راضی نگاه دارند. فشارهایی که از سوی خانواده به آنها وارد می‌شود، باعث شده تصمیمات آنها نیز تحت‌ تأثیر این مشکلات باشد و حتی بخاطر آن احساسات خود و خود را هم سرکوب کرده یا نادیده بگیرند. فیلم به خوبی توانسته این جنبه از فشارهای روانی خانواده را در شخصیت‌ها نشان دهد. اینکه آکاری بخاطر نپاشیدن خانواده‌ی جدید خود عشق ریو را باید انکار کند، شاید برای بزرگسالان چندان قابل‌توجه نباشد اما دنیای نوجوانی دنیای پراحساس و پر از سوالی‌ست که به راحتی می‌تواند فرزندان را دچار دوگانگی کرده و همه چیز را برای‌شان چندبرابر سخت کند. جنبه‌ی دیگری که فیلم به آن توجه کرده احساسات شخصیت‌های خود نسبت به خودشان است؛ این که چگونه آنها با خود در جنگ هستند تا بتوانند بهترین تصمیمات را بگیرند. این نبرد خود با خود که به خوبی تصویر شده است از مزیت‌های دیگر این فیلم می‌باشد.
فیلم « دوستم داشته باش، دوستم نداشته باش» در تمام طول داستان‌اش به آرامی و به آهستگی به این احساسات و رفتارهای کاراکترهای خود پرداخته و با ایجاد مکالمات طولانی و حتی گاه با فلش‌بک‌هایی تمام این رفتارها را نشان‌مان می‌دهد. این فلش‌بک‌ها در واقع قطعات پازلی هستند که در ابتدا نشان داده نشده‌اند و کم‌کم با نشان دادن‌شان اتفاقات آشکار شده و دلیل رفتارهای شخصیت‌ها نیز مشخص می‌شود. تمام افراد برای تمام رفتارهای خود دلیل دارند حتی اگر دلایل‌شان به‌نظر منطقی نیاید. اما در نهایت این عشق‌ها تنها بازی‌های کودکانه‌ و تکراری‌ای هستند که نمی‌توان چندان به آن توجه کرد و در بسیاری از فیلم‌های دیگر نیز به تصویر درآمده‌اند. البته تشابه اتفاقاتی که میان دو زوج‌ داستان رخ می‌دهد هم می‌تواند باعث خسته‌کننده شدن فیلم شود. انگار که نیمه‌ی دوم فیلم تکرار نیمه‌ی اول باشد تنها شخصیت‌های داستان عوض شده باشند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟