یک نام آشنای دیگر در کارگردانی سینما و یک اثر معمولی دیگر در سینما. «میکل هوفستروم» را با آثاری چون «انتقام»، «روزهایی شبیه این»، «پلیسها» یا «۱۴۰۸» میشناسیم. این کارگردان سوئدی از آن دست کارگردانهایی است که پس از ساخت چند فیلم در کشور زادگاه خود، به هالیوود هجرت کرده و شروع به ساخت آثاری در ژانر دلهره و اکشن کرده است. شاید سکون او در این مرداب پر زرقوبرق را با ساخت فیلم «نقشهی فرار» بیشتر شاهد بودیم. حال و در سال ۲۰۲۱، اثری دیگر از او در ژانر اکشن روی پرده رفته است.
فیلم «خارج از محدوده»، علیرغم نام عصیانگر خود، از خطوط ژانر اکشن معمول تخطی نکرده است. این فیلم بهصورت کاملاً خطی روایتگر اتفاقاتی است که در هر فیلمی تحت این ژانر و پلات شاهد آن هستیم. ابتدا یک تز به مخاطب میدهد: یک ستوان ارتش آمریکا که خلبان پهباد است، در یک موقعیت دچار قضاوت میشود و برای نجات جان ۳۸ نفر، دو نفر را فدا میکند. حال، کل فیلم تبدیل به آنتیتز آن تز اولیه میشود و این ستوان در دورهی تبعید خود به پایگاهی در شرق اروپا، با قضاوت خود مواجه میشود. فیلم بهلحاظ ساخت موقعیتهای اکشن موفق بوده است. اما اگر بخواهیم چیزی با نام روایت را به آن گره بزنیم، باید گفت که با نقصهای عدیدهای روبهرو خواهیم شد. «خارج از محدوده» نهتنها در روایت خود خطی عمل میکند، بلکه در پرداخت به شخصیتها نیز چنین عمل کرده است. همهی شخصیتهای فیلم دارای یک بعد هستند و هیچ پیشداستانی در مورد آنها وجود ندارد. حتی پیرنگ فرعی نیز در این فیلم جایگاهی ندارد. باید گفت که فیلم، از همان شروع خود، بهسرعت بهدنبال رسیدن به تیتراژ پایانی است. شاید بهتر است اینگونه عنوان کنیم که مخاطب با تماشای این فیلم، گویی در حال بازی کردن یک بازی کامپیوتری بدون جویاستیک است و فقط دموی آن را تماشا میکند. این فاصلهای که بین فیلم و مخاطب ایجاد میشود را نمیتوان نادیده گرفت. هنر برای آن است که مخاطب با تماشا و یا گوش دادن به آن، دائم دچار نوعی تخیل و بازپروری ذهنی شود. اگر این عنصر را از هنر بگیریم، باید گفت که دیگر با چیزی بهاسم هنر مواجه نیستیم.
فیلم «خارج از محدوده»، همانطور که در بالا هم اشاره شد، علیرغم صحنههای قابل قبول اکشن، بیشتر شبیه دموی یک بازی کامپیوتری است تا یک فیلم داستانی سینمایی. آنچه که بیشتر باعث تعجب میشود، نگاه هوفستروم در سینمای چند سال اخیر خود است؛ کارگردانی که قصه گفتن را بلد است، آیا نمیتواند یک اکشن را در همان قالب سینمایی به مخاطب عرضه کند؟ شاید این سؤال تکراریترین پرسشی است که بعد از تماشای یک اثر متوسط از یک کارگردانِ دارای کارنامه، از خود میپرسیم. پاسخ آن را هم به فیلم بعدی این کارگردان موکول میکنیم تا بتوانیم بیشتر و بهتر به آن بپردازیم.