پوستر فیلم اتفاق در نهر میلز

نفرینی که فیلم را هم دربرگرفت

اتفاق در نهر میلز
Occurrence at Mills Creek
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

سکانس ابتدایی فیلم با مرگ مادر «کلارا» و «کاساندرا» آغاز می‌شود. کلارا که خواهر بزرگ‌تر است نسبت به کاساندرا احساس مسئولیت می‌کند، از این رو در یک اتفاق کاملاً تصادفی زمانی که او می‌خواهد کاساندرا را از بودن با پسری بزرگ‌تر از خود بازدارد، باعث افتادن خواهر درون نهر آبی شده و این اتفاق مرگ کاساندرا را منجر می‌شود. با مرگ کاستاندرا کلارا در خواب و در بیداری مدام تصویر مادر و خواهر خود را می‌بیند و زندگی‌اش دچار مشکلات بسیاری می‌شود.
فیلم «اتفاق در نهر میلز» از همان ابتدا با مرگ مادر و سپس خواهر و در ادامه حتی مرگ پدر کلارا در بیست دقیقه‌ی ابتدایی خود تمام تلاش خود را می‌کند تا بیننده را تحت‌ تأثیر اتفاقات دردناک‌اش قرار دهد. برش‌های نادرست ابتدایی فیلم اما راه هرگونه ارتباط برقرارکردن با فیلم را می‌بندد. چراکه اتفاقات آنقدر سریع و بدون هیچ‌گونه توضیحی رخ می‌دهد که پذیرفتن آنها را سخت می‌کند. یک اتفاق به سرعت با یک برش به اتفاق بعدی متصل شده و ارتباطات میان شخصیت‌ها بدون اینکه شکل پیدا کند، تمام می‌شود. درواقع یکی از مشکلات داستان عدم پرداخت درست به شخصیت‌های پیرامونی می‌باشد. شخصیت کلارا و رفتارهای‌اش با توجه به اتفاقاتی که برای‌اش رخ داده است و مرگ مادر و خواهرش می‌تواند قابل‌پذیرش باشد. می‌توان ارتباط نزدیک میان کلارا و دیگران را هم حتی بدون اینکه فیلم به خوبی آنها را نشان دهد، درک کرد، اما ارتباط او با پدر و هم‌اتاقی و عمه‌اش به درستی نشان داده نمی‌شود و اگر فیلم توانسته بود کمی به این شخصیت‌ها بیشتر بپردازد به خصوص به عمه‌ی کلارا که در ادامه شخصیت مهم و اثرگذاری در داستان می‌شود، داستان روندی بهتر را پیش می‌گرفت. فیلم بر مبنای نفرین‌شدن پایه‌گذاری شده و وجه مرموز و شیطانی‌ای را در درون خود دارد که کارگردان آن نتوانسته به خوبی آن را نشان دهد و این امر نیز بر مشکلات داستان افزوده است.
کاراکترهای دیگری نیز در درون فیلم وجود دارند که داستان برای وجودشان هیچ دلیل خاصی ندارد و تنها برای مرموزکردن بیشتر داستان وارد آن شده‌اند. به مانند دختری که وبلاگ خاصی دارد و کلارا در یکی، دو سکانس با او مواجه می‌شود یا پسری که همواره در مراسم‌های سوگواری از برابر کلارا رد می‌شود و کلارا به او توجه نمی‌کند، حتی شخصیت دکتر روانشناسی که کلارا با او ملاقات‌هایی دارد هم بدون پرداخت بوده و مشخص نیست این دکتر قرار است باعث ایجاد چه اتفاقی در روحیه و افکار کلارا شود و به واقع این فرد مانند آن افراد دیگر ذکرشده هیچ تغییری را در مسیر داستان حاصل نمی‌شود. علاوه بر این شخصیت‌ها فیلم در چندین سکانس با خواندن آوازهایی در میان روایت خود سعی کرده داستان را طولانی‌تر هم کند. اگرچه این آهنگ‌ها و آوازها نوایی زیبا را برای شنیدن دارند اما نشان دادن‌شان در این تعداد سکانس ضرورت چندانی برای فیلم نداشته است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟