داستانی خستهکننده با شخصیتهای تکراری
«لیز» پیشخدمت رستوران کوچکیست. او که ازدواج نکرده و مشکلات مالی زیادی در زندگیاش دارد، شب سال نو را در رستوران میگذراند و سعی میکند با خوشرویی افرادی که به رستوران وارد میشوند را همراهی کند. اولین کسی که در این شب سال نو وارد رستوران میشود، «دنیل» است که یک راننده کامیون میباشد. در ادامه افراد دیگری نیز وارد رستوران شده و لیز سعی میکند با تمام این افراد گپ و گفتوگو کند. طوفان اما در ادامه باعث میشود این افراد مجبور شوند، در این رستوران بمانند.
فیلم «معجزه در بزرگراه ۳۴» با طرح کلی ساده و قابل بسط و زیبایی آغاز میشود. ایجاد ارتباط میان افرادی که هرگز یکدیگر را ندیدهاند و بعد از این نیز ممکن است همدیگر را نبینند، همیشه میتواند جذاب باشد. اینکه بتوانی با افرادی مواجه شوی که تا حالا ندیدهای و سرگذشتهای آنها را بشنوی، بدون اینکه قرار باشد قضاوتشان کنی یا حتی آنها تو را قضاوت کنند، میتواند هر شخصی را برای دیدن اینگونه فیلمها جذب کند و بیننده را کنجکاو برای شنیدن سرگذشت این افراد کند. پس برای ساخت اینگونه فیلمها به گونهای که مخاطب از دیدن آن خسته نشود، نیاز به کاراکترهای جذاب با داستانهای تکرارنشدنی است. اما متأسفانه این فیلم نه شخصیتهای جذابی دارد و نه داستانهای این شخصیتها خاص هستند بلکه آنقدر همهچیز تکراریست که بیننده به احتمال زیاد از دیدن آن خسته هم میشود.
در ابتدا فیلم با دلیل منطقیِ وجود طوفان افراد را در رستورانی کوچکِ بین راهی دور هم جمع میکند. سپس لیز به عنوان کسی که باعث ایجاد رابطه و همصحبتی با افراد میشود، وارد داستان شده، اما کمی بعد همین شخصیت بزرگترین ایراد داستان میشود. او با تمام مشکلاتی که به نظر میرسد دارد، بیشازاندازه آرام و شاد است و این شادی و خندههای اغراقآمیز شخصیتاش را بیمعنی یا حتی غیرقابلتحمل کرده است. اگر فرض بگیریم که او به عنوان پیشخدمت در شب سال نو درحال تلاش کردن است تا همه را شاد نگه دارد نیز دلیل خوبی برای این همه خوشحالی و رفتارهایی که انگار تمام افراد برای او مهم هستند، نیست. در ادامه با ورود زوجی جوان نیز واکنش او به اتفاقی که درحال رخ دادن برای آن زوج است، آن هم به قول خودشان در وسط ناکجاآباد، بیش از پیش اغراقآمیز میباشد و بیننده نمیتواند این رفتارهای او و حتی دیگران را باور کند. درست به مانند شخصیت «کیل» که داروفروش است، اما زمانی دکتر بوده است. واکنش او نیز در هنگام رخداد اتفاقات برای آن زوج غیرقابلانتظار است، بهویژه بهخاطر حرفهایی که پیش از آن درحال زدناش بود. واکنش او نیز سریع و غیرقابلباور است. حتی داستان زوج جوانی که سعی میکنند به خانه جدیدشان نقل مکان کنند هم حرف خاصی ندارد.
فیلم «معجزه در بزرگراه ۳۴» تلاش بسیاری کرده است تا به تمام شخصیتهای خود هویت و معنا دهد و اگرچه توانسته این کار را تا حدودی انجام دهد چنانکه بتوان برای هر یک از این افراد تعریفی سطحی را بیان کرد، اما برای ساخت یک فیلم قابلتأمل و حتی قابلتحمل به چیزی بیشتر از شخصیتهای تکراری نیاز است. از سوی دیگر بازی بازیگران نیز قابلقبول نیست تا بتوان همین شخصیتها را هم به خوبی درک کرد. درنهایت داستان هشتاد دقیقهای فیلم آنقدرخستهکننده میشود که بیننده تصور میکند مدت زمانی بیش را صرف این فیلم کرده و همین امر او را ناراضی خواهد کرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.