«لاین» خوانندهی معروفیست که تصمیم گرفته برای چند روز به نشویل، محل زندگی گذشتهاش، بازگردد و با دوست صمیمی آن دوراناش، کَسی، که زمانی عاشق همدیگر نیز بودهاند، روزهایی را بگذراند. لاین سعی دارد «کارولین» -دوستدختر قدیمی خود- را هم دوباره بیابد زیرا احساس میکند هنوز عاشق اوست. از سوی دیگر کَسی نیز هنوز عاشق لاین است و لاین از این موضوع اطلاعی ندارد.
سینما برای خوانندگان بسیاری به واسطهی صداشان و خواندن آهنگها در فیلمهاشان فرش قرمز پهن کرده است. خوانندگان معروف و خوشصدایی که در ادامه نیز تبدیل به بازیگرانی شدهاند که ماندگار بودهاند و نقشی جز خوانندهبودن را داشتهاند، هم کم نیستند. «باربارا استرایسلند»، «دیوید بویی»، «الویس پرسلی» و «شِر» از جمله این خوانندگان بودند و هستند که به واسطهی همین صدای زیبایی که داشتهاند، وارد عرصه سینما شدهاند. گاهی نیز این خوانندگان نه به واسطهی صدا که تنها به خاطر شهرت فیلمی که ساخته میشد یا بهواسطهی اهداف تجاری به سینما ورود پیدا کردند، چنانکه حتی چندان بازیگران خوبی هم نبودند، بهمانند «جنیفر لوپز» و «بیانسه». در فیلم «من از سال نو متنفرم» نیز یک خوانندهی جوان بهنام «دیا فرامپتون» بهانهی ساخت یک فیلم شده است یا خوانندگی او بهانهی بازیگری او. فیلمی که نه حرفی برای گفتن دارد و نه تصویر خاصی برای دیده شدن. و در مدت نزدیک به هشتاد دقیقهی خود جز آهنگهایی که این خواننده میخواند و سکانسهای پراکنده از شخصیتهای پراکنده چیز دیگری در آن نمیتوان یافت.
در ابتدا دیا فرامپتون که در نقش لاین بازی میکند با خواندن یک آهنگ فیلم را شروع میکند. سپس بدون اینکه داستان دلیل خاصی برای رفتن لاین پیش فالگیر نشان دهد، او را در برابر یک فالگیر عجیب مینشاند تا او نام حرف «ک» را ببرد و اینگونه لاین دلیلی برای یافتن دوستدختر گذشتهی خود پیدا کند! در ادامه کَسی و لاین با رفتن از این مکان به مکانی دیگر برای یافتن کارولین تلاش میکنند و کسی نیز عشق خود را به لاین پنهان نگاه میدارد. در این مکانها هم اتفاق خاصی رخ نمیدهد و فقط این دو گاه با هم و گاه به تنهایی آوازهایی را میخوانند و سپس بهسرعت بدون اینکه حتی شخصیتهایی که در این مکان ملاقات میکنند را فیلم به درستی نشان دهد، به سراغ مکان دیگر و آهنگ دیگر میروند. حتی لاین و کسی با اینکه شخصیتهای اصلی داستان هستند نیز بدون هیچ پرداختی تنها دو دختر جوان خواننده و همجنسگرا نشان داده میشوند که روزی عاشق هم بودهاند و در نهایت هم دوباره عاشق هم میشوند. داستان نه از عشق گذشته و دلیل عشقشان و نه حتی از حالا و دوباره عاشق شدنشان حرفی به میان نمیآورد. همه چیز در این فیلم به طرز سادهلوحانه و احمقانهای رخ میدهد. حتی نام فیلم نیز بسیار سادهلوحانه و شاید بیربط به موضوع اصلی داستان انتخاب شده است. از این رو نباید به هیچ عنوان توقعی از آن داشت. از سوی دیگر این خواننده نیز خوانندهای چون شِر یا باربارا نیست که شنیدن صدایاش بتواند بهانهای خوب برای دیدن فیلم باشد حتی اگر آن فیلم خوب نباشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.