پوستر فیلم بدنی از آب

مرا بدون قیدوشرط دوست بدارید

بدنی از آب
Body of Water
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«استفانی» بعد از گذراندن هفت، هشت ماه در مرکز درمانی حالا می‌تواند به خانه بازگردد. اما باز هم باید توسط پرستاران این مرکز کنترل شود. او به بهانه‌ی ازدواج مادر برگشته و امیدوار است با این بازگشت بتواند زندگی گذشته و روابط‌اش با مادر و دخترش، پرل، را سروسامانی دهد. استقبال پرل از مادر خوب نیست و کشمکش‌های میان او و استفانی و حتی استفانی و مادر خودش باعث ایجاد موقعیت‌های حساسی در بین روابط آنها می‌شود.
فیلم «تا استخوان»؛ محصول ۲۰۱۷، داستان دختر جوان بیست ساله‌ای‌ست که توانایی غذا خوردن را در خود نمی‌بیند. او با بیماری بی‌اشتهایی روبه‌روست و هر چه خانواده‌اش تلاش می‌کنند او را یاری کنند تا او از این بیماری رها شود، همواره اتفاقاتی رخ می‌دهد که این کار عملی نمی‌شود. در فیلم «بدنی از آب» نیز استفانی از این بیماری رنج می‌برد، با این تفاوت که استفانی شاید در اواخر دهه سی یا حتی اوایل چهل سالگی خود است که فرزند دختری دارد و عکاس نیز می‌باشد. او حتی مدتی عکاس جنگی بوده و شرایط زندگی‌اش با شرایط زندگی الن کاملاً متفاوت است. همین تفاوت در شرایط زندگی این دو است که باعث می‌شود فیلم «بدنی از آب» از دیدی دیگر بتواند به خوبی به این مسأله پرداخته و منجر ایجاد حس تکراری بودن داستان نشود.
استفانی بعد از بازگشت به خانه اولین کاری که می‌کند رفتن به سراغ دخترش است، اما دخترش او را طرد می‌کند و در ادامه با رخداد اتفاقاتی حتی متوجه عدم اعتماد مادر نسبت به خودش نیز می‌شود. مادر استفانی در نبود او وظیفه‌ی نگهداری پرل را برعهده دارد و اما با آمدن او باز هم نمی‌تواند اجازه دهد پرل به خانه و پیش استفانی بازگردد زیرا هنوز هم استفانی درنظر دیگران قابل اعتماد نیست و این عدم اعتماد خود چرخه‌ی تنهایی و بازگشت دوباره‌ی استفانی به نخوردن غذا را منجر می‌شود. استفانی احساس تنهایی شدیدی می‌کند چراکه کسی او و بیماری‌اش را درک نمی‌کند. فیلم هم این احساس تنهایی را به خوبی نشان داده است. او در خانه‌اش تنهاست. مدت‌ها در آینه به خود و تنهایی‌ و صورت‌اش که هر روز لاغر و لاغرتر می‌شود، نگاه می‌کند و هنگام غذا خوردن دور میزِ بزرگی به تنهایی می‌نشیند و از غذایی که تنها سبزیجات است، می‌خورد. شب‌ها به تنهایی می‌دود و روزها با نگاه کردن به عکس‌های قدیمی سعی می‌کند، خود را دوباره به مانند گذشته ببیند. فیلم در روایت آهسته و حتی می‌توان گفت بدون دیالوگ خود سعی می‌کند ما را درون داستان استفانی برده و این تنهایی را به خوبی نشان‌مان دهد. فیلم حتی موسیقی‌ای را نیز در درون خود ندارد و تنهایی استفانی با صدای راه رفتن، دویدن، غذاخوردن و تمام صداهای عادی زندگی روزمره شنیده می‌شود. این عمق تنهایی یک انسان شاید باشد که زندگی‌اش چیزی جز همان صداهای معمول نیست و او خود نیز نمی‌تواند صداهای زیبایی را به زندگی‌اش وارد کند. در ادامه ورود پرستارِ استفانی و صدای او نیز به داستان باعث ایجاد زیبایی در داستان نخواهد شد.
بازی بازیگر نقش استفانی «سیان بروک» یکی از مزیت‌های مهم داستان است که باعث شده فیلم روایت آهسته و تلخ خود را بتواند به خوبی نشان دهد. چهره‌ی خسته و حرکات آرام او باعث شده این احساس تنهایی و عدم توانایی و کنترل زندگی به زیبایی نشان داده شود. حتی فیلم با ایجاد فضایی سرد و استفاده از لنزهای سفید و خاکستری سعی کرده این احساس تنهایی را در تصاویر خود نیز نشان دهد و در انجام این کار هم موفق بوده است.

دانلود از ته‌موویز

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟