««پابلو» به همراه پدربزرگاش، هرمن، به دنبال یافتن راهی برای جاودانگی هستند. پابلو نمیداند پدربزرگ به مرگ نزدیک است، اما از آنجا که پدربزرگ را بسیار دوست دارد، تلاش میکند، طبق خواستهی او عمل کرده و با او برای یافتن جاودانگی همراه شود. در این میان اولین سوالی که ذهنشان را مشغول کرده این است که آیا زندگی بعد از مرگ وجود دارد؟ در این مسیر اما ناگهان مردی مرموز به سراغ آنها آمده و از آنها میخواهد در یافتن «میوه» به او کمک کنند. پابلو نمیداند این میوه چیست و چه کاری میتواند، انجام دهد. اما انگار پدربزرگ میداند و میوه را جادوی رسیدن به پاسخ سوالات خود میداند. پس این سه نفر به همراه دوست پابلو به مکانی که فکر میکنند این میوه وجود دارد سفر میکنند.
فیلم «مرگ یک احمق» یک داستان تخیلی و ماجراجویانه است که برخلاف چیزی که به نظر میرسد، قرار نیست داستانی فلسفی از سفری برای یافتن خود یا یافتن ماهیت زندگی یا حتی فلسفهی زندگی بعد از مرگ باشد. حتی قرار نیست کسی در این میان برای یافتن این راز کشته شود. این فیلم تنها فیلمی سرگرمکننده با داستانی ساده است که تلاش کرده در میان روایت خود اعضای خانوادهای را نشان دهد که علیرغم تمام مخالفتهایی که با هم حتی در عقایدشان دارند، یکدیگر را دوست داشته و نمیخواهند، کسی قربانی کس دیگری شود. نه قرار است اتفاق عجیب و هیجانانگیز خاصی در این فیلم رخ دهد و نه قرار است پیچوتابهای داستانی زیادی را در آن دیده شود. البته که داستان یک ماجراجویی خلاق است اما خلاقیت آن نیز در حد خود داستان بوده و نباید توقع آنچنانی از فیلم داشت. بنابراین راحت و آسوده میتوان فیلم را دید و حتی از آن لذت هم برد.
اگرچه فیلم «مرگ یک احمق» میتواند در نیمهی اول خود خستهکننده باشد زیرا اتفاق خاصی در این نیمه رخ نمیدهد و بیشتر به شناساندن ماهیت فیلم و افراد داستان میگذرد، اما نیمهی دوم جذابیت داستانی و کشش خود را پیدا کرده و باعث میشود بیننده برای دانستن راز اتفاقات به آن توجه کند. داستان در روند ساده خود فلشبکهایی به گذشته نیز میزند و این فلشبکها اگرچه کوتاه و کم هستند اما در زمان مناسب میتوانند، در بازکردن گره داستانی کمک کنند. داستان «آیرین» کسی که بعد از مرگ عشقاش دیگر به هیچ چیز اعتقاد ندارد هم در نوع خود جالب است. اینکه همهی اشخاص داستان به نوعی به هم ربط دارند و هیچ شخصیتی بیجهت در داستان قرار نگرفته نیز در انتقال مفهوم داستان کمککننده بوده است.
از سوی دیگر در میان اتفاقات طنزِ ریز نهفتهای نیز وجود دارد و شخصیتها با رفتارهای ساده و آشنای خود بهراحتی میتوانند، با مخاطب ارتباط برقرار کنند. اما همانطور که گفته شد، فیلم قرار نیست بسط آنچنانی پیدا کند و متعجبکننده باشد. این را کارگردان جوان و نه چندان باتجربهی فیلم «اسماعیل گومز» نیز احتمالاً میدانسته و خود نیز توقعی از داستاناش نداشته است..
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.