««جیلیان» یک فیلمساز تازهکار است و سعی دارد، فیلمی بسازد به نام «من یک قاتل هستم» و میخواهد احتمال قاتل بودن خود را در این فیلم نشان دهد. او در ابتدا از یکی از دوستان صمیمی خود «چیس» میخواهد، در این راه کمکاش کند. چیس دوستدختری دارد که جیلیان بهشدت از او بهخاطر رفتارهای پرخاشگرانهای که با چیس داشته، متنفر است. پس از چیس میخواهد به او اجازه دهد وارد خانهی آنها شود و فرض کند اگر بخواهد دوستدختر او را بکشد چه کارهایی باید انجام دهد. این حرف اما از سوی چیس ناخوشآیند میآید و حتی باعث دوری آنها از هم میشود. در این میان اتفاقاتی رخ میدهد و جیلیان از ساخت این فیلم باز میماند تا اینکه چند سال بعد موقعیت ساخت این فیلم دوباره ایجاد میشود.
فیلم «من جامعه را مقصر میدانم» فیلمی عجیب و ترسناک است که در آن شخصی با آگاهی کامل در ابتدا برای شناخت روحیات یک قاتل سعی میکند، از دید این فرد به اتفاقاتی که منجر به انجام یک قتل میشود، نگاه کند. اما آهستهآهسته این نگاه در او نفوذ کرده و بعد از رخ دادن یک قتلِ اشتباه و ناخواسته این شخص خود را به گونهای قاتل تصور کرده و سپس اتفاقات عجیبی رخ میدهد. با این طرح میتوان داستان را به دو نیمه تقسیم کرد. نیمهی اول جیلیان در حال شناخت خود به عنوان یک قاتل است و همواره فرض میکند که اگر قاتل بود چه کارهایی انجام میداد و از چه طریقی قتلهای خود را انجام میداد. برای این کار او وارد خانهی قربانیهای خود هم میشود و با فیلم گرفتن از محیط خانه سعی میکند، طرحهای قتل را به بهترین شکل در ذهن تداعی کند. او حتی از تمام اتفاقات درون خانهی خودش و رابطهاش با دوستپسرش هم فیلم میگیرد، از این رو ما میتوانیم کموبیش جیلیان را بشناسیم. نیمهی دوم اما نیمهایست که بیننده را شوکه میکند و جیلیان با یک اتفاق تبدیل به قاتلی میشود که در حال انجام قتل است. به هر میزان که نیمهی اول خستهکننده است، نیمهی دوم میتواند به خاطر این قتلها جذاب باشد. نوع تنوع در قتل و حتی خونسرد بودن جیلیان در هنگام انجام آنها نیز جالب است. چیزی که شاید در نیمهی اول بیننده را اذیت میکرد. در واقع در نیمهی اول نوع بازی جیلیان به نظر ناشیانه میآید اما در نیمهی دوم به نوعی این بازی معنا پیدا کرده و شخصیت واقعی جیلیان را میتوان به خوبی دید. در این میان اما شاید پروسهی تغییر جیلیان سرعتی زیاد دارد. میتوان تغییر کردن او را پذیرفت اما اگر داستان کمی بر روی این تغییر تأمل کرده بود، شاید بیشتر میشد با جیلیان و دلیل رخداد اتفاقات همراه شد.
نکتهی جالب توجه دیگر فیلم استفاده از دوربینهای ساده و دستیست. ما در سال ۲۰۲۰ با فیلمهای زیادی مواجه بودیم که در آنها از دوربینهای دستی کوچک یا حتی دوربین موبایل استفاده شده بود، اما هیچکدام از این فیلمها نه توانسته بودند جنبههای مختلف داستان را به خوبی نشان دهند و نه حتی داستان قابل اتکای خاصی داشتند. این فیلم برخلاف تمام فیلمهای دیگر توانسته با همین دوربینهای ساده خود را مؤثر نشان دهد و داستان را واقعیتر کند. دوربین هم همیشه در جای خوبی قرار گرفته و قاببندیهای انتخابشده برای نشان دادن تصاویر به گونهایست که زوایای خوب و مفیدی از محیط را نشانمان میدهد. اینکه سعی شده در بیشتر مواقع دوربین ثابت باشد و لرزشهای دستِ نابهجا در هنگام فیلمبرداری بر روی تصاویر نشان داده نشود، هم در شفافیت فیلم کاملاً موثر بوده است..
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.