تبحر کارگردان در استفاده از ایدههای تکراری و خرابکردن آنها
«کریسی» و «اسوالد» دو فرزند «فینیوس دیویس» هستند که بعد از مرگ پدر باید یکی از آنها صاحب شرکت و البته ثروت پدر شوند. پدر اما پیش از مرگاش میگوید او پسر دیگری دارد و او نیز میتواند صاحب این ثروت باشد. پدر میمیرد و وصیتنامهی او به همراه مراحلی که «بو» باید اجرا کند تا بتواند صاحب این ثروت شود، دست «تری»، وکیل خانواده، میماند. تری هم موظف است به آخرین خواستههای آن مرد عمل کند. پس آنها برای یافتن بو دست به کار میشوند.
قبل از شروع فیلم همیشه این کارگردان فیلم است که توجه همه را به خود جلب میکند. چه کسی این فیلم را ساخته است؟ با نگاهی به کارگردان فیلم «چرخههای خوشبختی» میتوان کاملاً متوجه شد که ما قرار است با چه فیلمی مواجه شویم. «شان پاول پیکینو» کارگردان این فیلم همان کارگردان فیلمهای «اسیر» و «بانوی راننده» است که در سال ۲۰۲۰ مرورشان کردیم. دو فیلم کاملاً ضعیف و حتی میتوان گفت وحشتناک که از ایدههایی تکراری ساخته شده بود. فیلمهایی که اگرچه سوژههایی تکراری داشتند اما این کارگردان روند عادی و قابل قبولی را هم برای آنها ارائه نداده بود. فیلم «چرخههای خوشبختی» نیز نباید چیزی بیش از این باشد و نیست.
این فیلم نیز با یک ایدهی تکراری آغاز شده و طی یک چرخهی تکراری با تکرار اتفاقات، داستانِ خود را به مدت صد دقیقه ادامه میدهد و بیننده را خسته میکند. بعد از اینکه بو توسط وکیل و دو خواهر و برادرش یافت میشود باید به وصیت پدر عمل کند. پدر از او خواسته تا در چندین مسابقهی رانندگی شرکت کند و اول شود تا بتواند ثروت او را بدست آورد. بو نیز که هیچ ثروتی ندارد و تنها چند دوست وفادار در اطراف خود دارد، تلاش میکند با این کار بتواند موقعیت و ثروتی را برای خود و دوستاناش به دست آورد. چرخهی تکراری از اینجا آغاز میشود. بو در مسابقات شرکت میکند. در هر مسابقه یک اتفاق عجیب برایاش رخ میدهد که میتواند باعث باختن او شود اما درنهایت او برنده میشود. این چرخه چندین بار در فیلم بدون اینکه حتی همین اتفاقات هم خاص باشند، رخ داده و زمان فیلم را میگذرانند.
از سوی دیگر این فیلم کمدی معرفی شده اما طنز دیده شده در آن هم جزو کمدیهای سطح پایین بوده، حتی اگر بشود ناماش را کمدی گذاشت. دیالوگگوییهای احمقانهی ردوبدلشده میان افراد هم هیچ هدفی در پشتشان وجود ندارد و هیچ خندهای را بر لب بیننده نخواهد آورد. حتی نوع لباس پوشیدن اشخاص، موتیفها و مدل موی آنها نیز که سعی شده خندهدار باشد، بیشتر اغراقآمیز است تا طنزآلود. موهای بلند، لباسهای عجیبوغریب، حرکات دستوصورت کاملاً اغراقشده و طرز حرفزدن کاراکترها همگی ویژگیهایی هستند که نه تنها کمدیای ایجاد نکردهاند بلکه با تکرار مکرر آنها در کاراکترها فیلم را تا مرز غیرقابلتحمل بودن نیز کشاندهاند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.