«جری» به دنبال یافتن خانهای برای خود از میان پارکی در حال عبور است که ناگاه با «تام» مواجه میشود. تام عینکی به چشم زده و خود را نابینا جا زده و درحال گرفتن پول از آدمهای درون پارک است. جری با خود فکر میکند که او هم میتواند در این میان خودی نشان دهد و پولی به جیب بزند، اما با ورود او تام طبق معمول به دنبالاش رفته و داستان تعقیبوگریز این دو آغاز میشود.
تام و جری اولین بار در سال ۱۹۴۰ توسط «ویلیام هانا» و «جوزف باربرا» خلق شدند. این دو تا سال ۱۹۵۸ صدوچهارده قسمت از این انیمیشن را ساختند که برایشان هفت جایزهی اسکار را به ارمغان آورد -اگر دنبالکنندهی بخش فیلمهای کوتاه ما باشید، حتماً این فیلمها را در کانال مشاهده کردهاید یا در ادامه مشاهده میکنید. نکتهی جالبتر در مورد این قسمتها آن است که ما بارها آنها را دیدهایم، اما هرگز شاید نمیدانستیم این انیمیشنهای کوتاه برندهی جایزه اسکار هم باشند.- از سال ۱۹۵۸ این دو شخصیت به دست کارگردانها و سازندگان دیگری دستبهدست چرخیدهاند تا حالا در سال ۲۰۲۱ به دست کارگردانی بهنام «تیم استوری» داده شوند تا او نیز با این دو شخصیت محبوب فیلمی را به نام خود ثبت کند. اما آیا این فیلم نشانی از تام و جریای که ما از سالهای دور با آنها آشنا هستیم، دارند؟ بگذارید راحت در همین ابتدا بگوییم: «نه».
به نظر میرسد این شخصیتها دیگر آن موشوگربهی جذاب، خلاق و دلنشین گذشته نیستند. اولین دلیلی که این دو شخصیت توانسته بودند تا مدتها در دل و جان کودکان و البته که بزرگسالان قرار بگیرند، آن بود که این دو در کنار حماقتهای خود هر یک از هوش بالایی برخوردار بودند و همیشه این هوش آنها بود که باعث جذابیت آنها شده بود. داستانهای گذشتهی تام و جری را به یاد بیاورید. چگونه تام از ابزارهای گوناگون و خلاقیتهای زیاد استفاده میکرد تا جری را به دام بیندازد و چگونه جری نیز با هوش سرشار خود تمام آن نقشهها را برآب میکرد تا لذت نجات پیدا کردن یک موش باهوشتر از دست یک گربهی باهوش به بینندگانشان نیز منتقل شود. این دو موجود باهوش در جدلی مداوم از یکدیگر سبقت میگرفتند و در این میان هر بار یک شخصیت جدید نیز خود را وارد بازی آنها میکرد که نوع خلاقیت و هوش آنها نیز با ورود این شخصیتها محک زده میشد. اما حالا چه؟ حالا از آن دو موجود باهوش جز دو احمق که سعی میکنند، مدام فقط به دنبال هم باشند و یکدیگر را در دنیای فانتزی و پرزرقوبرق موجود ببینند، چیز دیگری باقی نمانده است.
در این فیلم نیز مشخصاً این دو کاری جز دنبال کردن بیهدف یکدیگر ندارند و سکانسها و خلاقیت آنها تنها به زیبایی تصاویر و شکوه هتل و وسایل آن خلاصه شده است. البته که در ابتدای فیلم میتوان سکانسهای جذابی را به سبک گذشته یا حتی به تقلید فیلمهای گذشته دید، اما رفتهرفته این دو موجود در نوع داستان فیلم حل شده و فیلم آن چهرهی تجاری خود را به ما نشان میدهد. حتی در یک سکانس نیز سعی شده بود، از این خلاقیت کمی استفاده شود، اما باز هم این سکانس خلاقیت فیلمهای گذشته را نداشت. چنانچه در سکانس دعوای مهمِ این دو تمام آن شکوه و جلالِ هتل قربانیِ این دو موجود میشد و بهم میریخت تا شاید بتواند بزرگی این دو بازگردد، اما باز هم در این جدلها هیچ خلاقیتی دیده نمیشود و تکرار بیهودگی مابقی داستان است.
تصاویر نیز به نوعی دچار دوگانگی هستند. نقاشیهای پررنگ این دو شخصیت و البته تمام حیوانات موجود در فیلم در میان آن همه شکوه و زرقوبرق محیط پیرامونی دو دنیا را از هم جدا کرده و نمیتوان چندان با آنها ارتباط برقرار کرد. البته که شخصیتها هنوز هم در چشم من و ما زیبا هستند، زیرا ما هنوز هم آنها را همان دو موجود باهوش قدیمی میدانیم و البته که میتوان از دیدن این دو در هر شرایطی لذت برد، اما واقعیتها را نباید فراموش کرد. انگار این دو موجود زیبا نیز از گزند سینمای تجاری هالیوود در امان نماندهاند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.