وفادار به بازی مزیت و عیب
«سارا» در برابر تلویزیونِ کوچک و قدیمیای نشسته و درحال بازی کردن است. پدر وارد اتاق میشود و از او میخواهد، این همه وقت خود را صرف بازی با این وسایل نکند. سپس دسته بازی را از او میگیرد. سارا که به شدت ناراحت و عصبانیست زیرا به قسمت حساس بازی رسیده بود با خود میگوید، کاش میتوانستم همه روزه بدون مزاحمت فقط بازی کنم. چند لحظه بعد این سارا است که در بدن «جیک» در بازی مکس کلود قرار گرفته است.
بازیهای ویدئویی بهخاطر هیجانی که به بازیکنانشان منتقل میکنند، همواره طرفداران خاص خود را دارند و از آنجا که سینما به هر سوژهای که طرفدار داشته باشد، سری میزند، پس بازیهای ویدئویی نیز از این اتفاق مستثنی نبودند و فیلمهای زیادی از روی آنها ساخته شده است. از معروفترین این فیلمها میتوان به «شیطان خاموش»؛ محصول ۲۰۰۲، «تامب رایدر»؛ محصول ۲۰۱۳ و «مورتال کامبت»؛ محصول ۱۹۹۵ اشاره کرد. اگرچه شاید بهنظر برسد، دیدن «مورتال کامبت» درحال حاضر به واسطهی سال ساختاش که هنوز تکنولوژی جلوههای ویژه اینچنین اوج نگرفته بود، چندان دلچسب نباشد، اما در زمان خود این فیلم بسیار طرفدار پیدا کرد و هنوز هم بعضی اتفاقاتی که در آن رخ دادهاند، تکرارنشدنی هستند. فیلم «مکس کلود» نیز یکی از این نوع فیلمهاست و احتمالاً با نوع تصاویر خود توانسته طرفداران بازیهای ویدئویی را راضی هم کند.
با تماشای فیلم «مکس کلود» کاملاً میتوان احساس بودن در دههی ۱۹۸۰ و اوایل ۱۹۹۰ را داشت. محیط داخل بازی تماماً شباهت به محیط آن دوره دارد و به راحتی میتواند، باعث احساس نزدیکی و نیز احساس نوستالژی در بینندهی علاقهمند خود شود. استفاده از دکورهایی دستساز و وسایلی که با رنگها و طرحهای خاص آن دوره ساخته شدهاند، چنانکه هیچ جلوهویژهای در این محیط استفاده نشده، کاملاً با محیط آن زمان همخوانی دارد. البته که این نوع دکور شاید از نظر عدهای کاملاً ابتدایی و حتی مسخره آید، اما واقعیت این است که تمام این اشکال در دورهای نه چندان دور برای ساخت فیلمها استفاده شدهاند و برای دوستداران آن دوره آشنا هستند. مسیر فیلم هم چنان چون بازی آن است و نباید توقع بسیاری از آن داشت زیرا درهر صورت این بازی یک بازی قدیمیست که مراحل آن نیز با همان ویژگیهای قدیمی ساخته شده است، اما خلاقیتی که در فیلم صورت گرفته تا هرچه بیشتر داستان فیلم به داستان بازی نزدیک باشد، قابل ستودن است.
شخصیتها هم برای کسانی که عاشق این بازی بودهاند، میتواند بهراحتی قابلپذیرفتن باشد بهویژه که شخصیتها دارای نوعی طنز نیز در درون خود هستند. اما این فیلم از آن دسته داستانهاست که قرار نیست هرکسی از آن خوشاش آید. فیلم از لحاظ داشتن داستان معنادار کاملاً عقبمانده است و تنها مزیت آن همان است که از روی یک بازی ساخته شده و تنها علاقهمندان به این نوع بازیها و بهخصوص بازی «مکس کلود» میتوانند از دیدن این فیلم لذت ببرند. این امر میتواند همانقدر که مزیت فیلم باشد، عیب آن نیز باشد. مزیت زیرا وفادار به بازی بوده و عیب چرا که عملاً اتفاق خاصی در داستان رخ نمیدهد و حتی گاهی باعث شده بازی بازیگران نیز احمقانه دیده شود و احتمالاً بیننده عادی و کسی که علاقهای به این بازیها ندارد، فیلم را خستهکننده و اتفاقات آن را ابلهانه نیز بداند. ازاینرو باید متذکر شد، اگر علاقهمند به این نوع بازیها نیستند، بهتر است، به سراغ این هم فیلم نروید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.