«کتی» در ابتدای فیلم به همراه مردی دیگر در حال دزدی یک سوپرمارکت دیده میشود. صدای فریادهای مرد، کتی را ناراحت کرده و او صداهای عجیب دیگری را نیز در سرش میشنود. دزدی کمی بیشازحد طول کشیده و ناگهان پلیسها سرمیرسند. مردِ همراه کتی تفنگ را به دست او داده و خود فرار میکند. کتی توسط پلیس دستگیر میشود و به زندان میافتد.
بیماری «دوقطبی» یک بیماری با اختلالات بسیار زیاد است و انواع متفاوتی دارد که در هر شخصی میتواند به نوعی متفاوت نیز بروز کند. در سریال «سرزمین مادری» کاراکتر اصلی داستان دچار این بیماریست و بهنوعی شاید در این سریال به نحوی زیبا اینگونه افراد به تصویر کشیده شدهاند. این سریال نشان میدهد این بیماران زمانی که به مصرف داروهای خود ادامه دهند میتوانند انسانهایی عادی باشند اگرچه باز هم حسهایی در آنها خواهد بود که متفاوت از مابقی افراد عادی باشد. فیلم «زن تحتتأثیر»؛ محصول ۱۹۷۴، نیز یکی از فیلمهای زیبا دربارهی زنیست که دچار نوع خاصی از این بیماریست. در این فیلم نیز داستان به طور کاملاً آشکارا به این بیماری پرداخته و سعی نکرده است چیزی را از چشمان بینندهاش مخفی کند.
اما فیلم «دو راه به خانه» از همان ابتدا انگار خود نیز از گفتن نوع بیماری شرم دارد. از این رو به داستانی تبدیل شده که دارای نوسان بسیار بالاییست. در یک زمان میتواند به خوبی با بیننده ارتباط برقرار کرده و اما در یک زمان بیننده نسبت به اتفاقات آن احساس گیجی میکند. مثلاً سکانس اول بدون اینکه دقیقاً مشخص شود چرا کتی دست به دزدی میزند و آن مرد همراهاش کیست، تمام شده و داستان در ادامه نیز حرفی از این اتفاق نمیزند. تنها اینکه کتی به زندان رفته و در آنجا تشخیص داده میشود که او دو قطبیست. حتی فیلم اشارهی درستی به گذشتهی کتی نیز ندارد. دقیقاً مشخص نیست آیا کتی میدانسته که این بیماری را دارد و یا نه. اگر نمیدانسته پس در سکانسی که با مادرش صحبت میکند چگونه حرف از دوقطبی بودن خود میزند و مادر را محکوم میکند که او را درک نکردهاست و کمکاش نکرده. اگر میدانسته پس سوال اینجاست چرا خانواده او را کمک نکردهاند؟ خانواده و پدر و مادری که به نظر نمیرسد آدمهای بدی باشند. حتی اگر در گذشته نیز پدر و مادر بدی بودهاند فیلم به این موضوع هم اشارهای نمیکند از این رو همهچیز در این موارد مبهم است. حتی شخصیت خالهی کتی نیز مبهم بوده و او هم تنها انگار برای ایجاد تشنج بیشتر به داستان اضافه شده است. برای دراماتیکتر کردن داستان. شخصیت شوهر کتی و رابطهاش با زنی دیگر و حتی شخصیت دختر کتی نیز در سکانسهای پرشتاب تنها به صورت افرادی که هستند تا داستان کتی روایت شود، دیده میشوند و خود چندان تعریفی در داستان نشدهاند. از سوی دیگر جز در یک سکانس در هیچ سکانس دیگری به بیماری کتی حتی اشاره هم نمیشود و انگار فیلم از گفتن نام بیماری نیز شرم دارد. اما سکانسهای دیگری نیز هستند که میتوانند تأثیرگذار باشند مانند سکانسهایی که کتی داروهای خود را میخورد. آن زمان است که فیلم تبدیل به یک درام خانوادهای زیبا و قابل درک میشود و میتواند روابط افراد را تاحدودی بهخوبی نشان دهد. انگار فیلم از بیماری دوقطبی تنها برای توجیه رفتارهای کتی استفاده میکند و قرار نیست این بیماری چنان که باید نشان داده شود. همین دوگانگی در تصاویر و نشان دادن موقعیت کتی باعث میشود بیننده نتواند نه این بیماری را و نه کتی را چندان درک کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.