پوستر فیلم عجیب‌و‌غریب

جذاب مانند یک اسلشر

عجیب‌و‌غریب
Freaky
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

وقتی نام کریستوفر لاندن را بر زبان می‌آوریم، بسیاری از منتقدان او را یک کارگردان بینا ژانری می‌نامند که سعی دارد به آثار دلهره‌ی دهه‌ ۱۹۸۰ ادای دین کند و هیچ‌گاه ژانر مشخصی را برای آثار خود در نظر نمی‌گیرد. شاید چند فیلم ابتدایی او مانند «نخل‌های سوزان» یا «اعمال ماوراء‌الطبیعی: نشان‌دارها» آثاری باشند که مورد نقد تند این منتقدان قرار بگیرند. اما او نویسنده‌‌ی اثری همچون «آشفته» نیز بوده است و همین باعث می‌شود تا آثار او را نه در قامت یک ژانر، بلکه به‌عنوان آثاری که سعی دارند از پیله‌های ژانری فراتر روند، مشاهده کنیم. او با سری «روز مرگ مبارک» توانست منتقدان خود را کمی آرام کند و حال در جدیدترین اثر خود با نام «عجیب‌و‌غریب» تقریباً مسیر کارگردانی خود را هموارتر نیز کرده است.
این فیلم مانند دیگر آثار لاندن، سعی دارد خود را در همان مسیر بیناژانری قرار دهد و باید گفت در این راه موفق بوده است. اگر با دیدن این فیلم برخی صحنه‌های «جیغ» یا «جمعه‌ی سیزدهم» برای شما تداعی شد، باید گفت که به دنیای کریستوفر لاندن خوش آمدید. این فیلم را می‌توان یک اسلشر تینیجری دانست که سعی دارد در کالبد یک کمدی سیاه مخاطب را با خود همراه کند. انتخاب خوب بازیگران نقش اول فیلم یعنی «وینس وان» در نقش قصاب بیلسفیلد و «کثرین نیوتون» در نقش میلی باعث شده تا آنچه که در ذهن کارگردان بوده، به‌راحتی به مخاطب القا شود. در این فیلم قرار است روح یک قاتل سریالی با یک دختر نوجوان آرام و مظلوم عوض شود. بی‌شک مخاطب با مقدمه‌ای که کارگردان در اختیار او قرار می‌دهد، انتظار دارد مانند آثار کمدی-تینیجری، افراد خبیثی که میلی مظلوم را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهند، به‌ سزای عمل خود برسند و به‌نوعی درس بگیرند و مانند کلیشه‌های موجود در این فیلم‌ها، در نهایت تبدیل به انسان‌های درست‌کاری شوند. اما باید گفت که این اتفاق می‌افتد و در عین حال کلیشه‌ای هم رخ نمی‌دهد، چرا که شما با یک اسلشر بی‌رحم مواجه هستید که به‌راحتی می‌تواند هر کاراکتری را حذف کند.
اما آنچه که باعث می‌شود فیلم نتواند خود را در قامت یک اثر مجزا و به‌دور از کلیشه‌های مرسوم حفظ کند، حضور دو شخصیت جاش (کاراکتر کلیشه‌ای هم‌جنس‌گرا)‌ و نیلا (کاراکتر کلیشه‌ای سیاه‌پوست)‌ است که از قضا دوستان صمیمی میلی هستند و نقش پررنگی در اتفاقات نیمه‌ی دوم فیلم دارند. این دو کاراکتر مانند تمام کاراکترهای هم‌نوع خود در دیگر فیلم‌ها، جز توسط کاراکتر اصلی فیلم، توسط هیچ یک از افراد اجتماع دیده نمی‌شوند و در نهایت نیز همین‌ها هستند که شخصیت اصلی را از مخمصه‌ای که در آن افتاده است نجات می‌دهند. هرچند بازی هیچ‌کدام از بازیگرها بد نبود، اما همین‌که این کاراکترهای کلیشه‌ای در چنین اثری حضور دارند، باعث می‌شود تا فیلم در مسیر روایت صعودی خود کند شود و در نهایت یک اثر خوب لقب بگیرد. به‌نظر این فیلم می‌تواند همه‌ی جذابیت‌های یک اثر اسلشر و جذاب را در خود داشته باشد و مخاطب این گونه‌ی سینمایی را راضی نگاه دارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟