«سوزان» زنی میانسال است که به تازگی کارش را رها کرده است. درواقع او توانایی نگهداری هیچ شغلی را ندارد و هربار به یک بهانه کار خود را رها میکند و برای خرج زندگیاش از مادر و برادرش کمک میگیرد، اما برادرش دیگر قصد ندارد به او کمک کند و مادر را هم مجاب میکند که دیگر به او کمک نکند. از این رو سوزان باید چارهای برای خود بیندیشد.
اینکه یک بازیگر بتواند در نقش بازیگر جنس مخالف خود چنان بازی کند که خاطرهانگیز شود، به مهارت و توانایی بازیگر برمیگردد. بازی کردن یک مرد در نقش زن شاید به مراتب سختتر از بازی کردن نقش یک مرد توسط یک زن باشد. آن هم بخاطر رفتارهای خاصی که معمولاً برای این نقشها نوشته میشود. با این حال مردان بازیگری بودهاند که از پس این نقشها به خوبی برآمدهاند. «جک لمون» و «تونی کورتیس» دو بازیگر موفق در سال ۱۹۵۹ در فیلم «بعضیها داغاش رو دوست دارند» نقش دو مرد نوازنده را بازی میکردند که برای فرار از دست گنگسترها مجبور میشوند، بهظاهری زنانه روی آورده و در یک گروه زنانهی موسیقی وارد شوند. این دو به خصوص جک لمون آنقدر نقش زنها را در یک فیلم کمدی-عاشقانه خوب بازی کردهاند که نمیتوان یادی از این بازیگران آورد و نام این دو را نیاورد. «داستین هافمن» نیز در فیلم «توتسی»؛ محصول ۱۹۸۲، نقشی به یادماندنی را بازی کرده که حیف است از او نیز نامی برده نشود. حال در فیلم «سوزان تنبل» این «شان هایس» است که در نقش سوزان خود را وارد چالشی جدید کرده و اگرچه توانسته تا حدودی از پس این نقش برآید، اما داستانِ نهچندان خاصِ فیلم باعث شده، او نیز چندان به چشم نیاید. درواقع تنها نکتهی مثبت داستان را میتوان هایس دانست که میتواند کمی خستهکننده بودن فیلم را کاهش دهد.
فیلم «سوزان» یک درام-کمدی ساده است که قرار نیست بیننده را چندان متعجب کند. سوزان که تنبل است از انجام هرکاری سرباز میزند پس خانوادهاش تصمیم میگیرند، دیگر پشتیبان او نباشند، اما او با یافتن مردی که فکر میکند مرد رویاهایاش است، میخواهد خود را اینگونه از مهلکه نجات دهد. فیلم در روندی آهسته ابتدا میزان تنبل بودن سوزان را در سکانسهایی طولانی و ملالآور نشان میدهد. در این میان تنها دوست سوزان نیز گاهی در کنار او دیده میشود و گاهی نیز او با «ولوت» که یکی از همکلاسیهای قدیمیاش است، بر سر اینکه کدام زندگی بهتری دارند، به مکالمات جدلمانند میپردازند. فیلم زحمت زیادی برای شناساندن این دو شخصیتِ همراه سوزان به خود نداده، چنانکه به دیگر شخصیتهای داستان مانند برادر و مادرِ سوزان هم چندان توجه نکرده است. از آنجا که این شخصیتها افراد تأثیرگذاری در روند داستان هستند، پس با این اتفاق داستان به نوعی دچار ابهام شده و بیننده نمیتواند این افراد را چندان درک کند. زمانی که سوزان با مردی آشنا میشود و این مرد بهسرعت با او صمیمی شده و عاشق او میشود هم همهچیز از همان ابتدا قابلپیشبینیست و بیننده میتواند حدس بزند که عاقبت این رابطه چه خواهد شد. از اینرو این اتفاق نیز چندان جذاب نیست و بیننده به همان بازی بازیگر نقش اول فیلم باید بسنده کند و دیگر هیچ.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.