پوستر فیلم جو جیتسو

فقط اکشن

جو جیتسو
Jiu Jitsu
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

«جیک» در حال دویدن در جنگل است و از موجودی نامرئی که نمی‌تواند آن را ببیند، درحال فرار است. این موجود با پرتاب تیرهای فراوان به سمت‌اش او را تعقیب می‌کند. تا اینکه جیک به بالای صخره‌ای که آن سوی‌اش دریاست، می‌رسد و بعد از اینکه یکی از این تیرها به او اصابت می‌کند، او خود را به دریا می‌اندازد. در ادامه ماهیگیری او را می‌یابد، اما جیک همه چیز را فراموش کرده است.
در دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی بود که تب فیلم‌های تخیلی و اکشن بالا گرفته بود و فیلم‌هایی چون «ترمیناتور» با خلاقیت‌های بالا و جدید خود توانسته بودند، برای خود علاقه‌مندان زیادی را پیدا کنند. چنان‌که هنوز هم علاقه‌مندان قدیمی این فیلم‌ها آنها را بیش از فیلم‌های تخیلی-اکشنِ جدید دوست می‌دارند. فیلم‌هایی چون «ماتریکس» در دهه‌ی ۱۹۹۰ میلادی وارد دنیای سینما شدند. در این زمان بود که جلوه‌های ویژه‌ی بصری در ابتدای آغاز کار بودند و هنرهای رزمی هم شکلی پیشرفته‌تر را به خود گرفته بودند. البته که داستان خاص و حتی شاید می‌توان گفت معناگرای این فیلم‌ها نیز اثر بسیار مهمی در دیده‌شدن این آثار داشت. درواقع مهمترین نکات برتر بودن این فیلم‌ها در ابتدا داستان‌های خلاق آنها و سپس تصاویر جذاب و تکرارنشدنی‌شان بود. نکاتی که در فیلم «جو جیتسو» به هیچ عنوان نمی‌توان دید.
پلات کلی فیلم «جو جیتسو» کاملاً مشخص و ساده است. یک بیگانه هر شش سال یکبار از طریق دریچه‌ای وارد زمین می‌شود. نه نفر از مردانِ زمینی باید با او به مبارزه بپردازند و اگر این اتفاق رخ ندهد، این موجود در زمین خواهد ماند و تمام زمین و زمین‌یان را نابود خواهد کرد. تمام داستان فیلم همین است. از این‌رو ما در تمام مدت فیلم سکانس‌های اکشن و نبردهای تن‌به‌تن را زیاد می‌بینم. حال این نبردها می‌خواهد بین خود زمین‌یان باشد یا بین زمین‌یان و آن موجود بیگانه.
در ابتدا جیک که دچار فراموشی‌ست با عده‌ای ارتشی مواجه می‌شود و نبرهایی بین او و این ارتشیان رخ می‌دهد. ارتشیانی که نه معلوم است که هستند و نه معلوم است، چه می‌خواهند. آنها گاه‌گداری اسمی از پلوتونیوم می‌آورند، اما مشخص نیست، دقیقاً قرار است این اسم چه کاری برای‌شان انجام دهد. سپس با ورود دوستان جیک و کشته‌شدن تمام ارتشیان در سکانس‌هایی اکشن، داستان به سمت مبارزه‌ی هدفمند با این موجود بیگانه کشیده می‌شود. در اینجا هم هیچ‌کس هیچ پرداختی ندارد. این افراد تنها مبارزانی نام دارند که تربیت شده‌اند تا به نوعی خود را برای زمین فدا کنند. نمی‌توان با این افراد احساس نزدیکی کرد و به‌واقع داستان هم زمانی برای احساس همدردی بیننده با این افراد قرار نداده ، زیرا همواره مبارزاتی درحال رخ دادن است و دوربین باید این مبارزات را دنبال کند. البته که در میان این صددقیقه نبردهای اکشن می‌توان سکانس‌های جذابی را دید و علاقه‌مندان به دنیای اکشن می‌توانند، نظری نیز به این فیلم بیندازند، اما توقعی بیشتر از این نباید داشت.
متأسفانه یا خوشبختانه «نیکلاس کیج» نیز در این فیلم بازی کرده است. او که زمانی فیلم‌هایی چون «صخره»، «تغییر چهره»، «شهر فرشتگان» و فیلمی مانند «گوست رایدر» را بازی کرده، هنوز هم در سن ۵۷ سالگی می‌تواند، حداقل برای سینمادوستان قدیمی جذاب باشد. خوشبختانه چراکه بازی او فیلم را قابل‌تحمل‌تر کرده است و متأسفانه زیرا او چندین سال است، درحال بازی کردن در این‌چنین فیلم‌های سطح پایینی‌ست. در نهایت دوست‌داران این بازیگر و دوست‌داران فیلم‌های اکشن شاید بتوانند این فیلم را تحمل کنند، اگرنه دیدن این فیلم تنها خستگی را برای بیننده‌ی خود به همراه خواهد داشت.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟