«ریچارد» بعد از مرگ «سارا»، همسرش، برای درمان «امی»، دخترش، که دارای بیماری اوتیسم است، به خانهای جدید در نزدیکی مرکز درمانی نقل مکان میکند. ریچارد که هنوز نتوانسته، با مرگ همسرش کنار بیاید، کنار آمدن با دختر بیمارش که همیشه سارا از او نگهداری میکرده، برایاش بهشدت سخت اشت. او نمیتواند امی را درک کند. در این میان اتفاقات عجیبی نیز در خانه جدید در راه رخ دادن است.
فیلم «صدا در میانه» داستان تقلای یک پدر است، برای کنار آمدن با شرایط سخت به وجود آمده در زندگیاش. این شرایط با وجود دختری که اوتیسم دارد و توانایی ارتباط برقرار کردن با کسی را ندارد، مشکلتر نیز شده است. امی صداهای عجیبی میشنود و تصاویر عجیبی نیز میبیند. ریچارد هم گاهی صداهایی میشنود و از آنجا که این صداها منشأ خاصی در خانه ندارند، رفتهرفته هم ریچارد و هم امی را ناراحتتر از قبل میکنند. فیلم «بیا بازی»؛ محصول ۲۰۲۰، نیز داستان خانوادهای بود که پسر کوچکشان دچار بیماری اوتیسم بود و صداهایی را میشنید و تصاویری را میدید که مادر و پدرش نمیتوانستند، آنها را ببینند. آنها تصور میکردند تمام این صداها و تصویرها ساختهی ذهن پسر بیمارشان است، اما زمانی که مادر میتواند آن موجود عجیب را ببیند، به پسرش ایمان میآورد. داستانی ترسناک که تنها با ایجاد فضایی همراه با صدا و تغییرات ناگهانی در اشیا و با المانهای ساده توانست ترس را به بیننده القا کند.
در فیلم «صدا در میانه» نیز قرار است دختر بیمار با دیدن تصاویری باعث ایجاد ترس در بیننده شود. این اتفاق رخ میدهد، اما چیزی که در این فیلم به گونهای رمزآمیز است، این است که آیا آن تصاویر که امی میبیند، واقعیاند یا ساختهی ذهن او هستند؟ در ادامه رفتارهای ریچارد نیز تغییر کرده و او صداها و تصاویر بیشتری میبیند و رفتارهایاش پرخشگرانه میشود، چنانکه حتی باور میکند که همسر مردهاش در آن خانه با آنها زندگی میکند و او میتواند توسط امی با سارا ارتباط برقرار کند. آیا ریچارد نیز دچار نوعی بیماری شده و همهچیز را تصور میکند یا واقعاً این اتفاقات در حال رخ دادن هستند؟ در این میان فیلم مراحل درمان امی را نیز نشان داده و «زاندرا» را به عنوان کسی که میخواهد به امی کمک کند، معرفی میکند. داستان مسیر خوبی را تا انتها پیش میگیرد، اگرچه ابهاماتی را نیز در درون خود دارد. مثلاً کاملاً مشخص نمیشود، دلیل اخراج ریچارد از کارش چه بوده، در صورتی که این اتفاق به مرگ همسرش نیز ارتباط دارد. اینکه داستان جواب دقیقی به بعضی از سوالات اساسی مطرح کرده در خود نمیدهد، هم یکی دیگر از مشکلات فیلم است که در انتها میتواند بیننده را ناراضی کند. اما با کمی ارفاق و با دقت کمتر به داستان میتوان از دیدن یک فیلم ترسناک اینچنینی لذت برد.
البته که خانهی لوکس، مدرن و طرح جدیدی که اتفاقات در آن رخ میدهد، هم در نوع خود جالب توجه است. بیننده دیگر با آن خانههای قدیمی و پرپیچوخم با راهروهای زیاد روبهرو نیست و به نوعی با فضای جدیدی روبهرو بوده که حتی با توجه به وسایل استفاده شده در این خانه محیط سرد و مرموز نیز شده است. بازیگران به ویژه بازیگر نقش ریچارد هم با بازی خوب خود میتواند، باعث القا ترس به مخاطب شود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.