شاید نام «فیشر استیونز» را بهسبب بازی در نقشهای کوتاه یا مکمل در برخی آثار هالیوودی بهیاد بیاوریم. اما او بیش از بازیگری، در قامت یک کارگردان شناخته شده است. استیونز گاه بهسراغ مستند میرود و گاه ملودرامی عاشقانه میسازد. در هر حال این روند سینوسی فعالیت او نشان از این دارد که استیونز بیشتر بهسبب لذت از دنیای سینما مشغول فعالیت است و نه جریانسازی یا در مسیری مشخص حرکت کردن. «پالمر» جدیدترین کار اوست که یک ملودرام متوسط دیگر با بازی جاستین تیمبرلیک است. ادی پالمر پس از ۱۲ سال تحمل حبس به شهر کوچک خود بازمیگردد. مادربزرگاش به گرمی از او استقبال میکند و خود پالمر نیز قصد دارد در کمترین زمان ممکن شغلی دستوپا کند تا عفو مشروطاش به خطر نیفتد. در این بین متوجه یک تریلر در کنار خانهی مادربزرگ میشود که مادری معتاد بههمراه پسربچهای با نام «سم» در آن زندگی میکنند. مرگ مادربزرگ و غیب شدن ناگهانی مادرِ سم، باعث میشود تا ادی و سم برای مدتی با هم زندگی کنند. این فیلم نیز مانند هر ملودرام دیگری در سبک خودش، علاقهمندان بسیاری را دارد؛ همان مخاطبانی که تکیهداده به کانتر آشپزخانه دوست دارند در عصر یک روز تعطیل اشک بریزند و کمی خود را آرام کنند.
پالمر و هر کاراکتر دیگری در این دسته از فیلمها، هرچهقدر هم که خشن باشند، در نهایت و براساس فیلمنامه تبدیل به آرامترین و انسانترین بشر روی کرهی خاکی میشوند. در ابتدا باید مقاومت این کاراکترها در برابر زندگی عادی را تحمل کنیم. اما کارگردان در پردهی دوم فیلم خود سعی میکند دلیلی برای بازگشت به زندگی به آنها بدهد و در نهایت با تزریق کمی عاشقانه، کاراکتر را در مسیر درست زندگی قرار میدهد. البته که وجود چنین آثاری بهسبب فضیلت اخلاقی، در سینما بد نیست. اما نکتهای که در این بین وجود دارد، زندگی بیرحم و واقعی است. اینکه گاه میشود با نشان دادن کُنه زندگی و واقعیت عریان آن، مخاطب را دچار فضیلت کرد. لزوماً فانتزی کردن و غلوشدگی بهکار نمیآید. گاهی باید تجربههایی از زندگی واقعی را بهتصویر کشید. شاید پالمرهای بسیاری در زندگی همهی ما وجود داشته باشند. اما چهتعداد از آنها دچار چنین زیستی خواهند شد؟ فیلم «جنجال در سلول۹۹» را بهیاد بیاورید. آنجا هم یک زندانی سابقهدار سعی دارد به زندگی بازگردد. اما آن فیلم هم از طرف دیگر بام افتاده است و بهسوی یک اثر اکشن و انتقامی سوق دارد.
فیلم پالمر نه آن فیلمی است که بتواند روی مخاطب خود تأثیری ماندگار داشته باشد و نه اثریست آنقدر ضعیف که نتوان به آن بیاعتنا بود. در نهایت باید گفت با اثری متوسط مواجه هستیم که میتواند ۲ساعت از عصر یک روز تعطیل را برای مخاطب علاقهمند خود پر کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.