پوستر فیلم تُلسا

وقتی مذهب دستمایه‌ی ساخت فیلم‌ می‌شود

تُلسا
Tulsa
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

«تلسا» دختری نه ساله است که مادرش را دو سال پیش در یک تصادف ازدست داده و از آن زمان برای زندگی از این خانه به آن خانه فرستاده می‌شود. او در آخرین خانه‌ای که به سرپرستی گرفته می‌شود، متوجه آزارواذیت‌های زنِ صاحبخانه با پسر کوچک دیگری که به سرپرستی گرفته بود، شده و با پلیس تماس می‌گیرد. پلیس نیز برای یافتن خانه‌ای جدید او را به دست مددکاری اجتماعی -جایلین- می‌دهد. تلسا در حین مکالمه با این مددکار عکس پدری که تا حالا ندیده، را نشان‌اش می‌دهد و جایلین نیز بلافاصله «تامی» را می‌شناسد و برنامه‌ای می‌ریزد تا تامی را با این دختر آشنا کند.
فیلم‌های مذهبی از آن دست فیلم‌هایی هستند که بر روی لبه‌ی پرتگاهی قرارگرفته‌اند که کافی‌ست فقط کمی از این لبه عبور کنند تا به صورت کامل سقوط آزاد کنند. به دلیل وجود همین لبه هم است که یک فیلم مذهبی می‌تواند، در عین داشتن طرفداران پرشور مخالفان پرشوری نیز داشته باشد. ازاین‌رو ساخت فیلمی که از داستان‌های مذهبی سرچشمه گرفته است، همیشه سخت خواهد بود. اما با این حال فیلم‌های مذهبی خوبی وجود دارند که همواره می‌توان از آنها نام برد، مانند فیلم «ده فرمان»؛ محصول ۱۹۵۶ یا فیلم «انجیل به روایت متیو» محصول ۱۹۶۴. این فیلم‌ها که مستقیماً از یک روایت تاریخی و مذهبی حرف می‌زنند، از لحاظ جذابیت تصویری و داستانی باعث می‌شوند، مخاطب غیرمذهبی نیز از دیدن آن‌ها لذت ببرد. اما فیلم‌های بسیاری هستند که به صورتی غیرمستقیم و در زندگی روزمره از کتاب‌های مذهبی و تأثیر آنها بر روی انسان‌ها حرف می‌زنند. فیلم «تلسا» نیز سعی کرده است، وجود دین مسیحیت و کتاب مقدس را نوعی معجزه برای بهترکردن روابط میان افراد نشان دهد، اما چیزی که بیننده می‌بیند، جز شعارهای معمول که در بستری از اتفاقات کاملاً کلیشه‌ای و حتی گاه غیرواقعی رخ می‌دهد، چیز دیگری نیست.
تلسا دختری نه ساله و قدیسه است که با ورودش باعث می‌شود، همه‌چیز خوب پیش رود. شخصیت تلسا به عنوان دختری کوچک حتی با فرض باهوش بودن او نیز، کاملاً غیرواقعی بوده و به هیچ عنوان نمی‌تواند، باعث ایجاد رابطه‌ای صمیمی بین مخاطب و او شود. او همه چیز را خوب می‌بیند و با ورودش به خانه‌ی تامی از همان ابتدا شروع به موعظه‌کردن می‌کند. این موعظه‌ها گاهی آنقدر شعاری و مستقیم هستند که نمی‌توان آنها را تحمل کرد. او نه تنها به موعظه‌ی پدر که به موعظه‌ی دیگران هم می‌پردازد. مثلاً در سکانسی تلسا با یکی از همکاران تامی درباره‌ی مسیح و اینکه مسیح همیشه همراه همه هست، صحبت می‌کند. این سکانس‌ یکی از سکانس‌های به شدت اغراق‌آمیز و شعاری است که اعتماد بیننده را به فیلم کم خواهد کرد. از سوی دیگر تلسا در تمام مدت کتاب مقدس را در دست گرفته و درحال دعا خواندن است. همین اتفاق به‌ظاهر عادی که مدام در فیلم تکرار می‌شود را هم می‌توان به‌راحتی دلیل شعاری بودن داستان دانست. اتفاقاتی که در ادامه‌ی فیلم رخ می‌دهند و تصادف ناگهانی‌ای که تلسا در آن جراحات سختی می‌بیند نیز در راستای اتفاقات احمقانه‌ی دیگر داستان است.
درواقع در این فیلم همه‌چیز آنقدر سطحی و احمقانه است که بیننده اگر بخواهد، هم نمی‌تواند به معجزات مسیح و حتی به داستان فیلم که الهام‌گرفته‌شده از داستانی واقعی‌ست، ایمان بیاورد. داستان این فیلم البته با بازی بازیگران‌اش نیز تکمیل شده و بازی مصنوعی این افراد به ویژه بازی غیرقابل‌تحمل تلسا سرعت سقوط فیلم را از لبه‌ی پرتگاه این‌گونه فیلم‌ها بیشتر هم کرده است. این فیلم به نوعی همان فیلم «سوپراستار» تهمینه میلانی‌ست که فقط دختر آن کوچک‌تر شده است، اما حماقت داستان همان‌ است که در داستان این فیلم نیز می‌بینیم.