پوستر فیلم مالکوم و مری

عشق در زیر لایه‌های شعارزدگی

مالکوم و مری
Malcolm & Marie
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

زمانی که از خانواده‌ی لوینسون‌ها نام می‌بریم، ابتدا پدر خانواده، بری لوینسون، ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ خالق آثاری چون «صبح‌به‌خیر ویتنام»، «خفتگان» و «مرد بارانی». کارگردانی که با دنیرو، پاچینو و هافمن دست به خلق آثاری به‌یادماندنی زده است. ساموئل لوینسون، فرزند او، نیز قدم در راه پدر گذاشته و آثارش را که مرور می‌کنیم به همان تبحر پدر در دیالوگ‌نویسی پی می‌بریم. او در سال ۲۰۱۸ و با فیلم «ملت ترور» نام‌اش را بر سر زبان‌ها انداخت. حال و در سال ۲۰۲۱، او با فیلم «مالکوم و مری» در همکاری مشترک با نتفلیکس، اثری دیالوگ‌محور را تولید کرده است.
مالکوم، کارگردان جوان و موفقی است که به‌همراه دوست‌دخترش، مری، از مراسم نمایش اول فیلم خود به خانه باز می‌گردند. فیلم از همان ابتدا تبدیل به صحنه‌های درگیری لفظی این دو با هم می‌شود؛ از بیرونی‌ترین دلیل تقابل آنها تا درونی‌ترین لایه‌ای که با پس زدن رویه‌های ابتدایی می‌توان به آن رسید. از ابتدا تا انتها، هر چه سعی کردم در برابر این قیاس مقاومت کنم، نتوانستم به فیلم زیبای «خدای قتل‌و‌عام» اثر پولانسکی رجوع نکنم. در فیلم «خدای قتل‌و‌عام»، پولانسکی با به‌تصویر کشیدن نمایشنامه‌ی موفق یاسمینا رضا توانسته بود در یک لوکیشن داخلی، صفر تا صد آستانه‌ی تحمل کاراکترها را مقابل دیدگان مخاطب قرار دهد. لوینسون نیز در فیلم خود سعی دارد به چنین هدفی برسد. اما فیلم او در مجموع تبدیل به چند پرده‌ی ناقص از این تقابل می‌شود و بازیگران نیز نمی‌توانند کاراکترها را دچار یک قالب توجیه‌پذیر کنند. بگذارید انگ «شعارزدگی» را روی فیلم بگذاریم. چرا؟ چون در سرتاسر این دیالوگ‌ها شاهد طعنه‌هایی به ساختار هالیوودیسم و در نهایت رابطه‌ی نفرت‌انگیز و تکراری منتقد و فیلم‌ساز هستیم. لوینسون دیالوگ‌هایی تکراری را از برخی مصاحبه‌ها بیرون آورده و قصد دارد با قرار دادن آنها روی زبان کاراکترهای خود فیلم را پیش ببرد. دلیل خشم‌ مری، قرار است از سطحی‌ترین به درونی‌ترین آن برسد. اما زمانی این اتفاق می‌افتد که ما دیگر شخصیت‌ها را در ذهن‌امان قالب‌بندی کرده‌ایم و به‌زبان ساده‌تر باید گفت که مری انتهای فیلم در حد و اندازه‌های دیالوگ‌های آن نیست. مسئله اینجاست که آیا چنین دیدگاهی همیشه در میان ستارگان هالیوود و اطرافیان آنها وجود دارد؟‌ اگر اینگونه باشد و آنچه که در تصاویر و مصاحبه‌های این افراد خندان و شاد می‌بینم جز نمایشی مسخره و تهوع‌آور (همان‌طور که مری توصیف می‌کند) نباشد، پس باید گفت این فیلم لوینسون نیز جز آب در هاون کوبیدن نیست.
فیلم «مالکوم و مری» یک حسن دارد و آن هم استفاده‌ی لوینسون از موسیقی به‌جای دیالوگ در بعضی صحنه‌ها است. در چهار بخش ما شاهد استفاده از این تکنیک هستیم و هر بار که این اتفاق می‌افتد، دو شخصیت وارد فاز تازه‌ای از مجادله‌ی خود می‌شوند. مالکوم و ماری فیلمی در باب احساس عریان عشق است که در زیر شعارزدگی‌های‌اش پنهان شده است.