از میان آبهای رودخانه دو قایق با سرنشینانی به سمت خشکی میروند. در میان یکی از این قایقها دختری چهارده ساله به نام «می» است که قرار است، همسر سوم یک مالک بهنام آقای «هانگ» شود. خانم «ها» همسر اول و خانم «ژان» همسر دوم اوست. آقای هانگ یک پسر از همسر اولاش دارد و خواهان داشتن پسران بیشتر است. کسی که نتواند پسردار شود، چندان مورد توجه نخواهد بود و بانوی خانه محسوب نخواهد شد. همین امر کشمکشهایی اگرچه درونی را بین این همسران ایجاد کرده است.
فیلم «میان سایه و روح» درواقع نسخهی سیاه و سفید و بدونِ صدای فیلم «همسر سوم» محصول ۲۰۱۸ میباشد. این فیلم از لحاظ داستانی دقیقاً دارای همان داستان است و دقیقاً همان فیلم «همسر سوم» با شکلی جدید نشان داده میشود و تنها تمایز موجود در داستان این دو فیلم در بعضی سکانسهای اضافیای است که در نسخهی سیاه و سفید موجود است و در نسخهی رنگی آن دیده نمیشود. در نسخهی سیاهوسفید هیچ دیالوگی شنیده نمیشود و تمام اتفاقات با صدای پیرامونی و موسیقیای آرام مختص هر سکانس نشان داده میشود. فیلمی هنری که نوعی تجربهی جدید در عرصهی سینما میتواند، باشد.
فیلمهای صامت در گذشته نیز وجود داشتهاند؛ سینما بیش از آنکه صدا باشد، تصویر بوده و همین تصاویر و حرکت آنهاست که باعث جادوی آن نیز شده است، اما مهمترین اتفاقی که فیلمهای صامت این دوره را از فیلمهای گذشته متمایز کرده، پیشرفت تکنولوژی و نشان دادن تصاویر شفافتر و واقعیتر است. تصاویر واقعیتر نیز یعنی توجه بیشتر مخاطب به داستان و نکات ریز آن که منجر به ایجاد حس نزدیکی بیشتر به اتفاقات داستان خواهد شد.
فیلم «همسر سوم» با رنگهای جذاب و میزانسنی زیبا و با دیالوگهای کوتاه اما مهمی که بین شخصیتهای خود ردوبدل میکرد، فیلمی درخورتوجه و بسیار قابلدرک و البته دردناک بود. داستان سه زن که در قرن نوزده میلادی زندگیشان به هم گره خورده میشود؛ زمانی که زنها تنها ابزاری برای نه حتی فرزندآوری بلکه برای پسرآوری بودند و مایهی لذت مرد. هیچ اهمیت دیگری نداشتند و تنها وظیفهشان همین امور بود. وظیفهای که در باور خود زنها نیز نهادینه شده بود و از این رو بود که هر سه زن تلاش میکردند، علیرغم حسادتهایی که در میانشان موج میزد، یکدیگر را درک هم کنند و از در کنار هم بودن لذت نیز ببرند. داستانی تلخ که اگرچه بازگوکنندهی اتفاقات قرن نوزدهم است، اما برای بسیاری از افراد میتواند، آشنا باشد. می دختری چهارده ساله است. او هنوز در درون کودک است و میخواهد کودکانه زندگی کند. نگاههای او با لبخندی بر لب به دستان ژان و ها که موهای فرزندان خود را شانه میکنند یا به آنها غذا میدهند، بیانگر این احساسِ درونی کودکانهی اوست که هنوز نیاز به محبت مادری دارد. روایت داستان این دو فیلم روایتی ساده اما تلخ است و بیننده میتواند، در عین لذت بردن از تصاویر از داستانهای تلخ آن غمگین هم شود.
فیلم «میان سایه و روح» با نشان دادن همین داستان در رنگهای سیاه و سفید و با موسیقیای گاه آرام، گاه غمگین و گاه حتی به نوعی پرتنش سعی میکند، احساسات عمیق شخصیتهایاش را نشان دهد و بیننده نیز از آنجا که دیالوگی نمیشنود، تمرکز بیشتری بر تصاویر دارد. در این فیلم تصاویر معنای بیشتری پیدا کردهاند. البته فیلم برای گیج نشدن مخاطب خود سعی کرده، دیالوگهای مهم را کمی قبل از سکانس مربوطه بر گوشهای از صفحه نشان دهد. از این رو دیدن فیلمی با این خصوصیات میتواند، لذتبخش باشد و به بیننده بیاموزد، تصاویر تا چه اندازه میتوانند، حتی بدون دیالوگ معنا داشته باشند.