«اسپنسر» که به همراه دوستاناش درحال عبور از پارک است با شوخیای احمقانه با یک دلال مواد مخدر باعث کشتهشدن یکی از صمیمیترین دوستان خود میشود. این دوست در آغوش اسپنسر میمیرد، اما این اتفاق انگار قرار نیست تغییر چندانی در زندگی او ایجاد کند و او باز هم همان مسیر گذشتهی خود که بیهوده تلف کردن زندگیاش بود، را ادامه میدهد. او در میان خیابانهای شهر به همراه دوستاناش به فروش مواد و خوشگذرانیهای لحظهای میگذراند. اما او استعدادی دارد که دیگران ندارند.
فیلمهای زیادی دربارهی ورزشهایی چون: فوتبال، بسکتبال، موتورسواری و حتی ورزشهای روی یخ ساخته شده است، اما کمتر کسی فکر میکند که میتوان با ورزشی چون «اسنوکر» نیز فیلمی انگیزشی و زیبا ساخت. فیلم «بریک» -بریک در اسنوکر به ضربات متوالیای گفته میشود که بازیکن به توپ میزند و اجازه نمیدهد نوبت به حریفاش برسد- درامی ورزشی و آرام است که پایاناش نیز به مانند تمام فیلمهای ورزشی دیگر قابل پیشبینیست، اما چیزی که باعث میشود این فیلم ارزش دیدن داشته باشد، روایت داستان و بازی خوب بازیگران آن است.
«اسپنسر» پسر جوانی با قیافهای آرام و اما رفتارهای سرکشانهایست که تلاش میکند، جایگاهی را در جامعه برای خود پیدا کند. و از آنجا که محیط پیرامونیاش پر شده از خلافهای کوچک و بزرگ او نیز در مسیر این جادهی بیانتها سعی میکند، راهی را پیدا کند. او یاد نگرفته است، جور دیگری زندگی کند. اما او با دیگر افراد پیرامونیاش تفاوتی اساسی دارد. تفاوتی که به جز خودش همه آن را دیدهاند. استعدادی که همه میدانند در اسپنسر هست و اما خود او به آن باور ندارد. و چه اهمیتی دارد وقتی خود انسان به خودش اعتماد و باور نداشته باشد، حتی اگر تمام دنیا به او اعتماد داشته باشند؟
از سوی دیگر هیچکس نمیتواند با دیدن یک استعداد ناب و زیبا که در حال نابودیست به راحتی از کنارش بگذرد و شاهد این نابودی باشد. این است که اگرچه محیط پیرامونی اسپنسر پر از عصیان است، اما در میان این وضع موجود نیز کسانی هستند که میتوانند راهگشای او باشند، که میخواهند راهگشا باشند. استعداد خاص اسپنسر در اسنوکر باعث میشود که عدهای به این استعداد بیندیشند. پس او با وجود مهر مادری و تجربهی خطاهای پدر و نیز افرادی که استعدادش را میبینند، فرصت پیدا میکند، خود را بیابد و از این نعمت بزرگی که در اختیارش قرار گرفته است، بهترین بهره را ببرد. اما همهچیز به این راحتیها هم نیست. چگونه میشود پسری سرکش که سالها در محیطی عصیانگر بزرگ شده را به ناگاه به راهی درست فرستاد؟
فیلم «بریک» در روایت خود توانسته به خوبی مسیر تغییر اسپنسر را نشان دهد و بیننده را با او همراه کند. میتوان این مسیر را درک کرد و با استعدادی که او دارد، پذیرفت پایان داستان نیز روشن باشد. ورود افراد مختلفی که آهستهآهسته اسپنسر و استعدادش را کشف میکنند، مسیر تغییر این شخصیت را هموار کرده است. فیلم به این افراد همانگونه پرداخته که به اسپنسر و همین پرداخت به این شخصیتهای به ظاهر غیراصلی داستان است که باعث میشود مسیر آن قابل باور شود. «سم گیتینز» در نقش اسپنسر هم توانسته است با رفتارها و حالات چهرهی خود به خوبی هم نقش یک جوان سرکش و هم نقش یک جوان سرخورده را را بازی کند. او چهرهی جوانِ امیدوار به آینده را نیز توانسته به خوبی نشان دهد و با بازی روان لذت دیدن فیلم را هم بیشتر کند.