با پخش شدن فیلمی در یک مهمانی شبانهی دانشآموزی حالا تمام مدرسه به تمسخر «لی-چیا» میپردازند. در این فیلم لی-چیا توسط یکی از پسران محبوب مدرسه مورد آزار قرار میگیرد، اما از آنجا که او خودش خواسته که با این پسر به اتاقی وارد شود، از نظر همه این کار پسر ناخوشآیند نیست. «یون-هیون» جدیدترین عضو مدرسه که لی-چیا در همان ابتدا او را به عنوان دوست میپذیرد، تصمیم میگیرد، پرده از حقیقت این ماجرا بردارد و انتقام این اتفاق را از آن پسر و «ک-چین»؛ دختری که پشت همه این اتفاقات است، بگیرد.
آزارواذیت و قلدریهای دوران مدرسه بهویژه در دوران نوجوانی آنچنان تأثیر عمیقی بر روح این نوجوانان میگذارد که شاید هرگز این تأثیر از روح آنها پاک نشود. از این روست که این سوژه تبدیل به سوژهای حساس و مهم در سینما شده است که در عین اهمیت به پرداختن به آن اهمیت به چگونه پرداختن به آن نیز باید در دست بررسی قرار گیرد. سینمای آسیا هم به مانند سینمای هالیوود و اروپا سعی کرده، بنا به نوع فرهنگ خود به این مسائل پرداخته و آنها را مورد توجه قرار دهد. در این میان فیلمهای خوبی نیز ساخته شده است، مانند فیلمهایی چون: «همه چیز دربارهی لیلی-چو-چو»؛ محصول ۲۰۰۱، «اعترافات»؛ محصول ۲۰۱۰، «بعد از مرگام»؛ محصول ۲۰۱۷ و «شب غمافزا»؛ محصول ۲۰۱۱.
فیلم «انتقام دختران» نیز مانند بسیاری از فیلمهای دیگر با دست گذاشتن بر روی این سوژهی حساس سعی کرده که عمق فاجعه را نشان دهد. اما در این فیلم نگاهها نه به سوی قربانی بلکه به سوی تلاش دوست صمیمی او است تا به افشای حقیقت بپردازد. یون-هیون که خود در گذشته به نوعی قربانی محیط مدرسه بوده و تحت تأثیر فشارهای روانی آن محیط به مدرسهای جدید وارد شده است، میتواند بهتر از همه لی-چیا را درک کند. اتفاقات گذشته یون-هیون در پایان داستان دلیل تغییر مدرسهی او را بازگو میکند و از این لحاظ خیال بیننده میتواند راحت باشد که چرا هیون اینچنین به انتقام فکر کرده است. این نکته یکی از مزیتهای داستان بوده که به رفتارهای هیون معنا داده است.اما شاید یکی از دلایلی که فیلم نمیتواند چنانکه باید بیننده را با درد عمیق لی-چیا همراه کند، این است که اتفاقات آن شب مهمانی به گونهای بسیار سریع رخ میدهد و مجالی به ایجاد رابطه بین مخاطب و آن اتفاق داده نمیشود. بیننده تا خود را به محیط مهمانی وارد میکند، ناگهان چیا را در میان دخترانی میبیند که هیچوقت به آنها علاقهای نداشته است. حتی اینکه به خود قربانی و احساساتاش نیز توجه چندانی نمیشود و حتی چیا در نیمهی دوم داستان دیده نمیشود هم خود دلیل دیگری ست که میتواند از ایجاد این رابطهی احساسی جلوگیری کند.
فیلم «انتقام دختران» را میتوان بر همین مبنا به دو بخش تقسیم کرد. بخش اول به چگونگی ایجاد روابط دوستانه بین هیون و چیا و نیز آزارواذیتهای نامحسوسی که از سوی ک-چین به هیون وارد شده است، میپردازد. چیا از همان ابتدا و با دیدن رفتارهای چین سعی میکند با هیون همراه شده و دربرابر این دختر قلدر و معروف مدرسه بایستد. در این نیمه هیون دختری قوی و محکم است که به راحتی در برابر قلدریهای دیگران میایستد. اما نیمهی دوم به اتفاقات بعد از مهمانی پرداخته و ناگهان بیننده با هیون دختری آشنا میشود که تبدیل به یک قربانی شده است. فاصلهی میان دختری محکم بودن و قربانی شدن این شخصیت آنقدر کم است و داستان نتوانسته به آن بپردازد که ارتباط برقرار کردن و پذیرفتن این شخصیت برای مخاطب سخت است. درواقع میتوان گفت پرداختنشدن درست به تمام شخصیتهای داستان و عمق فاجعه علیرغم طرح اصلی جذاب باعث میشود، فیلم آنچنان که باید متأثرکننده نباشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.