هر از گاهی فیلمهایی ملودرام که مخاطب آنها صرفاً هزارهی سومیها هستند ساخته میشوند تا این دسته از مخاطبین را بیشتر در دنیای غیرواقع و رنگارنگ غرق کنند. مشکلات این نوع فیلمها و روایتها صرفاً نگاه تبلیغاتی خاص آنها نیست، بلکه هدف قرار دادن ذهن مخاطب است. همانطور که درونمایهی سری فیلمهای امریکنپای تقابل «بیعرضه»ها و بچهزرنگها بود، این فیلم هم قرار است در ساحل ریچونه این تقابل را بهسبک ایتالیایی انجام دهد.
کاراکترهای اصلی فیلم با یک مقدمهی 5 دقیقهای وارد فیلم میشوند و قرار است طی تابستانی پیش رو به اهداف خود در این شهر ساحلی برسند. فیلم حتی خود را دچار کمی تنوع نکرده و در پرداخت شخصیتها مدام از نمونههای مشابه آمریکایی خود پیروی میکند؛ یک کاراکتر بهدنبال ابراز عشق خود است، دیگری در رابطهای که دارد دچار شک شده، آن یکی سرخوش و بیفکر است، شخصیت دیگر تاکنون رابطهای را تجربه نکرده، و در این بین شخصیتهای مکملی وجود دارند که قرار است فقط حضور داشته باشند و نقششان صرفاً جذاب کردن قاب دوربین است.
فیلم از همان ابتدا برای ما مشخص میکند که صرفاً تبلیغاتیست برای شهر ساحلی ریچونه و تمام اتفاقات این فیلم قرار است هر کدام جذابیتهای ساحل این شهر را برای ما نشان دهند. تمام این فیلمهای این رده نشان دادهاند که میتوانند ذهن مخاطب جوان را همچون شبکههای اجتماعی خوش رنگ و لعاب به بازی بگیرند و آنها را روانهی این مکان کنند؛ وعدهی بهشتی ساحلی برای تمام شدن تنهایی یک جوان بهدنبالِ شریک. همهی شخصیتهای فیلم نیز بهگونهای پردازش شدهاند که طیف مخاطب مدنظر روایتگر فیلم را پوشش دهند و صد البته در این راه موفق هم بودهاند.
سینمای ایتالیا در خلق موقعیتهای کمدی در فیلمهایاش چهرههای سرشناسی همچون «توتو» «فابریتسی» و «بنینی» را داشته و همین امر باعث شده کمدی ایتالیایی سبکی منحصربهفرد در سینما شود. اما این فیلم تا چه حد در خلق چنین صحنههایی موفق بوده؟ باید گفت تا حد بسیار کمی. هرگاه در فیلم قرار است موقعیتی جذاب و کمدی رخ دهد با بیسلیقگی کارگردان برش خورده و بهسراغ کاراکتر بعدی میرویم. همین باعث سینوسی شدن روند فیلم میشود و بهدلیل تعدد کاراکترها، گاهی شاهد ابتر ماندن صحنهها هستیم. این روند آنقدر ادامه پیدا میکند که در نهایت فیلم در روند ثابت سقوط قرار میگیرد.
جذابیتهای بصری فیلم شاید مخاطب ۱۸ تا ۲۲ سال را مجاب به تماشای آن کند. اما نداشتن یک شاکله برای تناسب کاراکترها و موقعیتهایی که در آنها قرار میگیرند، شاید نتواند همین مخاطب را هم راضی نگه دارد.
موسیقی آزاردهندهای که در زمینهی کار قرار دارد و دائماً در تمام صحنهها تکرار میشود یکی دیگر از نقاط ضعف متعدد فیلم بهحساب میآید و باعث میشود هیچگاه فیلم به یک موقعیت دراماتیک نرسد. همینها دلیلی بر تبلیغ صرف بودن این اثر هستند و باید بهعنوان کلیپی تبلیغی به آن نگاه کرد و نه یک اثر سینمایی.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.