پوستر فیلم عروس آینده

عروس‌های توخالی

عروس آینده
Bride to Be
This Much
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

دختری روسی برای به دست آوردن سعادت و زندگی‌ بهتر حاضر به ازدواج با مردی آمریکایی و ثروتمند می‌شود. آنها به آمریکا آمده، اما هیچ‌چیز آن‌گونه که این دختر می‌خواهد پیش نمی‌رود. علی‌رغم ثروت فراوان این مرد، دختر مدتی بعد از زندگی خسته‌ شده و به دنبال راهی برای ارتقای زندگی‌اش می‌گردد.
مراسم عروسی و خود عروس سوژه‌هایی شاد و امیدبخش برای قشر خاصی از مخاطبان هستند. آنها که می‌خواهند در یک عصر آرام به پای یک فیلم لذت‌بخش بنشینند. گاه این عروس‌ به‌صورت دختری عاشقِ عروسی در یک فیلم ظاهر می‌شود که ساق‌دوشِ عروسِ همه‌ی دوستان و آشنایان‌اش است، اما خودش نمی‌تواند کسی را بیابد که او را به این آرزوی‌اش برساند؛ فیلم «۲۷ لباس»، محصول ۲۰۰۸. گاه به‌صورت زنی ناامید از دستیابی به عشق که خود برنامه‌ریز عروس است، نشان داده می‌شود؛ فیلم «برنامه‌ریز عروسی»، محصول ۲۰۰۱ و گاه نیز در وجه یک عروسی مجلل آسیایی‌ست که به سبک فیلم‌های قدیمی اما در ظاهری جدید نمود پیدا کرده است؛ فیلم «آسیایی‌های ثروتمند»، محصول ۲۰۱۸. در تمام این موارد این عروس‌ها هستند که باعث ایجاد داستانی نو می‌شوند و می‌توانند مخاطبان خاص خود را خوشنود کنند. تمام این فیلم‌ها اما به واسطه‌ی داستان‌هاشان دارای امتیاز عالی بوده و تنها می‌توانند در نهایت هم فیلمی متوسط و سرگرم‌کننده باشند که برای ساعاتی مخاطب را راضی نگه دارند.
فیلم «عروس آینده» که فیلمی ساخته شده در سال ۲۰۱۸ است و در سال ۲۰۲۰ اکران شده است، نیز داستان عروسی را نشان می‌دهد که عروسی‌اش کوتاه اما اثرات آن بلندمدت است. «آنا» که به اصرار مادرش و به امید آینده‌ای روشن با «بیل» ازدواج کرده، رفته‌رفته متوجه می‌شود او جز کالایی که بتواند در مراسم‌های مختلف بیل را همراهی کند، کس دیگری نیست. این امر باعث سرخوردگی‌اش می‌شود و تلاش می‌کند کاری برای خودش انجام دهد. پلات کلی داستان به نظر خوب می‌آید، اما متأسفانه با روایت داستانی سطحی این پلات خراب شده و از همان ابتدا بیننده خود را در فیلمی بی‌هدف و بی‌اهمیت خواهد دید.
این فیلم در همان ابتدا به‌سرعت و بدون نشان دادن رابطه‌ی خوبی از آنا و بیل آنها را خسته شده از رابطه‌‌شان نشان می‌دهد و بیننده نمی‌تواند این خسته‌شده‌گی دو شخصیت خود را درک کند. به‌خصوص بیل که از ابتدا کاملاً بی‌تفاوت نسبت به آنا بوده و بیننده را دچار ابهام می‌کند. بیل همواره در حال مسخره‌کردن آنا حتی در جمع است و هیچ‌گاه حتی شب‌هنگام هم به خانه یا نمی‌آید و یا بسیار دیر می‌آید. فیلم برای هیچ کدام از این کارهای‌ بیل هم دلیلی نشان نمی‌دهد. تنها در سکانس‌های ابتدایی گفته می‌شود که بیل به دنبال شهردارشدن است و همین جمله باید شخصیت بدون پرداخت بیل را به ما بشناساند. از سوی دیگر آنا نیز شخصیتی گم‌شده دارد. او در مواجهه با اولین پسر جوان روبه‌روی‌اش عاشق او شده و به راحتی شروع به خیانت کردن به بیل می‌کند. این رفتار آنا نیز به دلیل پرداخت نشدن به روابط آنا با بیل چندان قابل درک نیست. حتی رفتارهای آن پسر جوان نیز دور از انتظار است. این است که در نهایت شخصیت‌های ناقص و بدون پرداخت داستان را حتی از لحاظ سرگرم‌کننده‌بودن نیز به افول می‌کشاند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟