باز هم فیلمی دیگر از سری فیلمهای ارزان با عدهای نابازیگر و لوکیشن محدود و عاری از میزانسن. زمانی که اسم فیلمسازانی همچون «کاساوتیس» را میشنویم، بهیاد فیلمهای کمهزینه، مستقل و دارای جهانبینی میافتیم. اما ظهور دوربینهای دیجیتال باعث شده بهنسبت تولید روزافزون آثار سینمایی، افراد که با نام کارگردان پشت دوربین میروند هم بیش از قبل شوند. در این دنیای شلوغ و پر از تصویر، یافتن آثار خوب نیاز به زحمت بسیاری دارد.
این فیلم با مقدمهای در باب آزاد شدن کشت ماریجوانا در ایالات متحده آغاز میشود. قبل از آن بهسبک فیلمهایی که قرار است با یک راش از انتهای فیلم به داستان پشت آن بپردازد، دختری مکزیکی را با گریم خونآلود و مضحک شاهد هستیم که زمزمهکنان بهسوی یک تاب میرود. برشهایی از کاراکترهای فیلم را در حین این روایت میبینیم که نشان از حضور افرادی در یک مزرعهی کشت ماریجوانا دارد. برشهایی بیهدف و صرفاً برای گذراندن ثانیهها تا کارگردان به کاراکترهای اصلی خود برسد. اما کدام کاراکتر؟ هر چه بیننده جستوجو میکند تا شخصیتی را ببیند که شخصیتپردازی شده، باز هم عاجز میماند و وظیفه را بهعهدهی ادامهی فیلم میگذارد. اما با جلو رفتن فیلم، باز هم چیز خاصی شاهد نیستیم و همچنان منتظر ظهور شخصیت میمانیم. بازیگرانی که شاید دوستان همدانشگاهی بودهاند و قرار بوده با کمترین هزینه و شاید حتی بدون هزینه و بهصرف معروف شدن مقابل دوربین بروند، از ابتدا تا انتهای فیلم سرگردان هستند و گهگاه با فریادهای احمقانه یا اکتهای بهاصطلاح عصبی سعی دارند مخاطب را نگه دارند.
در این فیلم قرار است دو نفر با کمک یکی از کارگران مزرعه (که از قضا به آنها بدهکار است و برای پرداخت بدهی با آنها همکاری میکند) به این مزرعه حمله کنند. اما اینکه چه میشود و این پول بابت چه از آنها قرض گرفته شده و … را کارگردان، بهعلت ناتوانی در پرداخت تصویری فیلم، مجبور شده بهصورت جملاتی خبری از زبان کاراکترهای فیلم بازگو کند تا بلکه مخاطب را کمی راضی نگه دارد. شخصیتهای فیلم حتی انعطاف عروسکهای خیمهشببازی را هم ندارند. بهطور مثال، در بیان ویژگی یکی از کاراکترها اصلی فیلم اینطور بیان میشود که او و خانوادهاش رنجر بودهاند و توانای بدنی بالایی دارند. اما تنها چیزی که از این کاراکتر نمیبینیم همین ويژگیهاست.
داستانی بیسروته که حتی قرار نیست مخاطب فیلمهای اکشن را هم تا مرز سرگرم شدن ببرد. تنها مزیت فیلم توصیهنکردن آن به دیگران است. شاید مخاطب این ژانر بهتر باشد «جنتلمن» گای ریچی را یک بار دیگر مرور و با تماشا نکردن آثاری از این دست به کارگردان و عوامل آن لطف کند.