«دو-سوک» و «جونگ-با» استخدام شدهاند تا بدهیهای یک بنگاه خصوصی را جمعآوری کنند. در یکی از این ماموریتها آنها باید از مادری که با دختر کوچکاش زندگی میکند، پول دریافت کنند، اما این مادر پولی برای پرداخت ندارد. پس دو-سوک دختر کوچک او را به نام «سونگ-یی» گروگان میگیرد تا فردا صبح این مادر با پرداخت بدهی دخترش را بازپسگیرد. در همین حین کسی این مادر را به پلیس لو میدهد؛ او مهاجر غیرقانونیست و باید به کشور خودش بازگردانده شود. از این رو سرنوشت سونگ-یی در دستان این دو مرد قرار میگیرد.
داستان گروگانگیرهایی که به گروگان خود علاقهمند میشوند و حتی گاهی حاضرند گروگان خود را آزاد کنند، به اشکال متفاوتی در فیلمهای مختلفی دیده شده است. اما فیلم «گروگان» با شخصیتهای خود بستری از موقعیتهای جدید را ایجاد کرده تا بینندهاش ورای دانستن اتفاقاتی که پیشروی اوست، از تماشای فیلم لذت برده و شخصیتها را دوست داشته باشد. از همان ابتدا با دیدن دختر کوچکِ زیبارو و معصوم داستان، «سونگ-یی»، و نگاههای بامعنای او بیننده در لحظه عاشقاش میشود. این اتفاق در داستان هم رخ میدهد: کودکی که نماد پاکیست، با ذهنی بدون هرگونه افکار بد و با نگاهی معصوم با دو مرد که ذاتاً آدمهای بدی نیستند مواجه شده و در همان ابتدا با این نگاهها عشق نهفته شده در درون این دو مرد را بیدار میکند. با مشاهدهی کار این دو مرد و جایی که آنها زندگی میکنند، میتوان حدس زد که این دو به نوعی از جامعه پیرامونی خود طرد شدهاند و حالا این کودک با آن خندههای خاصاش وارد زندگیشان شده و انگار امید و آینده را آورده است. از سوی دیگر این دو نفر ذاتاً آدمهای بدی نیستند و میتوانند این دختر را دوست داشته باشند. رفتهرفته اتفاقات در داستان مسیری را پیش میگیرد که این عشق ناگهانیِ ایجادشده میان این افراد غیرقابل انکار میشود. چنانکه دو-سوک حاضر است وقت و پول بسیاری را برای خنداندن این دختر کوچک خرج کند.
روایت این فیلم روایت ساده و خطی نیست، بلکه داستان در ابتدای خود با نشان دادن دختری که موفقترین مترجم زبان کرهای و چینیست، سونگ-یی را نشانمان میدهد. درواقع داستان کودکی سونگ-یی به صورت فلشبک روایت میشود و تا اواسط فیلم نیز داستان به کودکی و اتفاقات رخ داده در زندگی او میپردازد. از اواسط فیلم این فلشبکها کوتاه شده و اتفاقات گوناگونی در میان این رفتوآمدها رخ داده و داستان با روند منطقی پیش میرود. رگههای کمدی همیشگی فیلمهای کرهای را هم میتوان در درون فیلم دید. این رگههای کمدی بیشتر در رفتارهای شخصیت دو مردِ داستان دیده شده و در اوایل فیلم نیز بیشتر هستند. میتوان گفت بیننده در نیمهی اول با داستانی کمدی و درام روبهروست که در نیمهی دوم به یک درام تبدیل میشود. این کمدی با داستان درام فیلم هم بهخوبی ادغام شده و آن را ملموس کرده است.
یکی از نکات اصلی که منجر به زیباترشدن داستان شده است؛ بازی بازیگران آن است. به ویژه بازیِ دختر کوچک در نقش سونگ-یی. او بسیار عادی و باورپذیر نقش خود را بازی کرده به طوری که میتوان او را ستاره فیلم دانست. و در آخر هم با این بازیگران مناسب و داستان ساده میتوان از مشاهدهی یک فیلم خوشساخت لذت برد.