پوستر فیلم جیانگ ژیا | افسانه‌ی خداسازی

کمی بیشتر بیندیش

جیانگ ژیا | افسانه‌ی خداسازی
Legend of Deification
Jiang Ziya
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۴
نویسنده سارا

در اواخر حکومت «شانگ» امپراطوری «ژو» دچار ناتوانی و هرج‌و‌مرج می‌شود. «روباه نه‌دُم» از این فرصت استفاده کرده و به روباه‌های شیطانی دستور ویرانی این سرزمین‌ها را می‌دهد. پس «خدایان بهشتی» برای کمک به مردم عادی دست به کار شده و یکی از شاگردان ارشد خود به نام «جیانگ ژیا» را برای مبارزه با روباه نه‌دم می‌فرستند. جیانگ دستور دارد این روباه را بکشد، اما زمانی که می‌خواهد این کار را انجام دهد، متوجه حضور دختری در دامِ این روباه می‌شود؛ اگر روباه کشته شود این دختر نیز خواهد مرد. پس جیانگ از کشتن این شیطان دست کشیده و همین امر باعث غضب خدایان شده و او به سرزمین شمالی تبعید می‌شود.
«جیانگ ژیا» یکی از شخصیت‌های حماسی رمان مشهور «تفویض خدایان» است. این رمان چینی متعلق به قرن شانزدهم بوده و از خدایان و شیاطین صحبت می‌کند. این رمان بیش از صد بخش دارد و شاید آن‌را بتوان از جهاتی با کتاب شاهنامه‌ی ما ایرانی‌ها قیاس کرد. اگرچه شاهکاری که فردوسی به نظم درآورده است را نباید با هیچ رمان داستان‌گونه‌ای مقایسه کرد. اینجاست که دوباره و دوباره آه از نهاد منِ ایرانی بلند خواهد شد که چرا کسی نباید داستان‌های پرشروشور شاهنامه‌ی ما را این‌چنین به‌زیبایی به تصویر بکشد، چنان‌چون این انیمیشن که از همان ابتدا ما را مدهوش و مغلوب تصاویر خود می‌کند.
انیمیشن «جیانگ ژیا» با تصاویری از جنگ و خونریزی آغاز می‌شود و از همان ابتدا نفس ما را در سینه حبس می‌کند. تصاویر چنان سریع و تند در رنگ‌ها و شکل‌های زیبایی از برابر چشمان ما می‌گذرند که برای اینکه حتی گوشه‌ای از این تصاویر زنده از دست‌مان نرود، فرصت پلک‌زدن را هم به خود نخواهیم داد. روباه نه‌دم و شیطان بی‌رحم با رنگ قرمز خود و ایجاد شعاع‌های نوری قرمز قربانیان‌اش را به دام مرگ می‌برد و ما را در سحر تصاویر نشان‌داده‌شده مبهوت نگاه می‌دارد. این تصاویر نه‌تنها در ابتدا که در تمام داستان به زیبایی و متناسب با اتفاقات رخ‌داده به تصویر کشیده شده است. هرچه داستان جلوتر می‌رود و اتفاقاتِ پیچیده‌تر و عجیب‌تری رخ می‌دهد این تصاویر نیز عجیب‌تر، زیباتر و سحرانگیزتر می‌شوند. نورهای زرد منتشرشده در تصاویر، رنگ قرمز روباه نه‌دم، رنگ آبی و آرام جیانگ و هرچه به او مرتبط است و در نهایت ارواح سیاه سرگردان موجود در این سرزمین‌ها همه و همه نشان از زیبایی تصاویر دارند و هارمونی متناسبی با اتفاقات داستان ایجاد کرده‌اند.
اما این انیمیشن تنها تصاویر مدهوش‌کننده‌ای ندارد، بلکه با داستان حماسی، پیچیده و سؤال‌برانگیز نیز ما را غرق می‌کند و عقل و منطق ما را نشانه می‌گیرد. اولین سؤالی که ما را با آن مواجه می‌کند این است که؛ آیا برای نجات جان عده‌ی زیادی می‌توان از جان یک نفر گذشت؟ جیانگ حاضر به کشتن روباه نه‌دم نمی‌شود، زیرا با مردن او دختر‌ِ دردام‌افتاده نیز می‌میرد. قیمت جان آدم‌ها چقدر است؟ آیا یک جان ارزش نجات دادن ندارد؟ چه کسی می‌داند آن یک جان در آینده چه خواهد شد؟ در ادامه روباه نه‌دم نیز جیانگ و ما را به چالش می‌کشد. شیطان از خیانت خدایان صحبت می‌کند و از دروغگویی آنها. آیا خدایان نیز دروغ می‌گویند؟ آیا خدایان می‌توانند شر باشند؟ ایمان جیانگ در معرض امتحان است یا عقل اوست که باید به دنبال پاسخِ پرسش شیطان برود. جیانگ باید باور کند که خدایان برای راحت‌بودن حاضر شده‌اند با شیطان معامله کنند و شیطان کار آنها را انجام دهد؟ یا اینکه حتی نباید در ایمان خود به خدایان شک کند؟ چه چیزی نمی‌تواند جیانگ را در زمره‌ی خدایان قرار دهد و اگر او به خدایان شک کند پس چگونه می‌تواند جزئی از آنها شود؟ خدایان به جیانگ وعده‌ی خدایی داده‌اند و جیانگ نمی‌تواند بر آنها شک کند. نمی‌تواند یا نمی‌خواهد؟ ذهن جیانگ پر می‌شود از سؤالاتی که دارد و او نه‌تنها با شیطان دیده‌شده در برابرش باید بجنگد، بلکه باید با شیطان درون‌اش نیز به مبارزه برخیزد. آیا آن کسی که در درون جیانگ او را به چالش می‌کشد، شیطان است یا وجدان بیدارش؟ جیانگ اما باید تصمیم بگیرد.
داستان دخترِ در دام و ارواح سرگردانی که به دنبال آرامش‌اند و نیز داستان تناسخی که به آن اشاره می‌شود، همگی چالش‌هایی هستند که دربرابر جیانگ و البته دربرابر ما قرار می‌گیرند و شاید مجال تفکر را هم به ما ندهند. این است که با پایان انیمیشن همه‌چیز می‌تواند برای ما شروع شود. این انیمیشن در پایان با اشاره‌ای کوتاه به پسرک بازیگوش انیمیشن «نی ژا»؛ محصول ۲۰۱۹، نشان می‌دهد که دنیای این دو شخصیت در یک زمان رخ‌داده و ما شاید باید منتظر اتفاقاتی دیگر از این دو باشیم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟