فیلم «برادران خونی» داستان «پیتر» و «مایکل»، پسرعمویاش، است که از کودکی با «جیمی» در یک محله بزرگ شدهاند و دوستان صمیمی بودند. حالا بعد از گذشت سالها مایکل که از همه خشنتر یا شاید بتوان گفت بلندپروازتر بوده است مسئولیت آن محله را بر دوش گرفته و کارهای متفاوتی انجام میدهد. پیتر نیز در این راه به او کمک میکند. جیمی اما برای سروسامان دادن به بار خود از مایکل پول قرض گرفته و حالا باید راهی پیدا کند تا قرض خود را پس دهد. پیتر به جیمی هشدار میدهد که مایکل از آنچه که آنها فکر میکنند، میتواند خطرناکتر باشد. در این میان یکی از افراد و دوستان صمیمی مایکل به نام «اومیرا» توسط عدهای کشته میشود و این اتفاق آغاز انتقامجوییهای مایکل و دارودستهاش است از کسانی که دست به این کار زدهاند. پیتر مخالف این اعمال است، اما هرچه فیلم جلوتر میرود داستان تغییر میکند.
یکی از بزرگترین فیلمهای گانگستری «پدرخوانده» است که در آن هیچکس به هیچکس رحم نمیکند و همه برای به دستآوردن قدرت بیشتر در خیابانها به جان هم میافتند. فیلم «برادران خونی» قرار نیست اما از اینگونه گانگسترها حرف بزند. داستان ساده و تا حدودی قابلپیشبینی دارد که حتی ورود خواهر جیمی نیز که پیتر عاشق آن است، داستان را تکراریتر هم میکند. اما روایت فیلم و فلشبکهایی که پیتر به گذشته و دوران کودکیاش میزند داستان را کمی از این کلیشهها دور کرده است. این فلشبکها که عموماً با موسیقیای زیبا همراه هستند -این موسیقی مختص تصاویر گذشته نیست و بر روی تصاویر زمان حال نیز شنیده میشود- میتواند در میان داستانی که در زمان حال رخ میدهد، بیننده را با پیتر و رفتارهایاش بیشتر آشنا کند. تمرکز فیلم بر روی پیتر است و از پرداختن به مایکل که شخصیت مهم دیگر داستان میباشد، دور مانده است. فلشبکها هم داستان را از زاویهی دید پیتر نشان میدهند و از این رو پدر پیتر نیز چنانکه باید به بیننده شناخته نمیشود. ما تنها اتفاقات کوتاهی از پدر و عموی پیتر میبینیم که قرار است همین اتفاقات و ردوبدلشدن دیالوگهای بین این دو شخصیت -که تربیتکنندهی دو فرزند متفاوت بودهاند- مسیر داستان را رقم بزند. این است که همواره ابهاماتی دربارهی چگونگی رخداد اتفاقات در گذشته که منجر به اتفاق پایانی داستان میشود، وجود دارد. برشهای ناقص فیلم نیز داستان را از حد متوسط پایینتر آورده و درک بعضی اتفاقات را سخت کرده است. این مشکل را در فیلم «زمین و خون» نیز شاهد بودیم. نویسنده این فیلم کارگردان و نویسنده فیلم «برادران خونی» نیز میباشد.اما در این میان یهترین اتفاق این فیلم را باید موسیقی آن دانست. موسیقیای پست مدرن که رگههای ملودرام را هم دارد و توانسته این دوگانگی را به زیبایی در درون خود نشان دهد.