⚠️تماشای این فیلم به افراد زیر ۱۸ سال توصیه نمیشود.
فیلم با تصاویری از مراسمی مذهبی که درحال انجام است، آغاز میشود. این مراسم درواقع در ادامهی همان آزمایشاتیست که در این پروژه در حال انجام شدن هستند. سپس تصاویر به جلسهای وارد میشود؛ جلسهای که به نوعی معرفی پروژه دائو به اشخاص جدیدیست که قرار است وارد این مکان شوند و برای مدتی در آن به نقشآفرینی بپردازند.
در ابتدای سال ۲۰۲۰ فیلم «پروژه دائو: ناتاشا» اولین فیلم از مجموعه فیلمهای این پروژه بود که اکران شد. این فیلم دربارهی زنی میانسال به نام ناتاشا و مشکلاتی بود که او در این پروژه با آنها مواجه شده بود. همانطور که در مرور این فیلم هم گفته شد «پروژهی دائو» بازسازی اتفاقات سالهای ۱۹۳۸ الی ۱۹۶۸ است. در این سالها فیزیکدان معروف «لو لاندائو» در یک پروژهی عظیم تلاش میکرد با ریاضیات راز زندگی بشر و انسانی ایدهآل را کشف کند. درواقع پروژه دائو دو بار اتفاق افتاده است؛ یکبار در میان سالهایی که لاندائو تلاش میکرد نظریههای خود را اثبات کند و بار دیگر در هنگام بازسازی این اتفاقات در سال ۲۰۰۸. این بازسازیها که به کمک عدهی زیادی از افراد صورت گرفته است -درست به مانند خود پروژهی اصلی- از سال ۲۰۰۹ تا سال ۲۰۱۱ به صورت رسمی فیلمبرداری شده است. تمام مکانهای آن سالها نیز در یک ورزشگاه بزرگ بازسازی گردیده بود. اما در سال ۲۰۱۹ بود که «ایلیا خرژانوفسکی» کارگردان این اثر، پروژهی خود را علنی کرد. پیش از آن کسی دربارهی این بازسازیها اطلاعی در دست نداشت. او بعد از اولین فیلم دوساعتهی خود -ناتاشا- فیلم «پروژهی دائو: زوال» را با زمان ششساعتوده دقیقه منتشر کرد. به جز این دو فیلم چندین فیلم دیگر نیز در آیندهای نزدیک از این پروژه منتشر خواهند شد.
اتفاقاتی که در فیلم «پروژهی دائو: زوال» دیده میشود ده سال بعد از اتفاقات فیلم «ناتاشا» یعنی در سال ۱۹۶۸ و سال پایانی این پروژه رخ میدهد. «الگا» دختر جوان فیلم «ناتاشا» در این فیلم ارتقاء درجه پیدا کرده و مدیر شده است. به جز الگا، مردی که ناتاشا را در سکانسهای پایانی آن فیلم مورد بازخواست و شکنجه قرار داد نیز به عنوان دومین مدیر پروژه در فیلم دیده میشود.
فیلم تلاش میکند آزمایشهای مختلف درحال انجام در پروژه را نشان داده و در این میان نظرات دانشمندان و فیزیکدانان و حتی افراد عادی را هم بازگو کند؛ همانطور که بحث ابتدایی دانشمندان و مدیران پروژه دربارهی مذهب در آزمایشگاه حتی شبهنگام به دورهمی این افراد نیز وارد شد. اما این دورهمیهای شبانه همواره در جهت آزادشدن فکر و ذهن این افراد از زندگی و اجباری بود که در آن گرفتار شده بودند. به همین جهت بود که این دورهمیها همیشه به رقص و نوشیدن و خندیدن و درنهایت هم به خلوتهای دونفره کشیده میشد. اما هرچه آنان سعی میکردند، نمیتوانستند از این اجباری که آنها را از آزاد بودن مطلق محرومشان میکرد، دور شوند. چنانچون ناتاشا که یک بار در فیلماش بهسختی فرو شکست، در این فیلم نیز این فروشکستن را به گونههای مختلفی میتوان در افراد دیگر هم دید. افراد زیادی وارد پروژه میشوند و بعد از مدتی از آن خارج میشوند اما آنان که درون این پروژه زندگی میکنند و سالهای عمرشان درحال گذشتن در آن است آرزو میکنند درنهایت نتیجهای را حاصل کنند. اما آیا این پروژه نتیجهای دربرخواهد داشت؟
این فیلم در شش ساعت زمان خود ما را با مسائل و اتفاقات زیادی روبهرو میکند. آزمایشهای عجیب و غریب بسیاری را نشان میدهد و حتی شکنجههای روا شده بر انسانها و حیوانات مختلف را به تصویر میکشد تا شاید بتواند آن انسان ایدهآل را بیابد. فیلم چنان ما را در خودش فرو میبرد و با آدمهایاش همراه میکند که فروشکستن هر نفر فروشکستن ماست. باور خباثت و رذالت آدمها و باور خشمهای نهفته در درون آنها که هر یک به شکلهای گوناگونی خود را بروز میدهند، سخت خواهد بود. اما چیزی که باورپذیری این فیلم را بیش از پیش کرده بازیگران بدونتجربهی فیلم است که چنان در آن بازی میکنند که انگار نه این پروژه بازسازی پروژهای دیگر بلکه خود پروژهای نو و جدید است و این آدمها واقعاً در این شرایط در حال زندگیکردن هستند.
فیلم ما را با سوالات زیادی روبهرو میکند اما شاید اساسیترین سوالی که با آن مواجه میشویم این است که؛ خطوط آدمها برای رسیدن به هدفهایشان چه خواهد بود؟ و تا چه میزان آنها حاضرند از این خطوط و حدود بگذرند؟ فیلم ما را به وحشتناکترین صورت ممکن با این سوال مواجه کرده و در انتها نیز چیزی جز بهت و ناباوری برای ما باقی نخواهد گذاشت.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.