پوستر فیلم پیشنهاد می‌کنم بعد از امشب دیگه هرگز همدیگه رو نبینیم

داستان‌های معمولی عاشقانه

پیشنهاد می‌کنم بعد از امشب دیگه هرگز همدیگه رو نبینیم
I Propose We Never See Each Other Again After Tonight
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده سارا

«آیریس» و «سایمون» با کمک کردن به ماشینی که در برف گیر کرده‌ است، در کنار هم قرار می‌گیرند. آیریس، سایمون را با کسی اشتباه می‌گیرد و این‌گونه مکالمه‌ای ساده بین آنها شکل پیدا می‌کند. این مکالمه به نوشیدن در مکانی دیگر ختم می‌شود و آیریس پیشنهاد می‌کند که به عنوان کسانی که یکدیگر را نمی‌شناسند، بدترین رازهای خود را به هم بگویند و از هم جدا شوند. سایمون این پیشنهاد را می‌پذیرد و مکالمه‌ی آنها طولانی‌تر می‌شود. در انتها آنها از هم جدا می‌شوند، اما فکرشان نزد هم باقی‌ می‌ماند.
فیلم‌های عاشقانه‌ی زیادی در سینما ساخته شده‌ است و شاید یافتن فیلمی که بتواند از داستانی جدید و جذاب حرف بزند سخت باشد. اما به اندازه‌ی تمام آدم‌های روی زمین و اتفاقاتی که برای آنها رخ می‌دهد، می‌توان داستان‌های جدید از زوایای جدید گفت. گاه این فیلم‌های عاشقانه با وارد کردن موسیقی در درون خود به داستان رنگ‌وبویی خاص می‌دهند مانند فیلم «لالالند»، گاه عشق را با واژه‌ی زمان و مرگ همراه می‌کنند در فیلم «درباره زمان»، گاه شخصیت‌ها را در فراموشی گرفتار می‌کنند مانند فیلم «درخشش ابدی یک ذهن پاک» و گاه حتی عشق را در غمگین‌ترین وجوه خود ابراز می‌کنند، مانند فیلم «ولنتاین غمگین». فیلم «پیشنهاد می‌کنم بعد از امشب دیگه هرگز همدیگه رو نبینیم» اما یک داستان عاشقانه‌ی معمولی‌ست که بارها پلات آن را در فیلم‌های دیگر دیده‌ایم. نه قرار است شخصیت‌های داستان‌اش آدم‌های خاص و عجیب‌وغریبی باشند و نه قرار است اتفاقات هیجان‌انگیزی رخ دهد. همه‌چیز معمولی‌ست درست به مانند شخصیت‌های فیلم.
داستان از جای خوبی شروع شده و شخصیت آیریس و سایمون را در همان ابتدا صمیمی، دوست‌داشتنی و قابل‌باور نشان می‌دهد. اگرچه سکانس ابتدایی که این دو در مکانی با هم به صحبت از رازهای خود می‌پردازند، می‌توانست بهتر از این باشد اما باز هم این سکانس در ایجاد ارتباط بین بیننده و کاراکترها اثرگذار بود. آیریس و سایمون مدتی بعد از آن شب بار دیگر اتفاقی همدیگر را می‌بینند و از آنجا که تمام فکرشان پیش هم است، از فرصت استفاده کرده و با ردوبدل کردن شماره تلفن‌هاشان راه آشنایی را برای هم باز می‌کنند. اینکه هر یک از این دو شخصیت دارای گذشته‌ی خاصی هستند و این گذشته نیز دلیل بسیاری از رفتارهای آنها در روابط‌شان است، به خوبی نشان داده شده است. کاستی‌های رفتاری هر یک از این دو شخصیت اگرچه در ابتدا کلیشه‌ای دیده می‌شود، اما زمانی که پیشینه این رفتارها نشان داده می‌شود، شخصیت‌ها نیز قابل‌باور شده و همین کلیشه‌ها باعث ایجاد رابطه‌ی قابل‌درکی بین بیننده و این افراد می‌شود. وجود دوست سایمون و خانواده‌ی آیریس هم در پیشبرد این رابطه سهیم هستند. اما در نهایت با داستانی ساده و شخصیت‌های بدون پیچیدگی ما با فیلمی معمولی که نه کارگردان و نه بیننده‌اش توقعی آنچنانی از آن ندارد، مواجه هستیم که با کمترین بودجه ساخته شده و می‌تواند سرگرمی خوبی برای یک بار دیدن باشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟