پوستر فیلم همه‌چیز برای جکسون

پشت کردن به قواعد ژانر برای تبدیل شدن به یک اثر زیبا

همه‌چیز برای جکسون
Anything for Jackson
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

فیلم با یک مقدمه‌ی عاشقانه از مکالمه‌ی هنری و آدری وارد فضای اصلی خود می‌شود. آنها چند خط دیالوگ را با یکدیگر ردوبدل می‌کنند و از همان ابتدا ممکن است مخاطب خود را آماده‌ی دیدن یک ملودرام با دو بازیگر سالخورده کند. اما به‌محض بیرون رفتن هنری و کشاندن «بکر» به درون خانه و چکش زدن آدری بر دستان او، به‌سرعت وارد فیلم می‌شویم. آدری و هنری، زوج سالخورده‌ای هستند که هم دختر و هم نوه‌اشان را از دست داده‌ند. آنها دیگر به خدایی اعتقاد ندارند و خود را آماده‌ی معامله با شیطان کرده‌اند. برای بازگرداندن نوه‌ی از دست‌رفته‌اشان دختری حامله و بدسرپرست را انتخاب می‌کنند و او را به تخت‌خواب زنجیر می‌کنند تا شرایط میزبانی برای بازگشت روح نوه‌اشان، جکسون، را آماده کنند. اما آنها با این کار تمام روح‌های آسیب‌دیده را دعوت کرده‌اند و خانه‌اشان تبدیل به جولانگاه این ارواح سرگردان می‌شود.
فیلم «همه‌چیز برای جکسون» از کلیدواژه‌هایی بهره می‌برد که هر کدام‌اشان برای ساخت یک اثر کلیشه در ژانر وحشت کافی است؛ شیطان، صلیب برعکس، روح و خانه‌ای چوبی که تودرتو است. اما باید گفت که شما در طول این فیلم به‌هیچ‌عنوان نه با جامپ‌اسکر، نه با تعلیق‌های معمول و نه حتی با موسیقی بریده‌بریده و سکوت‌های تعلیق‌وار مواجه هستید. یک زندگی روتین را شاهد هستید که همه‌چیز در آن پذیرفته شده است. فریادهای ابتدایی بکر همان واکنشی است که یک فرد در ابتدای مواجهه با موجوداتی که برای دیگران وجود خارجی ندارند، می‌تواند داشته باشد. فیلم در لحظه‌لحظه‌ی خود به‌دنبال غافلگیر کردن مخاطب نیست و هیچ‌گاه جریان اصلی خود را فدای دلهره‌های آبکی نمی‌کند. این فیلم مرا تا حدی به‌یاد «کنستانتین» انداخت. در آن فیلم هم موجودات ماورایی می‌آمدند و می‌رفتند و همه‌ی کاراکترها با آنها هم‌زیستی داشتند. در این فیلم هم آنچه که در چارچوب خانه اتفاق می‌افتد همانی است که هنری و آدری انتظارش را می‌‌کشیدند و به‌عنوان عواقب کار خود آن را پذیرفته بودند.
زیبایی این فیلم در اجتناب کارگردان از ورود به اصطلاح «همان همیشگی» در این ژانر بود. «جاستین جی. دایک» در اولین تجربه‌ی فیلمسازی خود، خیلی با جسارت و پختگی توانسته است به قواعد مرسوم این ژانر پشت کند و اثری را بیافریند که در عین سادگی، پر از جزئیات است. میزانسن دقیق او در تقابل کاراکترها با یکدیگر و آرامشی که بر کل فضای فیلم حاکم است نشانی از تمام آن تکاپوهای ژانر دلهره و فریادهای سرسام‌آور ندارند. پالت رنگ خنثی در این اثر نیز سردی فضا را به‌خوبی انتقال می‌دهد. این اثر یک فیلم مینیمال و قابل احترام در ژانر دلهره و رازآلود است و در تمام بخش‌های آن مي‌توان سکون پر از تکاپویی را مشاهده کرد که شاید در کمتر اثری در این ژانر شاهد آن بوده باشیم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟