یک مخلوط قوامنیافته
«برندون» خود را برای انجام استندآپکمدی آماده میکند. با آغاز استندآپ او شروع میکند به گفتن داستانهای مختلفِ عجیب و غریبی که ترسناک هستند.
در سینما فیلمهای آنتولوژی کمی وجود دارند که توانستهاند رشتهی باریک میان داستانهای خود را به هم متصل نگه دارند و پایانی منسجم را به مخاطبان ارائه دهند. معمولاً داستانهای کوتاه در این فیلمها چنانکه باید نمیتوانند به هم ربط پیدا کنند و برای همین است که در نهایت همیشه سؤالاتی را در ذهن مخاطبانشان بدون پاسخ میگذارند. اما فیلمهای آنتولوژی قابلذکری نیز وجود دارد که دیدنشان لذتبخش خواهد بود. فیلم «شهر گناه»؛ محصول ۲۰۰۵، فیلمی جنایی و شاید تا حدودی ترسناک است که حتی اگر مخاطب سر از داستانهای آن درنیاورد از لحاظ دیداری از دیدناش لذت خواهد برد. تصاویر سیاه و سفیدی که گاه با رنگ قرمز یا استفاده از رنگ زرد جذابیتهای تصویری را ایجاد کرده است. اگرچه داستان فیلم نیز قوی بوده و بیننده را جذب خود خواهد کرد.
فیلم « تیمارستان: حکایتهای پیچیدهی دلهرهآور و فانتزی» نیز یک فیلم آنتولوژی متشکل از چندین داستان کوتاه مختلف است که مانند بسیاری از این نوع فیلمها سطح داستانهای کوتاه ارائه شده در آن با هم متفاوت است. بعضی از داستانها تم ترسناک زیادی را دارند و بعضی دیگر داستان به ظاهر ترسناک اما عاشقانهای را نشان میدهند. در یکی از داستانها با روح خبیثی که توسط یک گروه شیاد بیدار میشود، روبهرو هستیم. داستان دیگر قاتل بیرحمیست که در سکانسهای تقریباً خشونتآمیزی دو مقتول خود را میکشد. در روایتی دیگر ما با پدر و دختری زامبی مواجه هستیم که هنوز عشق را در میان آنها میتوان دید. داستانی که عشق و وجه درام آن در بستری از سکانسهای ترسناک خود را بهخوبی توانسته است نشان دهد. داستانی که شات انتهایی آن میتواند بیننده را به فکر هم فرو ببرد. در این فیلم بلند حتی داستانی کمدی-ترسناک را هم شاهد هستیم: مرد جوانی که همه فکر میکنند مرده، ناگاه زنده میشود و اعضای خانواده تلاش میکنند، دوباره او را بکشند. در این فیلم کوتاه پاشیدهشدن خون بر درودیوار توانسته تصاویری جالب را ایجاد کند. ما حتی داستانی انیمیشنی را هم در این آنتولوژی خواهیم دید؛ پدر و پسری که نه روحاند، و نه انسان زنده. داستانی که هم از لحاظ معنایی و هم از لحاظ تصویری از تمامی داستانهای دیگر زیباتر است. فیلم از رئیسجمهور آمریکا هم نگذشته و در فیلم کوتاهی این شخصیت را به تمسخر گرفته است. داستانی که کمترین ارتباط را به داستان اصلی دارد. یک فضاپیمای گیرافتاده در فضا و یک قاتلِ حمامگرفته با خون مقتول هم در این فیلم بلند دیده میشود.
این فیلم بلند با نشان دادن انواع و اقسام فیلمهای کوتاه و تنوع در ژانر ترسناک آنها سعی کرده است بیننده را جذب خود نگاه دارد. اما سؤال اصلیتر این است که آیا این فیلمهای کوتاه میتوانند داستان اصلی را پوشش دهند؟ برندون در پایان هر فیلم کوتاه ظاهر شده و کمی حرف میزند و تنها چیزی که میتواند این فیلمها را به هم ربط دهد حرفهای برندون است که آنها هم آنقدر آشفته و گاه بیمعنی دیده میشوند که نمیتوانند فیلمها را به هم متصل کنند. هر یک از این داستانها میتوانند خوب یا بد باشند، اما هرگز نمیتوانند یک داستان منسجم را ایجاد کنند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.