سکانس ابتدایی فیلم سه زن را نشان میدهد که در بارانی شدید در حال پنهان کردن جنازهای هستند. «اَکسل» با مادر و سه کودک خردسالاش زندگی میکند. او در حال جداشدن از «یان» است. «کونسو» دختری جوان است که آرزوی داشتن همسر و فرزند دارد و «دومنیک» نیز مادر میانسالیست که همسر و دو فرزند جوان خود را دوست دارد و با آنها زندگی میکند.
فیلم «دختران شاغل» روایتگر داستان سه زن است که علیرغم میل باطنی مجبور به کارکردن در یک کلاب هستند. آنها با هم به سر کار میروند و رفتهرفته کارشان باعثشده رابطهای بیشتر از یک همکار داشته باشند. آنها با هم دوست هستند و میتوانند یکدیگر را درک کنند، حتی اگر درباره مشکلاتشان با یکدیگر صحبت هم نکنند. فیلم در روایت ابتدایی خود داستان زندگی اَکسل و مشکلاتی که دارد را نشان میدهد. در این میان همسر سابقاش نیز مدام به او میگوید که دوستش دارد و نمیخواهد او را از دست دهد، اما اکسل که حضانت بچهها را هم دارد دیگر نمیخواهد با یان زندگی کند. این روایت ابتدایی در دو روز اتفاق میافتد. سپس داستان به زندگی کونسو و اتفاقاتی که در این دو روز برای او رخ میدهد، نگاه میکند. کونسو با مردی متأهل آشنا شده که او نیز مدام به کونسو میگوید که دوستش دارد و حتی گردنبند زیبایی را برایاش میخرد. کونسو هم عاشق این مرد شده، اما زمانی که این مرد به او خیانت میکند، کونسو درگیر مشکلاتی میشود. دومینیک که از همه سن بیشتری دارد سعی میکند به دخترش نزدیک شود، اما انگار دخترش به پسران نامناسبی علاقه دارد و مادر از اینکه سرنوشت دخترش شبیه سرنوشت خودش شود، نگران است. این سه زن هر کدام مشکلات و اندوههای عمیق خود را دارند و داستان بهخوبی در نیمهی اول این مشکلات را به بیننده نشان میدهد و شخصیتها را میشناساند چنانکه اوضاع زندگیشان برای ما کاملا قابلدرک میشود. در نیمهی دوم اما مشکلات این سه شخصیت اوج گرفته و اندوه آنها نیز بیشتر میشود. پس این سه نفر تلاش میکنند مشکلاتشان را حل کنند و در این میان به یکدیگر هم کمک کنند.
فیلم «دختران شاغل» درامی تلخ است که سعی دارد نگاهی کوتاه کند به زندگی زنانی که همواره سرزنش شدهاند و به نامهای بدی خوانده شدهاند. هیچکس هرگز از آنها نپرسیده است چرا آنها متحمل این کارها شدهاند. هیچکس هیچوقت دلایل این افراد را نشنیده است و همواره این زنان و دختران بودند که مورد قضاوت قرار گرفته و شنیع دیده شدهاند. در صورتی که هیچکس مردانی که با این زنان همراه شده و از آنها استفاده میکنند را مورد قضاوت قرار نمیدهند. چطور ممکن است کاری برای یک قشر، جنس -یا هر چه که میخواهیم ناماش را بگذاریم- اشتباه و حتی کثیف باشد، اما همان کار برای قشری دیگر نه تنها کثیف که مایهی افتخار محسوب شود؟ این چگونه قضاوت و عدالتی است؟ فیلم در نگاهی عمیق و در زیرلایههای سکانسهایاش این سؤالات را از بیننده میپرسد و بینندهی هوشیار را مجبور به اندیشیدن به پاسخ این سؤالات میکند.
فیلم «دختران شاغل» داستان و روایت خوبی دارد و توانسته سه شخصیت خود را به خوبی به مخاطباش بشناساند، اما تنها مشکل آن در ارائهی داستان همسر سابق اکسل است. فیلم اگر زمانی را برای شناساندن شخصیت یان -که یکی از شخصیتهای تاثیرگذار فیلم محسوب میشود- قرار میداد و دلیل جدایی این دو را از یکدیگر به بیننده نشان میداد، میتوانست رابطهی بیشتری را بین داستان و بینندهاش ایجاد کند و دلایل کارهای اکسل نیز منطقیتر دیده میشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.