یکی از کارکنان «مارسی» که چند روز پیش توسط او اخراج شده است، با تفنگی در دست به شرکت بازمیگردد و چندین نفر از افراد شرکت را میکشد اما او جان سالم به در میبرد. این اتفاق مارسی را تحت تأثیر قرار میدهد و تصمیم میگیرد که برای مدتی به خانهی خواهرش در شهری دیگر برود. اما او مثل همیشه مست است و در بین راه برای استراحت به هتلی وارد میشود. هتلی عجیب که اتفاقاتی در آن برایاش رخ میدهد.
فیلمهای زیادی با لوکیشن هتلهایی بزرگ و ساکت که در آنها اتفاقات ترسناک رخ میدهد، ساخته شده است. امسال نیز فیلم «هتل دریاچه» با همان المانهای ترسناک مرسوم مانند ایجاد صدا و تصاویر سایهمانند در داخل هتل و راهروها توانسته بود تاحدودی القاکنندهی ترس به مخاطباش باشد. فیلمی که اگرچه چندان قابلاتکا نیست، اما نسبت به این فیلم در درجهی بالاتری قرار دارد. در فیلم «جادهی روشن تپه» نیز ما با هتلی مواجه هستیم، اما این هتل جذابیتهای تصویریای که در فیلم «هتل دریاچه» با آن مواجه بودیم را در خود ندارد. در هتل دریاچه اسبابووسایل هتل با رنگهای استفادهشده در دیوارها، محیط زیبایی را ایجاد کرده بودند که دیدن تصاویر را لذتبخش میکردند. اما جادهی روشن تپه هیچ زیباییای در تصویر ندارد و همهچیز در آن از این لحاظ ساده و معمولیست. در این فیلم استفادهی مداوم از موسیقی در سکانسها در ابتدای داستان شاید بتواند ایجادکنندهی تعلیق خاص و موردنظر داستان شود، اما رفتهرفته با تکرارش دیگر این موسیقی هم احساس اولیه را نمیتواند در بینندهی خود ایجاد کند و ترسناک به نظر آید. اما در فیلم هتل دریاچه موسیقی در ایجاد این تعلیقات تا حدودی موثر بوده است. برای درک بهتر موسیقی در ایجاد تعلیق شاید بهتر است نام فیلم معروف «درخشش» را بیاوریم.
از سوی دیگر فیلم «جادهی روشن تپه» شباهتهایی نیز به فیلم «نردبان جیکوب» محصول ۱۹۹۰ -نسخهی بازسازیشده آن محصول سال ۲۰۱۹ میباشد- دارد. داستان این فیلم دربارهی یک سرباز جنگیست که اتفاقات زندگی او را بعد از بازگشتاش از جنگ ویتنام نشان میدهد. تمرکز اصلی فیلم به اثراتیست که این جنگ بر روح و روان جیکوب گذاشته است. جیکوب به خانه باز میگردد، اما خود را در دنیایی روانپریش میبیند که روح او را تسخیر کرده است. اتاقی که برادرِ سربازش در آن مرده است برای او تبدیل به زندانی میشود که از آن راه گریزی ندارد و داستان در خواب و بیداری برای جیکوب طی میشود. مارسی نیز در این فیلم در دنیایی که بیدارخوابیست گرفتار شده است. او هرچه تلاش میکند نمیتواند از این هتل خارج شود و گذشتهاش مدام در برابرش قرار میگیرد. گذشتهای که همراه با اتفاقات تلخیست که مارسی باعث آنها شده، اما متآسفانه فیلم در نشان دادن این داستان نیز ضعیف عمل کرده است. تمام فیلم یک چرخهی بیهوده شده که در آن مارسی مست میکند و خوابوخیال میبیند و هنگامی که میخواهد از هتل خارج شود خانمِ صاحب هتل خود را نشان داده و او را ترغیب به ماندن در هتل میکند. «اوون» نیز به عنوان شخصیت دیگر مهم فیلم و مسافر دیگر هتل به صورتی ناگهانی نشان داده میشود و شخصیتاش بههیچ عنوان تعریف درستی نمیشود. بیننده تنها با یک حرف باید شخصیت او را درک کرده و بشناسد. شخصیت صاحب هتل نیز پرداخت ندارد و با وجود داشتن سه بازیگر اصلی جای تعجب است که چرا فیلم به شخصیتهای خود نتوانسته بپردازد. از این روست که با اینکه طرح کلی داستان به نظر جذاب میآید، اما در نهایت هیچ چیز در تصاویرش به بیننده نشان نمیدهد و همهچیز باریبههرجهت است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.