«فرانکو» به دنبال خواهرش میگردد. در بین راه وارد یک هتل میشود. در این هتل انگار همه از خواستهی فرانکو برای یافتن «آن دختر» اطلاع داشته و در ازای پول میخواهند به او کمک کنند. او نیز که نمیتواند از هیچ سرنخی بگذرد، سعی میکند به هر طریقی که شده اطلاعاتی درباره خواهرش کسب کند، اما در این میان نیروهای شیطانی اجازهی این کار را به فرانکو نمیدهند.
در فیلمهای بسیاری گمشدن یکی از افراد خانواده یا گمشدن عشقهای شخصیتهای داستانی باعث میشود قهرمان داستان برای یافتن عزیزاناش یا حتی انتقام از کسانی که باعث این کار شدهاند، دست به اقدام زده و خود به تنهایی به جنگ با این آدمها برود. در فیلم «ربوده شده» پدر برای پیداکردن دخترش که در دام دلالان انسان گرفتار شده است تلاش میکند. فیلمی که بدون وجود نیروهای شیطانی عجیبوغریب و تنها با نیروهای شیطانی درون آدمی توانست سکانسهای جذابی را بسازد که بیننده از دیدناش لذت ببرد. در فیلمهای شیطانی و جادوئی اما گم شدن آدمها معمولاً با مُردن آنها همراه است و نیروهای شیطانی با کشتن قربانیان خود به سراغ قربانی دیگری میروند و هیجان و استرس مردن و کشتهشدن در این نوع فیلمها همواره با بیننده است. فیلمهایی چون «کینه» و «حلقه» محصول ۲۰۰۲ فیلمهایی هستند که در آنها یک شیطان قربانیان خود را در سکانسهای ترسناکی از بین میبرد و بیننده را برای مردن یا نجات یافتن قربانی بعدی با خود همراه میکنند. اما فیلم «نیروهای تاریکی» نه داستان ربوده شدن دختر در آن پرداخت درستی دارد و نه نیروهای شیطانی آن را میتوان به درستی شناخت.
فیلم «نیروهای تاریکی» را اگر به دو بخش تقسیم کنیم؛ بخش اول آن تماماً به بیهودگی میگذرد. در ابتدای فیلم فرانکو زمان زیادی را بر روی موتور نشسته تا به هتل برسد. در هتل هم او مدت زیادی از پنجرهی اتاقاش به بیرون و به دیگر افراد نگاه میکند یا در راهروهای هتل دنبال آن دختر میگردد. در ادامه نیز با کمک به یک زن آن زن عاشقاش شده و تصاویر مدتی این دو را پیگیری میکنند. نیمه اول اینگونه تمام میشود؛ نیمهای خستهکننده، فاقد داستان و حتی فاقد تصویرهای قابل تحمل. اما نیمهی دوم حتی از نیمهی اول هم بیهودهتر و بیمعنیتر است. ما که نمیدانیم خواهر فرانکو چرا و چطور گم شده است و آیا درواقع گم شده یا دزدیده شده است، حالا باید فرانکو را ببینیم که با نیروهای شیطانی که معلوم نیست آنها هم که هستند و چه میخواهند، روبهرو شویم. فیلم برای نشان دادن این نیروهای شیطانی نیز خلاقیت خاصی ندارد؛ آنها یا از دهانشان چیزی خارج میکنند یا قیافهای به ظاهر ترسناک دارند. استفاده از جنگیر برای نشان دادن جایِ خواهر فرانکو هم در میانهی فیلم دیده میشود و اینگونه است که فیلم از داستانهای درهمی که تکلیفاش با خودش هم معلوم نیست پر شده است. از سوی دیگر وجود بازیگرانی است که نه بازی خوبی دارند و نه حتی گریم و لباس خوبی. فرانکو مردی بلندقد است که همیشه پالتو بلندی پوشیده و سعی دارد مانند «نئو» در فیلم «ماتریکس» راه رود. شخصیتی فاقد پرداخت و فاقد رفتارهای مناسب. مابقی شخصیتها نیز بهتر از قهرمان این زبالهی تصویری نخواهند بود.