پل گرینگراس را با سری فیلمهای «جیسون بورن» میشناسیم. اما همکاری او با تام هنکس به فیلم «کاپیتان فیلیپس» باز میگردد. حال در سال ۲۰۲۰، شاهد همکاری این دو در فیلم «اخبار جهان» هستیم. زمان فیلم، شش سال پس از جنگهای داخلی آمریکاست و مکان آن ایالت بزرگ تگزاس است. مردمان جنوب تحت کنترل سربازان شمالی هستند. کاپیتان «جفرسون کید» شهربهشهر در حال خواندن داستانهایی از روزنامههای مختلف برای مردم است. درآمدش از این راه کسب میشود. در یکی از سفرهایاش ناگهان به یک درشکهی شکسته برمیخورد که یک مأمور فدرال در نزدیکی آن از یک درخت حلقآویز شده است. در همین حین دخترکی بلوند را مییابد که به زبان سرخپوستی در حال فریاد زدن است. با پیداکردن مدارک از میان لاشهی درشکه، متوجه میشود این دختر که «جوهانا» نام دارد، شش سال پیش، هنگامی که سرخپوستها به خانوادهاش حمله و آنها را قتلعام میکنند به میان سرخپوستها برده شده و تا کنون میان آنها زندگی کرده است. این مأمور فدرال حلقآویز شده هم در حال انتقال او نزد خاله و شوهرخالهاش در جنوب تگزاس بوده است. تقابل این دو کاراکتر قرار است خط مستقیم روایت را تشکیل دهد. مطمئناً پس از این افتتاحیه انتطار این را داریم تا شرایط طوری رقم بخورند که این دو با یکدیگر در این مسیر طولانی همسفر شوند. همین هم خواهد شد. انتظار معجزهای پستمدرنی از این فیلم نداشته باشید. اما یک نکته در این میان حائز اهمیت است و آن هم تزریق نوعی شاعرانگی و نگاه رئالیستی به درون ژانر وسترن است. تقریباً ۱۲ سال پیش بود که فیلم «قتل جسی جیمز توسط رابرت فورد بزدل» نگاهها را بهسوی خود جلب کرد و یک کارگردان توانست از دل خشونت ژانر وسترن، عصارهای درامگونه را بیرون بکشد. در فیلم «اخبار جهان» نیز ما با همین نگاه مواجه هستیم. قرار نیست مانند «نابخشوده» انتظار بازگشت و هفتتیر بهدست گرفتن کاپیتان جفرسون کید را داشته باشیم. جفرسون کید خسته از هر جنگ و درگیری است و تنها سلاح او تکههای روزنامههایی است که از میان خطوط آنها مردمان خستهی جنوب را سرگرم میکند. او در لابهلای اخبار حوادثی که برای آنها نقل میکند، نیمنگاهی هم به سبک زندگی ایالات شمالی دارد و فقط با نقلقول اخبار میخواهد بذر تفکر را میان مردمان ایالات جنوبی بکارد. حتی مانند موعظهگران هم به موعظه نمیپردازد. او کاملاً خنثی و بیطرف به نقل اخبار میپردازد. بازی زیبای تام هنکس در نقش جفرسون کید را نباید در باورپذیرتر کردن این کاراکتر از نظر دور داشت. حتی با دقت به میمیک چهرهی او، رگههایی از نگاه و حرکات لب کلینت ایستوود را میتوان شاهد بود. البته که همکاری قبلی او در فیلم «سالی» و لذتی که از این همکاری برده بود نیز میتواند در اجرای این نقش تأثیرگذار بوده باشد. جفرسون کید همچون یک مسافر که به جایی تعلق ندارد، مدام در حال گذر است. در این گذر «جوهانا» نیز همراه اوست. شاید دیگران این دختربچه را یک وحشی خطاب میکنند، اما جفرسون کید دید دیگری دارد. او از دیگران میخواهد تا به این دخترک اجازهی تطبیقپذیری بدهند.
یکی دیگر از نکات قابل توجه این فیلم استفاده از دوربین روی دست در بعضی سکانسها است که لرزش دوربین هنگام عبور از تپههای سنگلاخی یا برخورد با افرادی آشنا از گذشته در شهری جدید، آن حس رئالیستی را بیشتر به درون قاب تزریق میکند. در این بین نباید از صداگذاری بینقص فیلم هم چشم پوشاند. زمانی که اسبها بعد از مسافت طولانی در حال نفسنفس زدن هستند و قاب دوربین هم بهطور ساکن شاهد نزدیک شدن اسب و سوارش به مرکز خود است، باعث میشود مخاطب بیشازپیش درون قاب گرینگراس غرق شود. از کار زیبای «جیمز نیوتون هاوارد» در موسیقی متن فیلم هم نباید غافل بود. این موسیقی متن همزمان با سفر کید و جواهانا روی قابها مینشیند. گرینگراس در استفاده از موسیقی متن روی تصاویر سعی کرده کاملاً اقتصادی عمل کند و همین باعث شده تا هنگامی که نوای موسیقی روی تصاویر میآید، مخاطب با تمرکز بیشتری موسیقی را بپذیرد و از آن لذت ببرد. فیلم «اخبار جهان» گذریست بر آمریکای پس از جنگ داخلی و جفرسون کید همچون ناظری بر این رویدادها از دل آنها عبور میکند تا جفرسون کیدِ واقعی را بیابد یا بتواند با آنچه که دنیای جدید را در حال ساختن است خود را وفق دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.